![]() |
![]() |
|
| magalat |
|
پرواز برفراز آسمان آسمان ها : فلک الافلاک محرم فرزانه فلک الافلاک فلکه نهم است محیط بر همه فلک ها. سپهرسپهران است وآسمان آسمان ها. فلک الافلاک نامی است که به روایت کتاب جغرافیای لرستان به دستورمحمدعلی میرزا فرزند ارشد فتحعلیشاه وحاکم دست نشانده وی برلرستان درسال 1222ه . ق برقلعه خرم آبادنهاده شده است. درادوار مختلف این قلعه رابانام های دیگری همانند: قلعه خرماباد، دژ شاپورخاست، قلعه سفید ، دژسیاه ودژ سلاسل خوانده اند . گذشتگان ِ خرم آباد برآن نام «قلا» می دهند وبرخی ازشهروندان آن رادوازده برج می خوانند این نامگذاری علتی دارد . 12برج گرداگرد قلعه علت آن است. ازاین میان نام « شاپورخاست» قدیمی تراست ودرمنابع می توان آن را پیداکرد. اما درهیچ یک از منابع نمی توان به سند یامدرکی دست یافت که برتاریخ ساخت قلعه اشاره داشته باشد اما شواهد قدمت فلک الافلاک رابه دوره ساسانی می رساند. مختصات بااحتساب ارتفاع دیوارهای بنا ازاطراف خود ،بربلندای تپه ای به ارتفاع 40متردرمرکز شهرخرم آباد ودستخوش تحولات ودگرگونی بوده است. آنچه درمعماری کنونی این قلعه به چشم می خورد الحاقاتی است که درفاصله های زمانی مختلف صورت پذیرفته ودردوره های تاریخی متعددتحولاتی به خود گرفته است . محوطه باستانی قلعه درحدود 120هزارمترمربع وسعت دارد ومحدوده داخلی قلعه 5300مترمربع مساحت دارد. حیاط ها فضای داخلی قلعه دارای دو حیاط است . حیاط اول جهتی شمالی – جنوبی دارد وابعادش 5/22*22مترمی باشد.ازهشت برج قلعه ، چهاربرج درپیرامون این حیاط یعنی 2برج درشمال وشمالغربی و2برج دیگر درجنوب وجنوب غربی دیده می شود. حیاط مستطیلی شکل دوم درجهت شرقی – غربی طراحی شده و21*29مترابعاد دارد. وچهاربرج باقیمانده دراین حیاط به چشم می خورد. ویژ گی های قلعه اولا درب ورودی بنا درسمت شمال ودربدنه برج شمال غربی تعبیه گردیده و گریزگاه مخفی قلعه درضلع جنوبی وفضاهای زیر زمینی درضلع شمال وشرق قرار دارد. درزیر قلعه چشمه آب بزرگی جریان دارد که چشمه گلستان نام گرفته است که از دامنه شمالی تپه سرچشمه می گیرد . چاهی با عمق نزدیک 50متربادریچه روشنایی درحیاط اول گواهی می دهد که آب مورد نیاز قلعه ازآن تامین می شده است. نوشته اند خزانه حکومتی خاندان بدر درقرن چهارم هجری ، مقرحکومتی اتابکان ووالیان دردوره صفویه تاقاجار وسرانجام پادگان نظامی وزندان سیاسی دردوران اول ودوم پهلوی ازمهمترین کاربری های قلعه درگذشته به شمار می آید. ارتفاع بلندترین دیوار تاسطح تپه 5/22متروپلان بنا به صورت هشت ضلعی نامنظم است . اگرروزی گذرتان به خرم آباد افتاد وبی اختیار به درون این قلعه تاریخی کشانده شدید واز فرم های زیبا وماهرانه سردرها وطاق ها واطراف پنجره ها وچینه ها لذت بردید درموزه مردم شناسی صفا خواهید یافت . پس دراین مجموعه جذاب که یکی از غنی ترین موزه های مردم شناسی کشور است فکرتان رابسپارید به : گالری عکس ، سالن عروسی، عکس های قاجار، سالن مشاغل وظروف، سالن سوگواری، بافته های بومی ، سالن عشایر ، سالن موسیقی ، سالن شکار وسالن نان . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 12:35 توسط moharramfarzaneh |
|
|
مرگ چنين خواجه نه كاري است خرد درخاموشي چراغ عمر استاد سيد جمال ترابي طباطبايي محرم فرزانه
درسالروز شهادت امام جعفرصادق كه سالگشت به خاك سپاري شاعر عزيز "ناصرمهرابي" هم هست بانوشتن خودم راسرگرم مي كنم تابدين وسيله غم فراق ازدلم كاسته شود. روز چهارشنبه است وعقربه هاي ساعت به 23:10دقيقه مي رسد .دخترانم كه هنوز بيدارند به ناگاه صداي حسرت بلند مي كنند وبه كتابخانه شخصي ام سرازير مي گردند:« بابا! بابا! استاد ترابي رفت!». آنان هم خاطرات خوشي از استاد به ياد دارند . خبرتكان دهنده است . ازجاي برمي خيزم به پذيرايي مي روم بچه ها خبراستاني رامنبع خود ذكرمي كنند . درست هم هست تصويري ازاستاد برصفحه تلويزيون نقش بسته است ونوشته اي رفتن " پدرسكه شناسي شناسي ايران" رامي رساند . تاساعاتي خواب به چشمانم نمي نشيند زيرا دركناراين رويداد ملال انگيز ؛ چند روزي است كه از حافظه ام نكته اي پاك شده است . قصد داشتم آن رابر« نوشتن هاي روزانه» ام بيفزايم ولي هرچه بيشتر فكر مي كنم آن رابه خاطر نمي آورم . بااين دغدغه ها شب از نيمه گذشت و نمي دانم درچه ساعتي به خواب فرورفتم . دقايقي مانده به اذان صبح روز پنجشنبه؛ چشم گشودم . بلافاصله به ذهنم خطوركرد كه هرطور شده بايستي درتشييع جنازه استاد ترابي طباطبايي حضوريابم . سراز بالش برنداشته ، گم شده خويش رابه طور ناگهاني يافتم :« بزرگترين خسارتي كه درزندگي ديده ام، زماني به من تحميل شد كه از زبان استاد ترابي شنيدم درانزواي اتاق ؛ عمرراسر مي كند ونمي تواند به كوه ودشت برود » . اين سخن تلخ احتمالا پنج سال پيش به من گفته شد . ازآن لحظه پي بردم كه چقدر بد شانسم. «چه كند كز پي دوران نرود چون پرگار هركه دردايره گردش ايام افتاد » پي بردم كه چقدر مي توانستم ازاستاد بهره ببرم وديگر نمي توانم . اين محروميت داغ حسرتي بردلم شد . تا حدي كه هرگاه به ديدار استاد درمنزلش مي رفتم تاسف مي خوردم وآه ازنهادم برمي خاست . چند بار آن بزرگ مرد متوجه اين ناراحتي گرديد اما نه اوبه روي خود آورد ونه من بااودرميان گذاشتم . ببينيد بعد ازچها ر – پنج روز چگونه ودرچه موقعيتي گمشده وفراموش شده ام رايافتم ؟! چهره ا ي ماندگار استاد سيد جمال ترابي طباطبايي بركشور ما سرمايه بود . نبودنش ، نداشتن هاي بسياري متوجه جامعه مي كند. « اي جهان برمرگ اين فرزند مي شايد ترا خاك اگر برسر فشاني ورگريبان بردري» ازاين به بعد جوانان به « سفينه نامه» پناه ببرند. ارزش تبريز رادر« تاريخ به روايت سكه وضمايم» جستجو نمايند . با« آثارباستاني سراب » انس گيرند . با« كليبر» دوشادوش بابك برظالمان بشورند . در« سكه هاي ماشيني ايران » پنجره اي به تاريخ داشته باشند . مردم ؛« سكه هاي اسلامي ايران » را راهگشاي حقايق گذشته هاي دورونزديك بدانند. تاريخ فراموش شده رادر« آثارباستاني اهر » به چنگ آورند. پنجشنبه اي بي جمال ! روز 23مهر 1388روز نامهرباني شد. وقتي دروادي رحمت تابوت محقق ؛پژوهشگر ومورخ توانمند معاصر راملاحظه كردم باخود گفتم استاد مانمي ميرد: كه مرد فحل(نيك دانا) به گوراندرون نه مرده بود ومردجهل ابرتخت بربود ؛ مردار نماز ميت اقامه شد وجهت حمل ؛ من هم به زير تابوت رفتم درحالي كه مضمون بيتي رادرذهن خود مرور مي كردم كه دركتاب « ثمرات الاوراق » ازماخذي آمده است ودرمرثيه نقيب الاشراف بوده: لَاَتوه اعناقُ الرجالُ بحمله يكفي الذي حملوه من نعمائه « هرآينه ؛ مرداني آمده اند كه اورا روي شانه هاي خود حمل كنند . حال آْنكه همانهايي كه هميشه ازخيرات وبركات وجوداو برخوردار بودند براي حمل اوكافي هستند». اما مگر ازخيرات وبركات وجودنازنين اين برگزيده عصرحاضر ؛ تنها جمع حضوريافته درقطعه هنرمندان وادي رحمت نصيبي داشته اند ؟ هرگز! ايران سرافراز مديون قلم وقدم مرد بزرگ آذربايجان است . ثمره عمر 84 ساله استاد اين قدر عظمت دارد كه كل تاريخ در برابر او كم مي آورد. اين جماعت راچه شده است؟... درجوار رحمت حق آسوده باد! رحمه الله عليه رحمه واسعه .
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 12:33 توسط moharramfarzaneh |
|
|
زیویه ، طنین تاریخ ریشه داردرگوش روزگار نوشته :محرم فرزانه دربیست ودوکیلومتری جاده ی سقزبه سنندج، شهرصاحب مرکزدهستانی به همین نام قراردارد. مسیری آسفالته ومنشعب ازاین راه اصلی، درسمت چپ ازکناره ی روستاهای خانقاه، تیزآباد، دشت لگزی، روستای لگزی، قلعه کهنه، چاغرلو، یاپیشقان، وقره نوگذشته ومسافررابه سه راهی ای می رساند که ازآنجا ، سه کیلومتر- درسمت راست- با زیویه وبیست وهفت کیلومتر- به طورمستقیم- بایکی ازغارهای مشهوردست کن ایران یعنی "غارکرفتو" فاصله است. اینجادرجنوب شرقی سقزودرمیان روستاهای قبلانتو، عبدالمومن، یورقل وزیویه ، تپه ای باستانی که یکی ازمراکز مهم مادهابوده روح ناآرام انسان راآرام می سازد وذهن رالبریز ازکنجکاوی می کند. خاک کردستان گرچه جان هرمیهمانی راجلا می بخشد ومردم اصیل، پرتلاش ، صبورومیهمان نواز کرددرهرنقطه ازاین استان بااخلاق ومنشی ستوده ، خستگی راه راازدل وجان هرگردشگری می زدایند اما حتم دارم سوای ازاین مزایا، اکثر سیاحانی که به استان کردستان وارد می شوند به سراغ تپه زیویه هم می آیند تااین گنجینه ی سحرانگیز ومفتون کننده راازنزدیک ببینند. دردامنه ی قلعه ی زیویه ، قناتی جاری است ودرپای آن درختان مثمر، موجاموج بادها تکان می خورندو یکی درکام میهمان می غلتد وشیرینی زندگی رادرقالب آیینه ی زمان رقم می زند ودیگری باشاخه های بارورفروافتاده اش نوازشگری می کند. وهیاهوی روزمره ی اجتماعی درگستره ی آن رنگ می بازد. آن یکی لطیف است واین یکی سرسبزومعطر. بااشتیاقی خاص، به فراخوان تپه لبیک می گوییم. این تپه مارابه گذشته های دورمی برد غبارقرون متمادی نمی تواند به این سیروسلوک ماخدشه ای واردآورد. این سایت چنان منابعی دردست دارد وچنان زبان گویایی ازتجربه های فرهنگی وتاریخی برای بازگوکردن دارد که نمایاندن وگفتن نمونه ای واندکی ازآنها، اشتیاق شنیدن راصدچندان می کند. "گنج زیویه برای نخستین باردرسال 1947میلادی(1326) تصادفا توسط کشاورزان آن سامان کشف شد. این ناحیه درسده هفتم پیش ازمیلاد به دولت مانناییان تعلق داشته .دولت مانناهابامادهاعلیه آشوریان متحدشدواین دولت ازآشورشکست خورد. درسالهای 660ویا659پیش ازمیلاداین ناحیه توسط سکاهااشغال شدوبه ضمیمه خاک آنهابه سرزمین سکاهاافزوده گردید."[1] "{با} کشف غارکرفتووگنجینه زیویه دراطراف سقز، تحقیق درباره کردستان ازجنبه ی افسانه سرایی خارج گردیدوبرفرضیات نادرست کسانی که شناخت کافی درباره ی کردستان نداشتند ویااینکه رعایت بی طرفی رانمی نمودند خط بطلان کشیده شد وبه اثبات رسیدکه کردهاآریایی وازنژادماد می باشندکه هزاران سال پیش درکردستان ساکن بوده اند."[2] درزمان ایران باستان"هرحکومت درنزدیکی پایتختش (زیویه) داشته که محل خانواده سلطنتی وبزرگان وامرائ کشوری ولشکری- وشایدهم روحانیون طرازاول- بوده چنانکه درنزدیکی سقز، بانه، پاوه(اورامان)، سورداش(نزدیک سلیمانیه درخاک عراق)، زیویه وجوددارد."[3] "انسان پس ازتحقیق وبررسی دراین زمینه به این نتیجه می رسد که گنج زیویه متعلق به یک نقطه وآثاری نیست که دریک غاری پنهان شده باشد یایک فرمانروای غارتگر آنرادرصخره ای پنهان یایک غاری رادریک صخره ایجاد واین آثاررادرآن جای داده باشد.همه این پزوهش ها ازیک واقعیت حکایت می کندکه این گنج مقبره یک فرمانروای سکایی است که براساس سنن سکاها وآداب ورسوم تدفین آنهابه خاک سپرده شده باشد. جسد این شخص مرده راباواکس پوشانده اند. اشیائ به دست آمده ازاین مقبره عمدتا ازفلزات گران بها می باشد. ازآن جمله است گردن بندوغلاف یک شمشیر، افزون براین یک صفحه فلزی به صورت سینه بندکه ازاصابت تیر به سینه جلوگیری می کند ونیز تعدادی صندلی ازقطعات بسیارزیبای عاج که بامهارت واستادی فوق العاده به هم چسبانده شده است . پاره ای زیورآلات که بی تردید زنانه هستندمانند چهارنشان ازطلاوبیست ویک نقره وپانزده نشان مفرغی وچهارپلاک طلایی وسی وهشت عددسیمین به دست آمده ، تعدادهفت نیزه نوکدار بیانگرآن است که محافظان نیزقربانی شده اند ظروف خوراکی وآشامیدنی ازجنس طلا ودرکنار آن ظرف هایی ازجنس سفال. محتوای گنج زیویه بیش ازآن است که نام برده شد. مهمترین قطعات هنری واشیایی وآثاری که ازگنج زیویه به دست افتاده است به قول کارشناسان اسنادواشیائ باستانی دارای مهرهنراورارتویی است."[4]
[1] - دکتراردشیرخدادایان ، تاریخ ایران باستان، انتشارات سخن، چاپ اول، 1383ص154 [2] -علی اکبروقایع نگارکردستانی ، حدیقه ناصریه ومرآت الظفر(جغرافیاوتاریخ کردستان)، بکوشش محمدریوف توکلی،چاپ دوم1384ص9 [3] -مصطفی کاوه ، مونوگرافی سقز، چاپ اول خرداد1370ص44 [4] - دکتراردشیر خدادایان ، پیشین ،تلخیصی ازصفحات166تا170 قلعه حووض لی ؛ دژی اعجاب انگیز محرم فرزانه موقعیت جغرافیایی رشته کوه آتشفشانی خاموش سبلان (=ساوالان) درجهت شرقی – غربی تاکوههای قوشاداغ هریس باطول بیش از 60کیلومتر امتداد یافته است. تقریبا درمنتهی الیه غرب کوهستان سبلان روستایی است به نام "اسماعیل کندی " که تااین اواخر درخلوت وسکوت فصول مختلف خصوصا درفصل های پاییز وزمستان فرو می رفت .این روستا ازجنوب به روستاهای:" توپراق لی" و"جنگل" ، ازشمال غربی به روستای "قانقال لو" وازجنوب غربی به روستای "قوملی" محدودمی شود. اسماعیل کندی ازشهرهریس 16کیلومترفاصله دارد. راههای ارتباطی بعدازشهرهریس با فاصله ده کیلومتری روستای تاریخی"خانقاه" قراردارد ازآنجایک جاده خاکی به "اینچه کندی" – سه راهی "یاغلی"(=سوناجی) می رسد. یک جاده خاکی دیگر که به تازه گی زده شده است ازخانقاه به ییلاق یاغلی منتهی می شود. کوهنوردان وطبیعت دوستان می توانند باطی 5/1کیلومتر جاده آسفالته خانقاه – هیق ازمحورزمینی هیق- اوکوزداغی خودرا به ییلاق آلان برسانند وازآنجا نیزاز طریق راه "آلان یوردی" درسه راهی"یاغلی " حضوریابند. ناگفته نماند که محورهای یادشده چنانچه پیداست درسه راهی "یاغلی " تلاقی پیدا می کنند. ازاین سه راهی می توان به طرف شرق راه رادرپیش گرفت وبعداز عبور ازروستای قوملی ورودخانه همیشه سیال وجاری وپرخروش شیرران وارد روستای اسماعیل کندی شد. محوطه ای اعجاب انگیز قلعه ای که قبل ازانقلاب درعرف واصطلاح محل بانام "قیزیل لی چشمه" یا"قوشاحووض لار" یا" میس لی قالاسی" شناخته می شد دودهه است که"حووض لی قالا" خوانده می شود. تپه های بلند سنگی بادیواره های شیب دار نزدیک به خط عمود بااولین نگاه انسان رابه دیرین ترین تمدن دیرپا رهنمون می گردند.قلعه حووض لی باوسعتی بیشتراز 15هکتار ازبخش های مسکونی ، گورستان، برجهای دیده بانی وارگ تشکیل شده ورازآلود درزیر خاک مدفون ویکی از بزرگترین وگسترده ترین قلعه های تاریخی آذربایجان است. به نظر می رسد که تنها راه ورود به قلعه درانتهای ضلع جنوب غربی قلعه درکنار رودخانه واقع بوده که راهرو کنده شده بر،یال سنگی کوه باپلکان 38پله ای موجود که درمعرض فرسایش باد وباران بوده اند دلالت برآن دارد. ازاین ناحیه، قلعه بررودخانه خروشان مشرف است.تهیه آب برای شستشو ی لباس وظرف واستحمام وغیره ازاین نقطه باانتقال دستی آن به داخل قلعه متصورمی باشد.ییلاق "مدن علی" بهترین شرایطرا درداخل سایت برای چرای احشام وتامین غذای سپاهیان فراهم آورده است. ازسمت روستای توپراق لی موانع طبیعی وحشتناکی همانند صخره های تیز وهولناک ،حصاردفاعی مستحکمی برای قلعه نشینان تدارک دیده است که امکان هرگونه عبور بیگانه ای راباز می ستاند. قسمت ارگ درجنوب شرقی اسماعیل کندی ازدامنه خویش 300مترارتفاع دارد. بیش از 30سال پیش متاسفانه گنجینه عظیم تاریخی این مکان دریک حفاری غیرمجاز وطی سه روز حمل اشیای عتیقه قاچاق شد. درچهارجهت ارگ ، آثار قلعه های دیگری به چشم می خورد که روی هم رفته یک چیز را روشن می سازند:" قلاع نظامی مستحکم واستوار این سایت ، قرارگاه فرماندهی ومحل نگهداری اسناد وخزاین بوده است."نیمه اول هزاره اول قبل از میلاد قدمت قلعه است . البته آثاری از قرون 6و7هجری قمری نیز دراین محوطه خودنمایی کرده اند. قلعه حووض لی به شماره 16364درتاریخ24/8/85درفهرست آثار ملی ثبت گردید. آبراهه ها، حوضچه هاوپله ها علاوه برمنافذی که دربدنه سنگها ایجاد شده اند آبراهه ها یا نهرآب هایی دیده می شوند که نزولات آسمانی ازبرف وباران گرفته تاتگرگ وحتی شبنم رابه حوضچه های آب هدایت می کنند. سند زیبا وقاطع این سخن : حوضچه کاملا هندسی کنده شده بربدنه سنگی کوه آنهم درلبه پرتگاه درفضای ارگ می باشد. . عمق این حوضچه سنگی 3متر وابعادش 5/2*2متراست. 12پله کنده شده برگرده ماهی بدنه سنگی کوه که به حوضچه می رسد دردوجهت تعبیه شده است: غربی وشمالی. این پله ها به سطح فوقانی صخره ختم می شوند که ناوی کنده شده دارد. واضح است که نزول های آسمانی ازاطراف به این ناو هدایت شده وازآنجا به حوضچه ذخیره آب سرازیر می شوند. علاوه بروجود آبشارها که درفصول بارانی تنوع خاصی به محوطه باستانی حووض لی می دهد چشمه های آب نیز برامنیت قلعه می افزاید تاقلعه نشینان از آنها سیراب گردند. تصاویر روی صخره ها نگارنده حدود ده سال پیش درحین کوهپیمایی درمسیر خانقاه – اینچه کندی سنگ افراشت های متعددی درفاصله کوتاهی از جاده ملاحظه کرده بودم. دراین سنگ افراشت ها ، تصاویری زیادی باظرافت های خاص، حجاری شده بودند که به مفاهیمی همانند سحر وجنگ پرداخته بودند . صدافسوس که چند سال پیش مصالح فروشان ساختمانی این سنگ افراشت راشکسته وتوسط کامیون ها به شهرانتقال داده اند تادرپی ساختمانها به کارگرفته شوند. برخی تصاویر نقش بسته برروی صخره ها چنین بودند:
شایان ذکراست که درسال 1381 درشمال شرق شهرستان هریس( منطقه ای که صحبت ازآن شد) معادن عظیم مس درحد ذخایر مس سونگون ورزقان کشف شد که عیار 4/8درصددارند که این عیار درحد استانداردهای جهانی است.9/8/86
قلعه لاری تپه محرم فرزانه معرفی قلعه لر دهی ازمواضع خان شرقی بخش خواجه شهرستان هریس با وضع طبیعی جلگه ای وکوهستانی است .35خانوار با100نفرجمعیت دارد. محدوداست ازشمال به روستای " استیار" ازغرب به "نهند" و"تازه کند" ، ازشرق به شهرک پایین وازجنوب به روستای "گوورچین" . راه قلعه لرازطریق تبریز به شرح زیر می باشد: 1) تبریز –جاده "پایان" ، ونیار تاسه راهی نهند . که ما این مسیر را به دلیل صعب العبور بودن گردنه پایان وموقتی بودن آن به دلیل بهره برداری ازسدشهید مدنی درآینده نزدیک توصییه نمی کنیم. 2) تبریز تاشهرخواجه 24کیلومتر. خواجه تاسه راهی نهند11کیلومتر. سه راهی نهند تاتازه کند نهند 10کیلومتر. تا این روستا جاده آسفالته است . اما ازاین آبادی درسمت چپ راهی خاکی با5/3کیلومتر به نهند منتهی میشود وازکنارسد نهند ودرسمت راست راهی ازنوع مالرو مسافر رابعداز 8کیلومتر به روستای "قلعه لر" می رساند. علت نامگذاری "لار" larولرlarدرزبان آذری پیوندهای جمع هستند. قالا، اسمی است که صایت آخرین آن چون زبراست با لار وقلعه ، چون صایت آخرینش نرم می باشد پس با لر جمع بسته می شود. قالابه ترکی وقلعه به عربی ازموقعیت تاریخی ونظامی آن حکایت می کند.وچون نام روستای موردبحث پیوند جمع گرفته است وجود دژهای دیگری دراطراف را به ثبوت می رساند . درشرق قلعه لر تپه ای باستانی است به نام "لاری". که مدتهاست ازباب اطلاق کل برجز قلعه قلعه لر معروفیت محلی دارد.
شرح اثر وظیفه دیده بانی ودفاع ازاین قلعه نظامی برعهده کوههای مرتفع شمال ( اوچ قارداش = قره قوش) وجنوب (دوولقا=قوزیی) بوده است. اطاق هایش از سنگ لاشه وملاط گچ وآهک بنا نهاده شده اند. قطعات شکسته سفال هایی مربوط به قبل ,وبعد ازاسلام درمحوطه مربوطه پراکنده اند. یکی از قدیمی ترین خمره های باستانی باچهارردیف حاشیه به خط زیگزاگ (خطوط کنگره دار) با مثلث های کامل توسط روستاییان ازدرون یکی ازاطاق ها سالها پیش بیرون آورده شده است . یکی ازاشخاص به محض برداشتن سرپوش آن براثر بخارات سمی موجود دردرون خمره از پای درآمده وبعد ازمدتی جان خودرا ازدست می دهد. باکمال تاسف این خمره بعدازخالی گشتن ازمحتویات ، به عنوان کندوی غلات به کارگرفته می شود ودریک روز پربرف زمستان براثر سرما ویخ زدگی ترک برداشته ومی شکند. چنان چه واضح است دیواره های اطاقها بربدنه سنگی بنا نهاده شده اند . نفوذ برقلعه ازیال غربی امکان پذیر است دیواره بلند صخره ای شمال وشرق بابدنه دیواره مانند سنگی راه نفوذ رابسته است وازجنوب ، دیواره اطاق ها امکان دستیابی راسلب می کند. قلعه بانان می توانسته اند بدون ایجاد خندق ازکمربند رودخانه ای حاشیه شمالی وشرقی قلعه باذخیره کردن آبهای سماوی ، خندقی طبیعی به وجود آورندونیروهای مهاجم رازمین گیرسازند. این خصوصیات خیال قلعه بانان وقلعه داران راازشمال وشرق وغرب راحت ساخته وازغرب برج های دیده بانی کار ورود وخروج وحفاظت رابرعهده داشته اند. آبگیرهای مستطیلی شکل باابعاد مختلف که فعلا ازدیده پنهان شده اند وبه سختی درک می شوند در محوطه وجود داشته اند.18/08/86
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 9:18 توسط moharramfarzaneh |
|
|
راز زيگورات چغازنبيل محرم فرزانه Farzanehheriz.blog fa.comوبلاگ كمتراز40 دقيقه رانندگي به طرف جنوب شرقي شهرشوش؛ مسافررابه يكي ازاعجاب انگيزترين آثارباستاني وبارزترين وبزرگترين اثرآجري مي رساند . شناخت چغازنبيل درگشودن گره هاي تاريخي بسيارموثراست. زيگورات يعني چه؟ دركتاب « بين النهرين» تاليف جولين ريد باترجمه آذربصيرصفحه56مي خوانيم:" زيگورات [ = ذيقورات] ، شكل انگليسي شده واژه « زيگوراتو» است كه تمدن هاي بابل وآشوربراي ناميدن معبد يا معابدي به كارمي بردند كه به شكل هرمي پلكاني به سمت بالا ساخته مي شدند . اين ساختمان ها اولين باردرحدود 2200ق م . درجنوب بين النهرين ساخته شدند وتا 550 ق م . درنواحي شمالي توسط آشوري ها ساخته مي شد. سه نظريه درمورد علت ساخت زيگورات ها وجوددارد : يكي ازآنها نقش زيگورات است به عنوان نوعي سيلو كه به خاطر مصون ماندن رستني ها ازسيل هاي مخرب بهاري، آن ها رادربالاي اين ساختمان هاي مرتفع نگاهداري وخشك مي كردند . نظريه ديگر، زيگورات ها را نوعي كوه مصنوعي معرفي مي كند كه به عنوان زيستگاه مردمان ساخته مي شده است، چراكه سومري ها دراصل بركوه ها ونواحي مرتفع زندگي مي كردند . نظريه سوم ، زيگورات رانردباني به سوي آسمان مي داند كه عبادت كننده راهرچه بيشتربه خدايانش درآسمان نزديك مي كرده است." شايان ذكراست نامبرده؛ پلكان زيگورات چغازنبيل رابرخلاف عرف زيگورات ها ازآنجا كه داخلي است نه خارجي؛ جزو ويژ ه گي هاي منحصربه فرد دانسته است (ر.ك: همان ص 116). اين نكته رابايد درنظر داشت كه ازبرداشت هاي عام گرا هرچقدرفاصله گرفته شود محتويات كتاب سيرتحول وتطور درسمبل ها دست يافتني مي گردند . بدين طريق مي شود تصور روشني از تطوروتحول انسانها به دست آورد.زيگورات آن حجم وگستردگي رادارد كه بتوان از خلال آن اطلاعات بسياري كسب كرد. تلخيصي ازتفصيل مطلب « فرهنگ نمادها» اثر نويسندگان: " ژان شواليه " و " آلن گربران" باترجمه وتحقيق سودابه فضايلي جلد 3 صفحه 493 را به مناسبت دراينجا نقل مي كنيم: " ساختماني بين النهريني ، كه برج بابل باالهام ازاين نوع ساختمان ساخته شد. به تبع سنت بابلي ، به زيگورات ارزش نمادين نربان داده شد: اين برج عظيم براي تسهيل فرودخدايان به زمين وصعود انسانها به آسمان بود. زيگورات ها نشانه ي تلاش غريب انسان براي نزديك شدن به خداوند بود.نمادگرايي زيگورات بين النهريني مشابه نمادگرايي كوه كيهاني ، ونمادگرايي معابدي كه به شكل كوه ساخته شده بودند ، ازجمله معابد بوروبودور و آنگكوربود ودرنتيجه بانماد گرايي مركز جهان برابربود. دروني ترين نماد زيگورات ، تزكيه وتصفيه ي تدريجي روح است تابه آخرين مرحله ي روحي كه نورناب وخالص است برسد." احداث معبد چغازنبيل درسده سيزدهم پيش ازميلاد يعني حدود 3300 سال پيش اونتاش گال (untash gal) پادشاه ايلام (= عيلام) معبد چغازنبيل رااحداث كرد تا محل نگهداري تنديس هاي خدايان باشد ومراسم هاي مذهبي درآنجا برگزار شود از مهمترين خداي معبد : « انشوشيناك » يعني خداي محافظ شهر رامي توان ذكركرد. مختصات چغازنبيل ابعاد 105*105متردارد . بنايي 5طبقه بوده باارتفاع 53 متركه فعلا 2طبقه ازآن باقي مانده است . هفت دروازه ارتباط اين محوطه مقدس راباجهات مختلف برقرارمي كند ودرميانه شهر« دور اونتاش » (dur untash) قد برافراشته است . نشانه هايي دردست است كه درشمال غربي حصاردورتادور اين برج مقدس، معبد كوچكي براي خدايان ايلامي « كريريشا» ، «ايشني كََرب» ، و« هومبان» بنا شده بوده و23 خداي ديگردرنيايشگاه هاي ديگر چغازنبيل مورد پرستش قرارمي گرفته اند. اضلاع معبد اصلي ، به طرف جهات چهارگانه ( شمال وجنوب و غرب وشرق ) چونان مربعي كامل استوارايستاده وميليون ها آجرارزنده سنتي درآن به كاررفته اند . درفاصله هرده رج آجر، به يك رج آجركتيبه دارمي رسيم . شهر دور اونتاش سه حصار خشتي تودرتو وهم كانون دارد: حصار خارجي ؛ حصارمياني وحصارخود زيگورات. معماري ايلامي « در زيگورات چغازنبيل از1250 پيش ازميلاد ، مي توان كاربرد كاشي راديد . دراين ساختمان ، ازاره ديوارها راباكاشي آبي آمود [آراستن ، آميختن ، ترصيع] كرده اند . چون هنگام رفت وآمد مردم ، برخورد به پاي ديواربيشتربوده است. وچون خشت دربرابر باران آسيب مي ديده ، نماي ساختمان رابا آجر پوشاند ه اند ( معماري ايران – بناهاي سنتي ، حسين فرخ يار ، انتشارات بهمن آرا ، چاپ دوم بهار87 صفحه 26). آجرهاي كتيبه دارزيگورات چغازنبيل ولوح حمورابي يا لوح نخستين قانون مدون بشر؛ راشايد بتوان حيرت آورترين يادگارايلامي ها به حساب آورد ولي همه اينها ؛همه ارزش يافته هاي باستان شناسي اين محوطه باقيمانده ازتمدن ايلامي نمي تواند باشد وازاين روست كه هربيننده وخواننده اي را درانتظارگفتني هاي ديگري مي گذارد!...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 7:46 توسط moharramfarzaneh |
|
|
ماسوله ؛بهشتی که درهمين نزد يكي هاست! محرم فرزانه
گمان مي كنم شماهم وقتي به جايي ديدني واردمي شويد هنگام ترك آنجا چنين مي پنداريد كه ديگرامكان ندارد براي بارديگر آنجاراببينيد . گواينكه مجوزبازديد ازآنجا تنها براي يك باربه نام شما صادرگرديده است؛ ازاين بالاتر هيچ تضميني براي مهلت عمرنيست . اما برچنين پنداري بانوشتن مي توان فائق آمد ازاين رو شمانيز باتكرار يك لذت جاوداني چنين باشيد. انسان ها دوشادوش يكديگر زندگي كرده اند كوهها دست برشانه يكديگر نهاده اند اما كمترنقطه اي است كه بام هايش روي همديگر نشسته باشد. آيا چنين واقعيتي ؛ رويااست ويابسيارازمادور؟ شك نكنيد ودودل نباشيد زيرا واقعي ودردسترس است : «ماسوله». روستايي كه خيلي وقت نيست لقب شهرك راازآن خودساخته است . درغربي ترين ناحيه استان گيلان ودر55كيلومتري رشت ودر32كيلومتري فومن پس ازگذرازپيچ وخم هاي بسيار، نشسته بردل سنگي كوه ، ماسوله بااعجازانسان رابه سوي خودمي كشد. درماسوله جنگل ، رودخانه ومه؛ ميهماني به راه انداخته اند . ازقرارمسموع حدود 800تاهزارسال ؛ ماسوله رابه تاريخ گره مي زند بااين قدمت وزيستگاه تاريخي ؛ معماري خاص آن اهميت دوچندان پيدا مي كند . اختلاف ارتفاع پايين ترين وبالاترين نقطه شهرك كوهستاني ماسوله بيش از120 متراست . خانه هايش پلكاني واغلب دوطبقه ( اشكوبه ) وجهت معماري بناها روبه جنوب دارند . سقف خانه اي حياط خانه ديگري است حتي برخي از كوچه هايش نيز سقف خانه هايي هست كه پله پله دردامنه كوه قد كشيده اند. از350 واحد مسكوني اين شهركِ سبزبستر؛ واحدي نمي توان يافت كه نماي بيروني اش ازرنگ زرد بي بهره باشد . رنگ بومي وغالب همان زرد است. گلدان هاي شمعداني پي درپي رو به جمعيت، لبخند خودرابه رخ مي كشد . امروزه گرچه به سختي ولي بازمي توان گوش به صداي پتك آهنگران ماسوله اي داد ويااگروقت اقتضا كرد آواز چموش دوزان راشنيد . پوشش جنگلي اش باانواع توسكا، گردو وفندق وحشي وموقعيت خزري ؛ وسوسه دل هاي طبيعت دوستان است. ازآنجا كه درگذشته محل تلاقي معابر :آذربايجان ، زنجان ، گيلان وتالش بوده است رونق بيشتري درقياس باحال داشته است. مصالح اوليه به كاررفته درساختمان ها چوب وسنگ وگل مي باشد . نصب در وپنجره هاي منبت كاري شده درطرح هاي گوناگون ومختلف؛ بافت سنتي خانه هاست . ازكاه وگياهي به نام « خَرفْ» نيز درجاي خود ودرحد نياز استفاده مي شود . بقعه عون بن محمد بن حنفيه بن علي (ع) درداخل شهرك بدون هيچ فوت وقتي روح وقلب علاقمندان به امور مذهبي وائمه رامتوجه خودمي كند. گويند درقرن سوم هجري قمري زماني كه آقا سيد جمال الدين اشرف ازطارم درحال فراربود « عون بن محمدبن علي » ازهمراهان مجروح وي، گذارش به اين منطقه افتاد به علت شدت جراحات وارده چشم ازجهان فروبست وبه خاك سپرده شد. بعد ازخاكسپاري عون بن محمد بن علي دراين مكان، مردم اندك اندك به گرد مزارش جمع شدند. وچنين شد كه بعدها بااحداث خانه ها ، ماسوله متولد گرديد.
ر.ک: روزنامه سرخاب شنبه 10 مرداد88صفحه 7 |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 7:25 توسط moharramfarzaneh |
|
|
وزیرمحترم کشور احتراما درراستای اصل شصت وچهارم قانون اساسی که مقررداشته ازهرده سال بالحاظ عوامل انسانی ، سیاسی ، جغرافیایی ونظایرآنها به تعداد نمایندگان افزوده شود بدینوسیله باتقدیم درخواست انتزاع نمایندگی حوزه انتخابیه شهرهای اهروهریس درمجلس شورای اسلامی؛ امیداست موافقت وتشریک مساعی آن مقام محترم آرزوی دیرینه اهالی منطقه رابرآورده سازد. مقام محترم وزیر کشور! شهرستان اهر؛ مساحتی بالغ بر5221 کیلومترمربع وجمعیتی درحدود 198 هزارنفردارد. شهرستان هریس هم بامساحت 2368 کیلومترمربع وباجمعیت 78 هزارنفری درجنوب آن واقع است . ملاحظه می فرمایید که مجموع مساحت هردوشهرستان 7589 مترمربع وجمعیت آنها 276 هزارنفراست . رسیدگی به این محدوده جغرافیایی وسیع واین همه جمعیت انسانی واقعا " برای هرکسی که برروی یک کرسی نمایندگی اهروهریس درخانه ملت بنشیند طاقت فرسا خواهد بود. ازاین بالاتر تنش های سیاسی واجتماعی دوشهرستان خصوصا" درایام انتخابات است که بارها مشکل آفرین شده است وگاه تاحدی بحران قد برافراشته که ورود گاردویژه توانسته است آتش رافروبنشاند. قطعا" اگراین بارهم حق شهرستان هریس داده نشود احتمال تلفات جانی درهردوطرف ( اهروهریس) بالاخواهد رفت که گناه ومسوولیت آن به گردن کسانی خواهد بود که علاج واقعه راقبل ازوقوع ننمایند. برادرگرامی ! شهرستان هریس نزدیک یکصد روستادارد ودارای دوبخش وپنج نقطه شهری می باشد. اختصاص یک نماینده مستقل برای این سرزمین شهیدپرور، عین عدالت است . ما ؛ ضمن ارج نهادن به صداقت ، پیگیری حقوق جامعه ومردم وخلوص دولتمردان بزرگوار؛ تقاضامندیم حق پایمال شده دوشهرستان اهروهریس احیا گردد وانتزاع نمایندگی مجلس شورای اسلامی عنقریب امید بخش دل های مشتاق باشد . آمین باتجدید احترام رونوشت : کمیسیون محترم امنیت ملی وشوراهای مجلس؛ استاندارمحترم آذربایجان شرقی؛ معاون محترم سیاسی وامنیتی استانداری؛ نماینده محترم ولی فقیه دراستان آذربایجان شرقی ؛ آیت الله هاشمزاده هریسی نماینده محترم مجلس خبرگان رهبری؛ امام جمعه محبوب هریس؛ فرماندارمحترم شهرستان هریس ؛ رئیس محترم شورای عالی استانها جناب آقای مهندس چمران؛ رئیس محترم شورای استان جناب آقای منافی. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 9:20 توسط moharramfarzaneh |
|
|
گشت وگذاري درتپه حسنلو محرم فرزانه آياتابه حال ازكتابهاي تاريخ وجغرافيابيرون آمده وتجربه واقعيت ملموس تاريخ رانصيب خودساخته ايد ؟ اگرجوابتان مثبت است واگرمنفي ؛ ايرادي ندارد حتمابازديداز« تپه حسنلو» رادردستوركارخويش قراردهيد . درهمين نزديكي درميان جلگه اي سرسبز وخرم كه به آن «سولدوز» مي گويند در12كيلومتري جنوب غربي درياچه اروميه و9 كيلومتري شمال شرقي نقده تپه اي است كه شمارا فرا مي خواند . اين تپه نام خودراازروستاي پيرامون خويش گرفته است :حسنلو. بيشترافرادي كه حسنلو به گوششان مي خورد«جام طلاي حسنلو» به يادشان مي افتد. اما ماجرابه همينجا ختم شدني نيست گرچه به قول دايسون افتخارآن براي يك عمرباستان شناسي كافي است. «محوطه باستاني تپه حسنلوعمده شهرت خودرامديون توالي لايه هاي باستان شناسي مهم ازآغازين دوره هاي عصرآهن مي باشد (تپه حسنلو؛ مايكل دانتي ، مترجمان: علي صدرائي ، صمدعليون؛ چاپ اول 1386صفحه13).رابرت دايسون تمدن وفرهنگ دشت سولدوز را ازقديم به جديدازحسنلوي XتاحسنلويIبراساس داده هاي باستان شناسي درده دوره سكونت موردبررسي قرارداده است . گفته اند : دوره دهم كه قديمي ترين دوره سكونت حسنلوبه حساب مي آيد مربوط به هزاره ششم تا هزاره سوم ق.م است ودوران هايي راشامل مي شود كه تپه حسنلو زياد مورد توجه نبوده است دراين دوره ها به بناهاي خشتي ، گلي وسنگي برخوردشده است . ازدوره چهارم سكونت درحسنلو يعني درهنگام وقوع آتش سوزي ، آثارساختماني بدست آمده است كه دلالت برسكونت افراد دراين تپه دارد. بنابراين دوره هفتم بين2500 تا 3500ق.م است. دراين دوره ازابزارمفرغي استفاده مي شد. دوره ششم بين 2000تا2500ق .م ودوره پنجم 1300ق . م است . ازدوره پنجم سكونت دراين تپه ، ظروف سفالي خاكستري رنگي به دست آمده است . ازمختصات دوره پنجم سكونت درحسنلو ، وجود ساختمانهاي خشتي وگلي است.دوره چهارم 1300تا800ق. م همان دوره آتش سوزي بزرگ است . دراين دوره تمدن بسياردرخشاني درحسنلو وجودداشت وساختمانهاي آن ازسنگ ساخته شده بود . دوره سوم سكونت درتپه حسنلو دوره مادها وكمي پيشترازآنهاست . اين دوره نيمي ازدوره هخامنشي رانيزدربرمي گيردوبه دوقسمت AوBتقسيم ميشود . دوره Aقديمي ترازدورهBاست . دوره دوم هم زمان بانيمي ازدوره هخامنشي ، همه دوران پارت ونيمي ازدوران ساساني است دوره اول كه لايه اي بسيارضعيف است ، اواخردوره ساساني واوايل ظهوراسلام راشامل مي شود. دوره چهارم حسنلو مهم ترين دوره فرهنگي اين تپه است . دژ نظامي (برج وبارو) وسه تالاربزرگ ستون دارازعمده واحدهاي ساختماني مكشوفه دراين دوره هستند. اين سه تالارستونداردريك زمان ساخته نشده اند ؛اول تالارستوندارشرقي ، سپس تالارستوندارجنوبي ودرآخرتالارستوندارغربي ساخته شده است. ساخت هرتالارجديدباعث منزوي شدن تالارقبلي شده است . شواهد حفاري مويد آن است كه هرسه بناي ستونداربه عنوان يك مركز مذهبي مورداستفاده بودند. موسي جوان دركتاب تاريخ اجتماعي ايران باستان چاپ اول 1386،تپه حسنلو رادركناركتيبه هاي تخت جمشيد وشوش وياآثارديگرازشهرهاي قديم ايران ازقبيل سيالكه [سي الك = سيلك[ دركاشان ، جيان درلرستان واكباتان درهمدان ازاسنادوآثارپرارزشي مي داند كه ازعهد باستان به يادگارمانده اند. درجلد اول كتاب نفيس « آذربايجان درسيرتاريخ ايران» اثرآقاي رحيم رئيس نيا آمده است : دربين بناهاي سمت شرقي حياط مركزي به بقاياي چند انبارواسطبل برخورد مي شود . دريكي ازاين انبارها تعدادزيادي خمره كشف گرديده كه به گماني به درد ذخيره آب دژمي خورده وبه گماني ديگرمخصوص نگهداري شراب بوده است. ايدات پرادامدعي است كه درميان بقاياي گياهي دردژ، مقداري انگورله شده تشخيص داده شده است. دراتاق هاي اين قسمت تعدادي اسكلت انسان واسب پيداشده كه ازآن ميان اسكلت هاي زن ومردي است كه درآغوش هم خفته بوده اند . درجانب جنوبي حياط ، مجموعه اي ازبناها كه عبارت بوده اند ازيك تالاربزرگ يا پرستشگاه وتعدادي اتاق هاي متصل ومربوط به هم ، قرارداشته اند. پرستشگاه كه داراي سقف وستون هاي چوبي بوده، 30/24مترطول .5/18مترعرض داشته است. ارتفاع اين پرستشگاه يك طبقه 7متربوده درحالي كه تمام بناهاي اطراف آن دوطبقه بوده اند وبنابراين پشت بام هاي همه هم سطح بوده است. دراين پرستشگاه سكوها وجايگاه هايي براي روشن كردن آتش وتقسيم قرباني وانجام مراسم ديگر مذهبي وجودداشته است . اتاق هايي نيزبه انباروآشپزخانه واسلحه خانه اختصاص داشته است. ازاسلحه خانه كه معلوم نشده كارگاه اسلحه سازي بوده يامحل نگهداري جنگ افزارها؛ تعدادزيادي شمشيروسرنيزه آهني كشف شده است . درطرف غربي حياط نيزدرحدود15باب اتاق بزرگ وكوچك وجودداشته وجام زرين معروف حسنلو دريكي ازاتاق هاي همين قسمت كشف گرديده است.[ ساختمان سوخته شماره 5] . بناي شمالي حياط مركزي گويا جايگاه مخصوص زنان وكنيزان بوده است؛ چه ، درهمين قسمت تعدادزيادي جعبه هاي مخصوص نگهداري وسايل آرايش چون سرمه دان ووسمه دان استخواني يافت شده است .دريكي از اتاق هاي همين قسمت استخوان هاي نيمه سوخته ي 11اسكلت درهم وبرهم مردوزن وكودك كشف گرديده است. درآن ميان اسكلتي وجود داردكه احتمال داده اند مادري بوده است كه دست به سوي كودكش دراز كرده بوده كه اورادرآغوش بكشد . اينان گويا گرفتارحريق شده وامكان فرار ونجات نيافته بوده اند .دريك اتاق ديگراسكلت هاي زن ومردي يافت شده كه ازقرارمعلوم به هنگام وقوع آتش سوزي درحال خواب بوده اند دراتاق هاي ديگرهمين قسمت ونيزدرحياط مركزي به اسكلت هاي ديگرانسان واسب وگاو برخوردشده است. خانم ايدات پرادا كه غالب اطلاعات خوددرمورد حسنلوراازدايسون گرفته ؛ به درحدود چهل اسكلت اشاره مي كند كه «بيش تراسكلت هاي زنان بسيارجواني بوده اند كه ظاهرا درست درون راه ورودي به تالارستون داري كه به آن پناه برده بودند كشته شده اند ». همه قرائن حاكي ازشبيخوني دهشتناك وآتش سوزي يي خانمان برانداز است . دكترعزت الله نگهبان هم دركتاب" مروري برپنجاه سال باستان شناسي ايران" صفحه 125 ويراني ساختمان هارادراثرآتش سوزي مي داند. جام زرين حسنلو ايدات پرادااستاد دانشگاه كلمبيا وكارشناس مسائل هنرايران باستان معتقد بوده : « كساني كه اين جام طلا رابه طوركامل آزمايش كرده اند معتقد هستند كه اثركاملا خيره كننده اي است . نه به خاطر اين كه يك كاربزرگ هنري است ؛ زيرا بيش ازحدپركاربوده وفاقد يك تركيب مجلل مي باشد . گيرايي آن بيشتردرنيروي حيات نقش هاي كوچك وتنومند است». آقاي موسي جوان در"تاريخ اجتماعي ايران باستان چاپ اول 1386صفحه 109؛ انتشارات علم ؛نظير گفته بالا نظري دارد . آنجا كه مي گويد: اهميت اين كاسه نه ازاين است كه ازطلا و زر ناب ساخته شده ويا يك عتيقه زيرخاكي مربوط به عهد قديم است بلكه ارزش عمده آن ازنقش ونگارهايي است كه دراين كاسه به كاررفته وازمطالعه درآنها حقايق چندي راجع به اوضاع زندگي ايرانيان ساكن درآذربايجان به دست خواهد آمد .ناگفته پيداست كه اين جام مهمترين اثرمكشوفه تپه باستاني حسنلو به شمارمي آيد اشياي استخواني وسنگي ؛ اشياي نقره اي ؛ اشياي سفالي وحتي اشياي مفرغي كه بيشتر بايد سراغشان رااز لرستان گرفت واشياي طلايي نمونه اي از نتايج كاوش هاي نقاط مختلف تپه حسنلو هستند كه هركدام بحث ومجال جداگانه اي رابراي معرفي وشناسايي مي طلبند ونياز دارند. اما اين جام سه هزارساله چگونه به دست آمده وچه اهميتي دارد؟ پيدا شدن اين جام طلاي سه هزارساله دريكي از روزهاي تابستان 1337اتفاق افتاده است. كاوشگران دراتاقي كه گمان مي بردند زباله داني است مشغول حفاري بودند . چوب هاي نيم سوخته وخاكسترهايي كه دلالت برآتش گرفتن دژداشت وازطبقه دوم پايين ريخته بود همه راسرگرم خودساخته بود . رابرت دايسون قلم مو به دست؛ درگوشه اي به استخوان هايي برخوردمي كند مشغول تميز كردن آن ها مي شود .به ناگاه سيم طلايي دربرابر ديدگان او ظاهر مي شود . دايسون به فكرفرو مي رود كه جسد روبرويي النگويي سه هزارساله به دست دارد . آرام آرام خاك ها راكنارمي زند اما هرچه پايين تروپايين ترمي رود طلابراق تر وبراق تر مي گردد دست آخر جامي 20 سانتي متري ازدل خاك بيرون مي آيد ونه تنها آن جمع بلكه دنيا واله ومبهوت اومي شوند. درراهنماي جام حسنلو مي خوانيم :جام مورد نظر فاقد تركيب مجلل است . گيرايي آن بيشتردرنيروي حيات نقش هاي كوچك وتنومند است . كليه نقش ها به وسيله يك نوارتسمه اي دربالا ويك تسمه درپايين محدود شده اند . صحنه ها بنابراهميتشان دريك يادورديف كه تنها باخط زمينه فرضي تقسيم شده اند ؛ تركيب يافته اند. دربالاترين رديف سه تن ازخدايان هريك سواربريك ارابه قراردارند ؛ دوارابه به وسيله قاطر كشيده مي شوند ويكي ازآنها با گاونر. دربرابرسومين خداكاهني ايستاده است كه جام بلندي رابه دست دارد. اين كاهن موي خودراجلوپيشاني به طرف بالاشانه كرده است وگويا يك گوسفند قرباني راكه به وسيله دومرد درپشت سروي آورده شده اند هديه مي كند. اين خدايان احتمالا عبارتند ازخداي هواكه ممكن است به وسيله گاو نري كه ارابه اورامي كشد مشخص شود.ديگري خداي زمين كه كلاه شاخداري به سردارد وسرانجام خورشيد كه بادايره خورشيد بالدار روي سرش قابل تشخيص است . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 12:10 توسط moharramfarzaneh |
|
|
تیغ ها را تیز کردند! (نمونه ای ازتخلفات انتخاباتی ) درشهرستان هریس تخلفات گسترده ای توسط فرماندار(بهروز) وبخشدار(رضایی) درجریان انتخابات صورت گرفت . ازجمله آنها می توان به راه ندادن نمایندگان نامزدها به جلسات هیات اجرایی برخلاف ماده واحده قانون حضورنمایندگان نامزدهای ریاست جمهوری ، یکدست کردن اعضای شعبه ، ناظرین شورای نگهبان وهیات اجرایی به طوری که همگی جزوفعالین ستاد وهوادارآقای احمدی نژاد بودند وتهدیدحامیان موسوی به ردگزینش درمراحل استخدامی اشاره داشت . برعکس ماده 93مجموعه قوانین ومقررات انتخابات ریاست جمهوری که درآن آمده : «دراجرای صحیح اصل قانون 99 قانون اساسی وحفظ بی طرفی ناظرین شورای نگهبان موظف اند درطول مدت مسئولیت خودبی طرفی کامل راحفظ نمایند وابزارجانبداریس ناظرین به هرطریقی ازیکی ازکاندیداها جرم محسوب می شود». همه ناظرین پروپاقرص درخدمت ستادانتخاباتی احمدی نژاد بودند ودرجلسات سخنرانی شعارمی دادند ودرهمه جا مشغول تبلیغ بودند. قبل ازانتخابات فرمانداروبخشدارسفرهای تبلیغی متعددی به نقاط مختلف انجام می دادند . آن ها ضمن دادن وعده ووعید حتی درخصوص وام به روستائیان ، افرادی که تمایل به موسوی داشتند رامورد بازجویی قرارداده وتهدیدمی کردند(به عنوان نمونه درروستای مقصودلو). به خانواده شهداگفته شده بود اگرموسوی رای بیاورد صراحتا اعلام کرده است که حقوق به خانواده شهدا اختصاص داده نخواهد شد. این سخن چون ازدهان شاغلین دربنیاد شهید بیرون می آمد موثرتربود. مستمری بگیران کمیته امداد درسطح شهرستان توسط کارکنان کمیته امداد اخطاریه شفاهی دریافت کرده بودند که درصورت رای آوری موسوی ، کمیته امداد برچیده خواهدشد وهمه عایدات آن ها قطع خواهد گردید. تاآخرین روزهای تبلیغات نامزدها پول پاشی درقالب پرداخت سودسهام عدالت ، وام هاباسقف های مختلف ( اکثراشش میلیون ریالی ، توضیح اینکه هرکسی درجریان دوردوم سفرهای استانی رئیس جمهور درخواست کمک مالی کرده بود بدون استثنا به بانک های عامل دستورپرداخت وام شش میلیون ریالی داده شده ورونوشت آن به متقاضی ارسال گردیده بود ) ؛کمک های جنسی ومصالح مصرفی ساختمان ادامه یافت . ناگفته نماند که بارها ازامکانات دولتی به نفع یک کاندیدا استفاده شد که صرف نظر از خودروهای فرمانداری ودفتر امام جمعه می توان به شهرداری نیز اشاره کردوتقلب درروز رای گیری به وضوح دراین منطقه به چشم می خورد که به عنوان نمونه می شود به ممهورنشدن شناسنامه رای دهندگان به آقای احمدی نژاد اشاره
داشت . همچنین می شد باکارت ملی ، یک تعرفه وباشناسنامه درشعبه ایی دیگرتعرفه ای دیگرگرفت ورای داد. یک نکته تاسف برانگیز قابل ذکرآن است که خانم شهید باکری جهت سخنرانی مقرربود دریکی ازمساجد که هیات امنایش اصولگرایند سخنرانی داشته باشدکه درموعدمقررتوسط حامیان آقای احمدی نژاد اجازه سخنرانی داده نشد این درحالی است که درهمین مسجد گردهم آیی خادمین مساجد برگزارشد وبه همه هیات ها سفارش گردید ضمن دریافت اقلام تبلیغاتی آقای احمدی نژاد ازستاد مرکزی ( واقع درنزدیکی مسجد) مساجد شهرستان راباآنان مزین کنند. درروزرای گیری اغلب فعالین ستاد رئیس جمهور جزو ناظرین ویژه صندوق ها یا نماینده فرماندار ویادرهیات اجرایی بودند. در22خرداد به طور آشکارتهدید وتطمیع حامیان احمدی نژاد ودخالت مستقیم برخی چسبیدگان نظامی دراطراف شعبات اخذرای ادامه داشت ولی هیچکدام بازداشت نشدند. به کرات درجلسات وسخنرانی ها توسط مسئولین محلی اعلام شده بود که طبق حکم وگفته مقام رهبری رای دادن به موسوی حرام است. مقایسه ته برگ های آرای صندوق ها ی بانوان شهرهریس ومقایسه وتطبیق ته برگ های صندوق زنانه روستای پارام ( زادگاه بخشدار) پرده ازدادن رای چندباره برخواهد داشت . حامیان آقای احمدی نژاد دروستای نوجه ده ، درروستاهای دیگرخانمرود هم رای به صندوق هاریخته اند این پیشامددرروستای جانقور، آرباطان وشهربخشایش هم اتفاق افتاده است. درشعبه سیار عشایر شبلی، نماینده فرماندار باخط کشیدن برروی نام میرحسین موسوی خامنه سه تن دیگر را به عنوان نامزد خاطر نشان می کند ازاین گذشته باتوجه به اینکه او درمنابع طبیعی مشغول به کاراست ارتباط تنگاتنگی با عشایردارد لذا سفارش او مبنی برریختن آرا به نام احمدی نژاد کارراتمام می کند . برخی اخبارحاکی است که صندوق روستای ترکایش اشکال درشمارش آرادارد.
رئیس ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی درشهرستان هریس دکترصالح بهرام نژاد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 11:16 توسط moharramfarzaneh |
|
|
ازسروروی این آب وخاک زیبایی می بارد توشه گیری ازسفرنوروزی 88 محرم فرزانه ایمیل:mfarzanehheriz@yahoo.com وبلاگ:farzanehheriz.blogfa.com اشاره : وقتی به سفردل ببندی حدیث تکراری رفتن به سفرنیزهرگزتورا سیرنخواهدکرد. هرمقصدوهرراهی راکه برگزینی شیرین ترین ودلنوازترین صحنه ها رابه تو ارزانی خواهدداشت . طوری که حتما آرزو خواهید کرد زمان به زودی سپری نشود ویا به این نکته خواهید رسید که ای کاش می توانستید حرکت عقربه های ساعت رانگاهدارید تا بیشترازسیروسیاحت لذت ببرید. شروع سفرنوروزی ماازساعت چهاربامداد سی ام اسفند 87وپایان آن درروزپنجشنبه 13فروردین 88بود . مسیرسفرهم : قم، کاشان، اصفهان ، شیراز، خرم آباد، شوش،کرمانشاه وبانه بوده است. درسلسله مطالبی که خواهد آمد شرحی مختصرازمیراث های عظیم وگرانبهای فرهنگی وهنری این مقاصد بزرگ گردشگری به خوانندگان عزیزتقدیم خواهد شد توضییح اینکه اگرشهرهای نامبرده مقصد گردشگری نوروز خوانندگان نبوده امیداست درتقویم تعطیلات تابستانی ، معلومات ارائه شده مثمرثمرواقع گردد. قم ، شهری مقدس ازتهران که پابه جاده ای می گذاری تورابعداز 140کیلومتربه استان قم می رساند وحال وهوای روحانی پیدامی کنی آن هم درحاشیه کویر. روایت هادراصطلاح «قم» گوناگون ومتعدداست اما معتبرترازهمه روایتی ازبرقی (احمدبن محمدبن خالد برقی مولف کتاب "محاسن") است که گوید : «قم مجمع آب های سیمره وانا وباربود. به واسطه گیاه وعلف ، رعاه احشام وصحرانشینان آن جانزول کردند وخیمه زدند وخانه ها بناکردند وآن خانه راکومه نام کردند بعدازآن تخفیف کردند وگفتند کم وبعدازآن معرّب گردانیدند وگفتند قم». بعدهادرتکمیل این نظریه گفته اند تبدیل کلمه "کومه" به معنای خانه های کوچک کنار هم ، به کم وسپس تبدیل آن به قم ازاقدامات اعراب مهاجربوده است البته برخی نیزقم رابرگرفته ازکمیدان که نام بخشی از منطقه بوده می دانند. ولی درابتدای جاده قم – کاشان تپه ای باستانی است که نام «قلی درویش» رابرپیشانی خودداردوتمدن کهنی راداراست . اتوبان قم – جمکران درست ازمیانه این تپه عبورکرده وبه مسجد جمکران دردامنه کوه دوبرادران منتهی می شود. افسوس که دراحداث این انوبان به قصداتصال به مسجد جمکران بسیاری ازآثارهزاران ساله درآن ازبین رفته است ولی شکی باقی نیست که سکونتگاه اولیه دراینجا بوده ومردم بعدا به جایی که اکنون قم می خوانیم نقل مکان کرده وسکونت گزیده اند وای بسا نام "قلی درویش" ریشه ء " قم" فعلی است. حرم حضرت معصومه (س) اعتقادات مذهبی ایرانیان عامل مهم درسفرهای زیارتی است . خصوصا درروزهای مناسبتی، شمارفزونترسفرهای زیارتی ازتجمع وافزایش تردد دراماکن مذهبی قابل محاسبه می باشد. قم به واسطه آن مرقد مطهرفاطمه معصومه(س) ازقداست خاصی بهره مند گردید. گلدسته های حرم عبارتنداز: گلدسته های ایوان آیینه، گلدسته های ایوان طلا وگلدسته های صحن بزرگ. رواق ها عبارتند از: رواق شرقی (رواق آیینه) ، رواق غربی (رواق بالاسر)، رواق پیشرو، رواق امام خمینی ورواق دارالحفاظ. ایوان ها عبارتند از: ایوان آیینه وایوان طلا. صحن اتابکی ، صحن عتیق وصحن صاحب الزمان هم صحن های حرم با بیوتات وایوان های متعلقه می باشند. مسجد مقدس جمکران « مسجد جمکران درخارج شهرقم به مسافت یک فرسخ ازسمت دروازه قلعه یادروازه کاشان نزدیک قریه جمکران واقع است »( تاریخ قم ، محمد حسین ناصرالشریعه ، تصحیح : علی دوانی ، چاپ اول 1383صفحه 232) . این بنای مقدس درسال 393هجری قمری احداث گردیده وارمبارکترین وممتازترین مساجد جهان اسلام است . درحال حاضرمساحت آن چهل هکتارمی باشد. * كاشان ؛ شكوه هزاره ها گفته مي شود درمورد وجه تسميه كاشان سخن بسياراست ليكن بادرنظرگرفتن معني واژه هاي كاس وكاسه وموقعيت كاشان درقديم اين واژه مي تواند برگرفته ازكاس باشد كه دراصل كاسان وبه مرورزمان به كاشان تغييرشكل داده است . زبان شناسان مي گويند نام كاشان به معني خانه هاي تابستاني است ولي برخي ديگرنام كاشان راماخوذازكلماتي چون كاسيان ؛ كاشيان ؛ كي آشيان وكاه فشان ؛ كاسوياكاشو مي دانند . مولف كتاب آثارتاريخي كاشان ونطنز مي نويسد: چون اولين جايگاه آباداني درناحيه به امرپادشاهان اساطيري دركنارچشمه فين ساخته شده آن را كي آشيان يعني جايگاه حاكم گفته اند . خانه هاي تاريخي كاشان « خانه وخانه سازي درفرهنگ وهنرايرانيان جايگاه ويژه خودراداشته است . خانه وكاشانه درنزد ايرانيان ازديربازمكان امن وآسايش ؛ نيايش وزايش بوده وبرهمين اساس جنبه هاي فرهنگي ، اجتماعي ، اخلاقي ، اقتصادي، زيستي ، زيبايي شناسي وهنردرساخت آن لحاظ شده است وايرانيان درطي تاريخ ساخت وسازمعماري اصيل وارزشمند خود درساخت محل زيست خودآگاهانه تلاش كرده وهمه جانبه نگري رادرايجاد مسكن مناسب مراعات كرده اند ». ( تزئينات معماري خانه بروجردي هاي كاشان ؛ منوچهر حمزه لو ، چاپ اول، بهار1386صفحه 13). - خانه بروجردي ها اين مجموعه زيبا تعلق به حاج سيد جعفرنطنزي دارد كه به بروجردي اشتهاريافته است علت اين امرمراودات بيشترتجاري اين بازرگان نطنزي باتجاربروجردي بوده است. « خانه بروجردي ازدوبخش تزييني معماري برخورداراست : يكي ساختاركلي بنا كه براساس ساختارمعماري خانه هاي گودال باغچه اي است وخود سبك بسيارزيبايي دارد . ديگر ساختار تزييناتي همچون كاربندي ؛ مقرنس ، طاسه سازي ؛ يزدي بندي ؛ رخ بام وخورشيدي ها وپيش طاق وغيره است كه به شكل بسيارشايسته دراين بنا اجراشده است ».( پيشين ص 51). - خانه عامري ها قدمت خانه تاريخي ابراهيم خليل خان عامري به دوران زنديه برمي گردد .« مشتمل برهفت حياط مي باشد كه چهار حياط آن به صورت بيروني ، اندروني ، مهمان خانه ، حياط خدمه وسواركاران نظامي مورد استفاده قرارمي گرفته ودرسه حياط ديگر بستگان نزديك سهام السلطنه سكونت داشته اند . مجموعه مذكور داراي حمام اختصاصي زنانه ومردانه جداازهم مي باشد .» ( جاذبه هاي گردشگري دركاشان ، محمد حميدي نژاد ، چاپ اول تابستان 1385 ص38). - مجموعه خانه هاي عباسيان دركوي سلطان اميراحمد واقع درخيابان علوي قراردارد ودرسال 1245 قمري ساخته شده است كه ازلحاظ طرح معماري وتزئينات واستفاده ازفضاها وحجم هاي موجود درآن بسيارغني وازلحاظ معماري سنتي منحصربه فرد وطبق نظر كارشناسان معماري ازبرجسته ترين آثارمعماري اسلامي است . وباهيچ يك ازخانه هاي تاريخي كاشان قابل مقايسه نمي باشد. - خانه طباطبايي يكي اززيبا ترين وديدني ترين خانه هاي تاريخي خانه طباطبايي است كه درجواربقعه مباركه امامزاده سلطان اميراحمد بنا شده است . مساحت آن 4730 مترمربع ومعمارش استاد علي مریم كاشاني بوده است . مشتمل بر3 بخش اندروني ، بيروني وخدمه مي باشد. - حمام سلطان اميراحمد اين بنا دركوي سلطان اميراحمد كه درخيابان علوي قراردارد واقع شده وبه دليل وجودش درنزديكي بقعه امامزاده سلطان اميراحمد به اين نام شهرت يافته است . كارشناسان بعد از17 بارلايه برداري ، قدمت آن رابه دوره صفوي منسوب كرده اند .( دانستني هاي تاريخي كاشان ، زهرارياضي ص 56.) سي اَلک ؛ تمدن هفت هزارساله درلغت نامه دهخدا ازتپه هاي سي الک باعنوان " سي ارک" نام برده شده ودرتمامي تابلوها وكتابها " سيلک" نوشته مي شود . تپه اصلي سي الک درحقيقت زيگورات يامحل عبادت اقوام باستاني بوده است . درحال حاضر مشتمل بريك تپه شمالي ويك تپه جنوبي است كه به فاصله 500مترازيكديگر قراردارند . باتوجه به بررسي هاي علمي پروفسور گيريشمن درسال 1311 شمسي ( 1933ميلادي ) قدمت اين تپه ها به هزاره پنجم تااول قبل ازميلاد مي رسد . محوطه باستاني سي الک ازدوگورستان تشكيل شده يكي ازآن هاكه الف ناميده مي شود 3500ساله است ودر200 متري جنوب تپه جنوبي واقع شده است كه امروزه برروي آن بلواري 24متري به نام بلواراميرالمؤمنين كشيده شده است . گورستان ديگركه گورستان ب ناميده مي شود 3000ساله است ودرزيرباغ ها وزمين هاي كشاورزي ضلع غربي تپه ها قراردارد . آثاري ازاشيائ باقي مانده ازسي الک درموزه هاي لوورفرانسه ، موزه ملي ايران وباغ فين موجود مي باشد تعدادي نيزدرخود تپه درمعرض ديد علاقمندان است. باغ تاريخي فين درزلال جاري فين كاشان ؛ حكايت بي پاياني ديدني هاي كشورما نهفته گرديده است . بناي اوليه باغ فين به قبل ازاسلام وياتمدن سي الک پيوند خورده است . اين مجموعه حدود 25 هزارمترمربع مساحت دارد. پس ازورود به باغ وگذشتن ازخيابان مصفايي كه دروسط آن نهرآب گوارايي درفوران است به شترگلوي عباسي كه به دستور شاه عباس بزرگ ساخته شده برمي خوريم . شترگلوي فتحعلي شاهي ؛ اندروني كريمخاني ؛ اتاق شاه نشين ؛ حمام هاي صفويه وقاجاريه وموزه ملي ازجمله نقاط ديدني اين مجموعه مي باشد . ازجمله وقايع سياسي وتاريخي مهم كه درباغ فين كاشان رخ داده تاجگذاري شاه اسماعيل وشاه عباس دوم وقتل اميركبير مي باشد . چشمه سليمانيه اين چشمه منسوب به حضرت سليمان پيامبر(ص) مي باشد كه درپشت قسمت غربي باغ فين وجريان سازي آب چشمه سليمانيه درمحيط باغ فين تامل وهيجان برانگيز است. نياسر؛ كهن باغ شهر درفاصله 24 كيلومتري غرب شهركاشان وازتوابع شهرستان كاشان دراستان اصفهان واقع است. نياسريكي ازسه مركز مهم توليد گلاب وعرقيا ت گياهي به شمار مي آيد. به سبب قرارگيري دردامنه شرقي كوههاي كركس ووجود چشمه جوشان اسكندريه ، آبشارنياسر همواره ميزبان طبيعت دوستان وگل پرستان است. چارتاقي نياسر بلندترين نقطه شهرباارتفاع 1750 مترونمونه اي ازآثارتاريخي نياسروگواهي برنبوغ علمي ایرانيان باستان است. دربالاي چشمه اسكندريه واقع وگويا ساخت آن به اردشيراول يااردشير پاپكان دردوره ساساني تعلق دارد.ولي آنچه مطمئن ترمي نمايد تعلق آن ، به دوره ساساني است .آتشكده وچارتاقي نياسر داراي پلان يكسان ومحاط دريك مربع وازسنگ وگچ بنا گرديده است . براساس آخرين نظريات ؛ چارتاقي نياسر برخلاف آن كه نشاني " آتشكده" رايدک مي كشد نوعي تقويم آفتابي است . درابتداوميانه هرفصل هنگام طلوع خورشيد پرتوهاي ميان پايه ها ديده مي شود . دقت محاسبات نجومي وتقويمي اين بنا درخورتوجه است زيرا رصد خانه اي باستاني است. مشهد ارهال مشهد اردهال را بيشتربامراسم قاليشويان مي شناسند . درتاريخ آمده است كه مردم فين كاشان درسال 113 هجري قمري عامربن ناصر فيني رابه عنوان قاصد به مدينه مي فرستند تاازامام محمدباقر براي آنان درخواست پيشوايي كند . آن امام همام فرزند خودسلطانعلي برادر امام صادق را رهسپارايران وشهركاشان مي كند . نفوذ امامزاده سلطانعلي باعث ترس حاكم اردهال مي شود . ازاوايل مهرماه به مدت 10 روز جنگ سختي مابين نيروهاي امامزاده سلطانعلي ولشگر" زرين كفش" دردربند" ازناوه" روي مي دهد . بالاخره سلطانعلي درپناه سنگي حين نماز به شهادت مي رسد . خبرشهادت به مردم كاشان ومحله فين مي رسد . مردم چوب وچماق به دست راه مي افتند امامزاده سلطانعلي رادرقاليچه اي مي پيچند ودرنهري كنارشاهزاده حسين غسل مي دهند ودراردهال مدفون مي سازند . اهالي كاشان هرسال دردومين جمعه مهردرمشهراردهال باحضورصدهزارنفري مراسم قاليشويان رابرگزارمي كنند. قتلگاه سلطانعلي « قتلگاه آن حضرت ازنظر جغرافيايي درامتداد همان كوهي است كه دردامنه آن مرقد مطهرواقع شده وتقريبا مابين زيارتگاه وقريه خاوه قراردارد». (حماسه تاريخي مشهداردهال ؛ مجيد زجاجي كاشاني ؛ چاپ ششم 1387ص 102) . ونزديك پنج كيلومتر مسافت آن است . آرامگاه سهراب سپهري سهراب سپهري نقاش وشاعرمعروف معاصر درصحن شرقي بقعه مشهداردهال معروف به سردار مدفون است. برج وباروي شهروقلعه جلالي دركتاب مراءت قاسيان صفحه 115 آمده است :« ازآثار قديمه كاشان قلعه جلالي است كه سلطان جلال الدين ابوالفتح ملك شاه بن آلب ارسلان سلجوقي درسمت غربي كاشان ؛ متصل به باروي شهربنا كرده ؛ وخندق شهراز دورآن گردش می کند.آن را چهاربرج ازطرف طول وچهار [ برج ] ازطرف عرض است وچنان ساخته اند که دیوارجنوبی آن همان باروی شهراست . وسه طرف حصاربندی آن دراصل شهرپابرجا شده که باروی شهربه باروی آن قلعه گردش می کند ». درکناردیوارهای بلند کاهگلی معروف عهد سلجوقی بنای گنبدی شکل موسوم به یخچال وجودددارد دراین مکان یخهای زمستانی نگهداری می شده است . قمصر؛ پایتخت گل های محمدی ازکاشان که پابه راه می شوید بعداز25کیلومتر رانندگی درجنوب غرب کاشان به شهرقمصرمی رسید . شهری سرسبزباکارگاههای گلاب گیری وباغ های روح انگیز. مراسم گلاب گیری قمصرکه دراردیبهشت ماه هرسال برگزارمی شود زبانزد است. درباره وجه تسمیه این شهرآقای هادی اکبری به طورجامع درکتاب« قمصر؛ پایتخت گل ملی ایران » پرداخته ولی درکتاب دانستنی های تاریخی کاشان صفحه 74خانم زهراریاضی می نویسد: وجه تسمیه آن ازدوواژه (قُم) و(سَر) که واژه اول ازاصل کُم یاکوم است که مفهوم آن محل حفرچاه یاقنات های متعدداست . بنابراین قمصرهمان کُمسراست به معنی کانون پایدارآب یاآبگیردائمی. ابیانه ؛ کهن روستای تاریخی درفاصله 50 کیلومتری جاده کاشان – نطنزجاده ای فرعی بعداز24کیلومترمارابه ابیانه می رساند . این مسیرازدره ای سرسبزوازآبادی های هَنجَن ،یارَند، کُنجان ، برز،وتره می گذرد. درابتدای ورود به ابیانه آن ذوق وشوقی که انسان برای دیدن روستا داشته می خوابد اما باورود به کوچه پس کوچه ها براشتیاق سیروسیاحت افزوده می شود. ابیانه جزوچهارروستای تاریخی واستثنایی ثبت شده ایران( ماسوله ، کندوان،میمند) است که خانه هایش ازخاک سرخ وبربستری ازسنگهای رسوبی سبزرنگ بناشده است . بعضی ازدرب هایش دارای نقش ونگارهای هندسی است . دربرخی نام سازنده درب هادیده می شود وگاهی اشعاری نیزبه چشم می خورد. بسیاری ازسردرها ازعهد صفویه به یادگارمانده اند . مسجد جامع، مسجد پرزله ، مسجد حاجتگاه ، آتشکده هارپاک ، زیارتگاه امامزاده یحیی وعیسی ازبناهای مذهبی وعمومی ابیانه اند . اصفهان ؛ خطه شگفت انگيز آورده اند كه اين سرزمين دردوران مادها :پارتاكنا خوانده مي شده است ودرآن زمان مركزش راگاه «گاباي» ؛ گاه «گي»؛ گاه «اسپادانا»؛ گاه «اَسَپه» ؛ اَسَپهان ؛ وگاه سپاهان ناميده اند . اما واژگاني همانند: آپادانا ؛ اسپتنا، اصپدانه ؛ انزان ؛ پارتاك ، پارك؛ جي وداراليهود دردوره هاي زماني مختلف براين سرزمين اطلاق مي شده است . من يك زماني كتاب "دنياي مرموز جن" نوشته : ستارپورابراهيم گلرود باري رامي خواندم. درباب وجه تسميه اصفهان مطلبي افسانه اي خواندم كه چندان براي اتكاي علمي نمي تواند قابل اعتماد باشد ولي گمان مي كنم ارزش آوردن داشته باشد : « دركتاب روضات الجنات آمده است كه يكي ازوجوه تسميه شهراصفهان به اين اسم اين بوده است كه درآنجا درابتدا درياي بسياربزرگي بود. چنانكه زمين شناسان امروزه مي گويند كه روزگاري سراسر فلات ايران رادريايي بزرگ وكم عمق بنام "تيتيس" پوشانده بود كه درياي خزر ازبقاياي آن است . سپس حضرت سليمان (ع) به جنيان دستورداد كه درزيردريا نقب بزنند وآب آنرامتفرق ساخته وبخشكانند وچون در"سفح" – كوه جنوبي آنجا- نهرزنده رود جاري بود ، سرزمين هاي اطراف آن سرسبزوخرم گشت . تاوقتي كه سليمان (ع) درموكب خودبه آن سرزمين رسيد وچون آنجارا خرم و وسبز وبالطافت هواتوام ديد به آصف بن برخيا وزيرخودگفت :" آصف هان" ولفظ هان گرچه درفارسي واشاره به مكان نزديك است اما برزبان آن حضرت جاري شد زيرا آنجناب به زبانهاي مختلف سخن مي گفت ودرسابق براين گويا دراحداث شهري درمكان مناسبي ميان آن حضرت وآصف گفتگو صورت گرفته بود كه وقتي به آنجا رسيدند حضرت فرمود: آصف هان يعني آصف اين همان زميني است كه براي عمارت مي خواستم وبه اين سبب اصفهان به اين اسم ناميده شد.» سي وسه پل نام ديگرش پل اللهوردي خان مي باشدكه قدمت آن به عصر صفويه بر مي گرددويكي ازشاهكارهاي معماري محسوب مي شود.اين پل300مترطول و14متر عرض داردوبزرگترين پلي به شمار ميرودكه برروي زاينده رود زده شده است.ناگفته نماندكه سي وسه پل نامهاي ديگري نيز دارد:پل سه چشمه،پل چهار باغ وياپل جلفا. سي وسه پل به دستورسردارمعروف شاه عباس اول يعني اللهوردي خان درسال1008هجري ساخته شده است. ميدان نقش جهان ميدان امام يانقش جهان دركنارتخت جمشيدوچغازنبيل درفهرست ميراث جهاني يونسكوبه ثبت رسيده و500مترطول و140مترعرض وتقريبا 70هزارمتر مربع وسعت دارد.يكي ازشاهكارهاي معماري به كارگرفته شده دراين ميدان انحراف چند درجه اي شمالي – جنوبي آن است كه باعث شده تا مسجدامام به سوي قبله انحراف پيداكند. اضلاع شمالي وغربي ميدان نقش جهان به كاردنيوي ودوضلع شرقي وجنوبي به كاراخروي اختصاص يافته است . يعني قيصريه وبازاردرشمال ؛عمارت عالي قاپو درغرب ومسجد شيخ لطف الله درشرق ومسجد امام درجنوب واقع شده است. كاخ عالي قاپو عالي قاپو واژه اي تركي (استانبولي) است به معني دروازه بزرگ. امااحتمال مي رود علي قاپو يعني دروازه علي (ع) هم باشد. امابعدها اين كاخ را «دولتخوانه» و«قصردولتخوانه» هم خوانده اند. درقرن يازده توسط شاه عباس درشش طبقه ساخته شده وهرطبقه داراي تزئينات نفيسي مانند مينياتورهاي هنرمندانه رضا عباسي ( نقاشي عهد شاه عباس) ، نقاشي هاي گل وبوته ، شاخ وبرگ ؛ اشكال وحوش وطيوروگچ بري هاي زيبا به شكل جام ها وصراحي ها مي باشد. يكي ازمسائل بسيارجالب وهيجان انگيز عالي قاپو ويژگي اكو ستيكي آن است . بدين معني كه «طرح هاي گوناگون بااحجام مختلف درفضاهاي توخالي مقرنس ها؛ فركانس اصوات موسيقي رامتفاوت مي كند ودرنهايت ، باند فركانس اصوات موسيقي افزايش يافته واصوات راباكيفيتي برتربه گوش شنونده مي رساند.» (اصفهان ، منصورقاسمي چاپ اول زمستان 85ص 67). حين ورودبه عالي قاپوقبل ازآنكه ازپله هاي مارپيچ خودرابه ايوان ستون دار برسانيد دريكي ازكنج هاي سرسراي ورودي مي توانيد باآشنايان خوددركنج مخالف آن ارتباط صوتي برقرارنماييد. ارتباطي كه نيازبه گوشي ندارد. مسجد جامع مسجدجامع ياجمعه اصفهان يكي ازعجايب هفتگانه دنيا به شمارميايد. « مسجدجامع اصفهان موزه اي است ازتحول وتكامل معماري ايراني درطول چهارده قرن تاريخ ايران پس ازاسلام »(اصفهان ، راهنماي سفر، آكسانا بهشتي چاپ اول زمستان 83 ص86). كاخ چهلستون « اين كاخ درميان باغي به مساحت 67000مترمربع قراردارد. درمقابل آن يك حوض به ابعاد 116در10متروجوددارد. كاخ چهلستون شامل تالارسلطنتي ، ايوان وچندين اتاق مرتبط به يكديگراست . درزمان شاه عباس دوم اين كاخ محل بارعام ومهماني هاي رسمي پادشاه بوده است.»
(پيشين ص80). عمارت تاريخي چهلستون ازيادگارهاي ماندگارقرن يازدهم هجري وزمان شاه عباس دوم وساخت آن درسه مرحله زماني بوده است . سالن هاي كاخ چهلستون داراي نقاشي هايي درباره مجالس بزم وپذيرايي شاه عباس وجنگ هاي اوست . درسالن ديگري درطرف جنوب تابلوهاي مينياتور، پنجره هاي گچبري باشيشه هاي رنگي به چشم مي خورد. باغ پرندگان اين باغ درسال 1375تاسيس شده و55هزارمترمربع وسعت دارد.گونه هاي بسياري ازپرندگان درآن نگهداري مي شوند. باغ پرندگان واحدهاي آموزشي وعلمي وتحقيقاتي رانيز درخود جاي داده است . منارجنبان شهرت اين بنا به دليل نوساني است كه هنگام تكان دادن يكي ازمناره هادرسازه ي بنا ايجاد مي شود. درواقع باتكان دادن مناره ؛ مناره به نوسان درمي آيد وهم زمان باآن مناره ي ديگرودرنتيجه كل ساختمان به نوسان مي افتد .آرامگاه شيخ عبدالله گارلاداني دراينجاست. * فارس ؛ ميراث جاوداني دراستان اصفهان بيتوته كردن ما طولي نمي كشد بعد ازيك روز پركار وپرمشغله وبه ياد ماندني شبي رفع خستگي مي كنيم وسپس سفر480كيلومتري خودرا به سمت استان فارس ( شهرشيراز) شروع مي نماييم . اسم شيراز جهان گيراست . سعدي وحافظش جهاني اند . تخت جمشيدش به حدي بزرگ وجاوداني است كه هيچوقت گمان نمي رود تمامي رازهايش رمزگشايي گردد. به طرف پاسارگاد ( = پازارگاد) همراه عقربه هاي ساعت به لحظه شعف وايستگاه شگرف ترين تمدن جهان باستان نزديك مي شويم . بيش ازدويست سال نيست كه نام غيرواقعي «قبرمادرسليمان»جاي خودرا به «آرامگاه كوروش» دردشت مرغاب داده وآشناي سطور روزنامه ها وتصاوير تلويزيوني شده است .ما ؛ قبل ازآن كه سرماشين شخصي مان راازآزاد راه به طرف پاسارگاد كج نماييم دركنارجاده توقف كوتاهي داريم . آبي خروشان درزير پاي مابه رقص آمده وترانه خوان ؛ قدوم بهاري را گرامي داشته است . معلوم شد نام اوهمنام با رودخانه شهرماست :«بيناب». اما 130كيلومترمانده به شيرازدرانتهاي جاده اي فرعي به طول سه كيلومتروعمودبرجاده اصلي اصفهان – شيراز؛ پاسارگاد ابتداي بهت وحيرت هرمسافري است كه ميل به آشنايي با هنرنياكان رادرميان خانواده ها شدت مي بخشد. آري! جلگه پاسارگاد يا دشت مرغاب ؛ پايتخت اوليه كوروش بزرگ به شمارمي آيد. بناي آرامگاه كوروش به صورت اتاق چهارگوش مستطيل بدون پنجره باسقف سنگي شيرواني شكل كه به يك هرم چند پله اي دراينجا استواراست ويك درورودي دارد.هرودوت اولين كسي است كه ازطايفه وعشيره پارسيان بانام «پاسارگادي» نام برده است. آثارجاوداني پاسارگاد درسمت جنوب شرقي ؛كاخ انسان بالدارواقع است . كاخ ورودي ؛هشت ستون سنگي درخودداشته وكاخ پذيرايي كه داراي تالار مركزي هشت ستوني است فعلا يك ستون ايستاده نمايان دارد .كاخ اختصاصي كوروش باكاخ پذيرايي سيصدمترفاصله دارد. ناگفته نماند كه ديوارها وايوان هاي همه اين مكان ها ازبين رفته اند حتي قبركوروش گرچه درفضاي بازي قرارداشته واكنون نيزچنين است ولي ازچهارجهت محصوربوده ودرميان ستون ها ونقوش برجسته وتزيينات فراوان واقع بوده است . زندان سليمان (= آرامگاه كمبوجيه) وارگ نيايشگاه ازديگر آثارمجموعه باستاني پاسارگادند. جنجال هاي آرامگاه كوروش دست خودم نيست وسواس صدها بازخواني گذشته ها؛ درهربازديدي به جانم مي افتند . گرچه ازبيان وابراز آن ها درهمان حين ناتوانم ولي انصاف هم نيست جايشان درنوشتارخالي باشد. نبش قبر كوروش توسط اسكندرمقدوني بدجوري به جانم پيله شده است . ازآسيب هاي انساني ناشي ازتعدي وتخريب آن سپاه ونيروهاي اعراب ؛ دل هركسي كه سردرجيب تفكرداشته باشد مي گيرد. اما داستان فروريختن سقف آرامگاه كوروش درميانه سال 87 چيزديگري است. رسانه ها جنجال به پا كردند ولي بااين همه، شفافيت به وجودنيامد . بحث برسر اين نيست كه آيا ريشه درخت انجيروحشي سقف رافروريخته است يانه؟ بحث برسر اين است كه گفتگوهاي داغ محافل ميراث فرهنگي درباره جمجمه واستخوان هايي كه احتمال داده مي شد مربوط به كوروش باشد ودرسقف نهان گرديده بود به كجا انجاميد ؟!... نقش رستم دردامنه كوه حسين درانتهاي كوهستان حاجي آبادآثارونقش برجسته هاي مهمي ازچهاردوره ايلاميان ؛ هخامنشيان ؛ ساسانيان وسلوكيان به چشم مي خورد كه با تخت جمشيد نزديك سه كيلومترفاصله دارد. آثارحجاري شده درنقش رستم عبارتند از: تاجگذاري اردشيرساساني ؛ نقش بهرام دوم ؛ صحنه نبرد پادشاه ساساني ؛ نقش برجسته شاهپوراول؛ جنگ بهرام پنجم ؛ تاجگذاري نرسي ودوآتشدان. درخصوص انگيزه نامگذاري نقش رستم دكترعبدالعظيم رضايي مي گويد:«چون نگاره هايي ازشاهان ساساني باتن بسياربزرگ درپايين آرامگاه ها [چهارتن ازنخستين شاهان هخامنشي ازدودمان گشتاسپ (ويشتاسب)] كنده كاري شده مردم واهالي آن هارا به انگيزه درشتي اندام ؛ چهره رستم پهلوان شناخته شده دانسته اند ازاين رو جاي مزبوررا نقش رستم گفته اند». نقش ونگارهاي «نقش رستم» چليپايي اند . چليپا نگاره ايي ازنگاره هاست كه مورد تقدس بسياري ازملل قرارگرفته است . نقش رجب (= نقش قهرمان) نقش رجب دريك كيلومتري شمال تخت جمشيد درحاشيه راست جاده مرو دشت اصفهان جاي گرفته است . نشانواره ونگاره هايي ازاردشير بابكان ؛ شاهپوراول ساساني وكرتيرموبد دوره ساساني برسينه سنگها كنده كاري شده اند. تخت جمشيد اگرپرسان پرسان سرازنقش رجب درآورديم تخت جمشيد باستون هاي سنگي افراشته اش پيش دستي دردعوت ازماراعهده دارشد . بناي بديع تخت جمشيد ( پارسه ياپرسپوليس ) دردامنه كوه رحمت ( مهر) درده كيلومتري شمال مرودشت ودر56كيلومتري شمال شيراز درسال 520 قبل ازميلادبه فرمان داريوش بزرگ آغازگرديده ودردوران ساير پادشاهان هخامنشي ادامه يافته است. مگرمي توان به اين سادگي وبااين سرعت ازاين بنا نوشت وگفت. اگرهم فرصتي باشد كه ازدروازه خشايارشاه ( دروازه ملل) ؛ كاخ آپادانا ، تالارصدستون ، كاخ مركزي ، كاخ هَد يش وكاخ تَچَر(تچرا) بنويسيم وبگوييم بازكم خواهيم آورد. ليكن آنچه ذهن مرابيشترازهمه به خودمشغول ساخته است ارتباط كوروش باذوالقرنين است. دراين ميان پيش ازهرچيز متوجه دوكتاب ازدكترعبدالعظيم رضايي مي شوم زيرا چندي پيش آن هاراخريده ومطالعه كرده ام .آقاي رضايي درجلد اول تاريخ ده هزارساله ايران چاپ هفدهم زمستان 1386 صفحه ؛104اسكندر راهمان كسي دانسته است كه ذوالقرنين است . وي درصفحه 105 گفته است : «اسكندرراازآن جهت ذوالقرنين خوانده اند كه جهان آن روز راازيك گوشه ياقرن تاگوشه ديگردرنورديده است . بعقيده بعضي ازمورخان ، اين نام ازآنجا ناشي مي شود كه اسكندر جهانگرد وجهانگير وجهانگشا بوده است . استدلال نخستين درباره ي وجه تسميه وي منطقي تروقابل قبولتر بنظر مي رسد . چنانچه آيات 86؛90و93 سوره ي كهف نيز مؤيد همين موضوع است ». اين گفته ازشخصي همانند رضايي بعيد است چراكه خوداودركتاب «تخت جمشيد» چاپ اول ، تابستان 1385 ازصفحه 219 تاصفحه 228 مخصوصا براين باوربوده است كه «كوروش بزرگ همان ذوالقرنين آمده درقرآن است ».اودرصفحه221مي گويد: « دانشمند گران سنگ وپژوهشگر نامدار؛ روانشاد ابوالكلام آزاد وزيرفرهنگ پيشين هند كه درسال 1336 خورشيدي چشم ازجهان فرو بست ؛ گفتگوي شيرين وتاريخي درسفرنگ [تفسير] چند آيه ازسوره كهف داردكه خود يك كتابي است . دراين گفت وگو ي دانشمندانه وبخردانه ازروي روايت ها وآيه هاي تورات وقرآن وگفته هاي تاريخ نويسان ديرين وبايادكرد انگيزه هاي استواروبسنده روشن نموده است كه ذوالقرنين آمده درقرآن ؛ همان كوروش بزرگ هخامنشي اند. دانشمند نامبرده بااين سفرنگ وپژوهشي كه به خوبي ازانجام آن برآمده حق جستارراآن گونه كه بايسته بوده است ، اداكرده وخدمتي بزرگ وبه سزايي به روشن كردن يك دشواروپيچيده تاريخي نموده كه درخورآفرين گويي است». جالب است بدانيم كه درهمين كتاب 669 صفحه اي آقاي رضايي حتي ازيك واژه تازي بهره نجسته است وهمه واژ ه ها پارسي اند واتفاقا نامبرده هم به خوبي ازانجام آن برآمده اما چرادرتاريخ ده هزارساله چنان كرده است ؟... خوشا شيرازووضع بي مثالش نه تنها ديروز كه امروز هم اين شهر بيش ازچهارهزارساله آدم رابه شگفتي وامي دارد وحيران مي سازد . درلوح گلي عيلامي كه قدمتي 4000ساله دارد نام شيراز ديدگان را ميخكوب مي كند. دروازه قرآن معبر ورودي شهر. آمده است دردوره سلطنت ديلميان ؛ عضدالدوله ديلمي ؛ تاقي مرتفع به صورت دروازه دروسط تنگ الله اكبر ( محل فعلي دروازه قرآن ) مي سازد ودوقرآن بزرگ بربالاي آن قرار مي دهد تا كاروان ها به سلامت اززير آن گذشته وبه راه خود ادامه دهند. اززمان قراردادن قرآن ها ؛ اين دروازه به دروازه قرآن مشهورشد وتاكنون به اين نام باقي مانده است. شاهچراغ منزلت عالي حضرت احمدبن موسي بن جعفر(ع) معروف به شاهچراغ مسبب قرارگيري شيرازدرجايگاه سومين شهرزيارتي مي باشد. بارگاه شاهچراغ (ع) برادرامام رضا (ع) ابتدائا دردوره عضدوالدوله ديلمي ساخته شده است وداخل حرم بامقرنس كاري وآيينه كاري هاي بسيارنفيس تزيين يافته است . آستان سيد ميرمحمد(ع) برادرسيد ميراحمد(ع) وفرزند امام موسي كاظم (ع)(ازيك مادر) مي باشد كه درضلع شمال شرقي حرم حضرت احمدبن موسي قراردارد. مقبره آيت الله دستغيب شهيد محراب آيت الله دستغيب درجوارحرم حضرت سيد ميراحمد (ص) قراردارد. سعديه درسال 1313 شمسي دركوي سعدي وتنگ سعدي درشمال شيرازساختماني درآرامگاه سعدي بپاداشتندكه اكنون هم پذيراي بازديدكنندگان است. حافظيه اينجاهمان خاك مصلي است كه بدن خواجه شمس الد ين محمدمتخلص به حافظ رادربرگرفته است.ساختمان فعلي آرامگاه حافظ درسال1314خورشيدي آ غازودر سال1317به پايان رسيده است. خواجوي كرماني آرامگاه خواجودرتنگ الله اكبروكمي بالاترازدروازه ي قرآن مي باشد.درسمت غرب اين آرامگاه تكيه اي وجود داردبه نام تكيه ي مشرقي كه چند غاربه هم پيوسته دارد. دركنارآنها روي كوه دونقش:رستم درحال نبردباشيروفتحعلي شاه ودونفر ازپسر ان وي حجاري شده است . محل رياضت وزندگاني خواجو نيز درتنگ الله اكبر واقع مي باشد . باغ ا رم « فضاي باغ با خيابان وباغچه به طرز زيبائي تقسيم بندي شده كه شيوه ساخت آنرا به زمان ساسانيان نسبت مي دهند . مساحت باغ بيش از15 هزارمترمربع است . داراي گلهاي زيبا ودرختان شمشاد ؛ بيد وسرو مي باشد كه سروناز آن بابلنداي 40 مترشهرت جهاني دارد». ( شيراز؛ شهرعشق ، اديب مصطفوي ؛ چاپ دوم 1385 ص252). باغ داراي عمارتي سه طبقه به سبك قاجارمي باشد كه ازنظر معماري ؛ نقاشي ؛ حجاري؛ كاشيكاري وگچبري ازشاهكارهاي زمان قاجاريه است. باغ جهان نما باغ جهان نما عمارتي دوطبقه به شكل كلاه فرنگي دارد. شهراستخر صدبارهم اگربه مرودشت گذرت بيفتد بازكفايت نخواهد كرد ومن كه يك بار نقش رستم ونقش رجب رادرمعرض ديد قرارداده ام چگونه حداقل دراين سفر براي دومين بارچشمم رابه جمال آنها روشن نسازم؟ معلق بين آسمان وزمين هم نبايد ماند . مسيررادوباره درپيش مي گيرم وعلاوه برآنهايي كه نام بردم به شهراستخرهم چشم مي دوانم . اتكاي به تابلوها خيلي راحت مارابه آنجا مي رساند . كاري ندارم كه يكي ازنام هاي قديمي شيراز "استخر" بوده است . شهرباستاني استخرگرچه كاوشهاي علمي باستان شناسي رابه خودنديده است ولي ويرانه هاي آن در7كيلومتري شمالي تخت جمشيد سمت چپ جاده مرودشت – اصفهان ديده مي شود . درزبان محلي " تخت طاووس" خوانده مي شود وستون ها ي دروازه ورودي آن پابرجايند. نارنجستان موزه نارنجستان قوام ازصنعت آيينه كاري ؛ نقاشي ؛ كاشيكاري؛ گچبري ومنبت كاري غني است . ايران شناس نامي – پروفسور آرتوراوپهام پوپ – اشياي باسيتاني به دست آمده از حفاري هاي داخل(ايران) راكه گاهي مربوط به سه هزارسال قبل مي شوند به اين موزه اهدا نموده كه درمعرض ديد قرارگرفته اند ليكن صدافسوس كه محل كشف آنها نامعلوم است . ناگفته نماند كه درنارنجستان هم همانند ابيانه وحافظيه لباس هاي محلي به خانم ها درقبال اخذ مبالغي اماني داده مي شود وخانم ها باپوشيدن آنها عكس وفيلم مي گيرند وطنازي مي كنند . خانه زينت الملوك درمجاورت نارنجستان قوام؛ خانه زينت الملوك به فاصله يك كوچه واقع است . تالار اصلي آن دوطبقه مي باشد . تالارآينه نيز دروسط ساختمان قراردارد. موزه گنجينه تاريخ فارسي درزيرزمين اين خانه تاريخي است. بازاروكيل درصفحه 115"شيراز يادگارگذشتگان " مي خوانيم : بازار وكيل ازشاهكارهاي هنري وشايان توجه ايران زمين است دراين بازار ؛ تاق هايي مرتفع باپهناي وسيع وازهمه مهمترچهارسوق آن است كه به صورت يك هشتي بسياربزرگ وبلند ساخته شده است . بازاروكيل داراي 74 تاق ضربي وخوش سيناست كه سقف طولاني بازارراپوشش مي دهند». مسجد وكيل دربين حمام وبازاروكيل " مسجدوكيل" جاي گرفته است . مساحتي بالغ بر11 هزارمترمربع دارد كه خوانده ام 9600مترآن زيربناست. منبرمرمرمسجد وكيل به تعداد چهارده امام معصوم پله دارد وازسنگي بي نظير به دست آمده است . اين سنگ ازمراغه به آنجا ارسال گرديده است. · لرستان ؛ انگشت نماي مفرغها ازجاده شيراز – اصفهان به شهري كه نصف جهان لقب يافته است ورود پيدا مي كنيم . بعداز يك شب استراحت مسيري ديگررابه طور اتفاقي برمي گزينيم . عازم نجف آباد ؛ تيران ؛ دامنه ؛ داران واليگودرز مي شويم . سپس از ازنا ودرود عبور مي كنيم وبامسرت به سوي شهر" خرم آباد" رها مي شويم . خرم آباد مركز استان لرستان است . تعلق خاطر من به لرستان صرف نظر از خاطرات دوران جنگ ؛ به تعريف وتمجيد استاد ترابي طباطبايي ازمفرغ هاي لرستان برمي گردد. به نظر آن استاد گران مايه ؛مفرغهاي لرستان سنگ تمام گذاشته اند وهمينطور هم هست چنانچه گريشمن باستان شناس فرانسوي هنرحقيقي ايران را هنرلرستان دانسته است. خرم آباد؛ متنعم از برج هاي آب خرم آباد دردرون دره اي پاگرفته وخصوصا قسمت شمالي شهركاملا كوهستاني وكوههايش ازنعمت آب سرشارند و رودخرم آباد باجهت شمالي – جنوبي از خط القعرآن عبورمي كند مردمانش صميمي اند وتارفع نيازنكنند دست بردارآدمي نيستند . نمايشگاهي ترتيب داده اند كه بسيارمورد استقبال قرارگرفت هاست . دراينجا نيزهمانند شيراز موسيقي محلي پخش مي شود وتصاوير ش ازتلويزيون چشم ها راتسخيرمي كند . درشيراز وخرم آباد مردان مي خوانند وزنان بالباس هاي محلي مي رقصند . گرداب سنگي خرم آباد به زبان محلي " گردوبردينه " گفته مي شود. بنايي مدوراست باديوارهاي سنگي ومالك چشمه اي جوشان. قطرش18 متروبلندي آن تاكف چشمه 10 مترمي باشد . دريچه اي دارد به ابعاد 160*90كه هدايت آب آشاميدني ؛ مشروب نمودن اراضي ومورد استفاده قرارگرفتن آب درآسياب هاي آبي ازاين دريچه مقدوربوده است . قلعه فلك الافلاك دژ شاپور خواست نام ديگراوست قدمتش مربوط به دوران ساساني است . برفراز تپه اي دروسط شهرقرارگرفته وموقعيتي سياسي ونظامي داشته است .قلعه درحياط اول چاهي به عمق 2ز متردارد ودرحياط دوم گريزگاهي اضطراري. سنگ نوشته درشرق خرم آباد ودركنارجاده منتهي به خوزستان سنگ نوشته اي به شكل مكعب مستطيل خودنمايي مي كند . درچهار طرف آن كتيبه هايي به خط كوفي در17سطر حك شده است . متن كتيه درخصوص ماليات ؛ ممنوعيت سنت هاي ناپسند وحق استفاده ازچراگاههاست. درياچه كيو اطراف اين درياچه كه اكنون به دليل خشكسالي به حال احتضارافتاده است براي گشت وگذاربسيارمناسب است ووجدآفرين . اي كاش بارش باران جاني دوباره به چشمه ها ؛ رودها وطبيعت ببخشد. · پادگان دوكوهه بعدازخروج ازخرم آباد و ورود به پلدختر ، پادگان دوكوهه در5كيلومتري شهرانديمشك ورودت رابه سرزمين شقايق ها گرامي مي دارد. ازاينجا مسير بازديد كاروان هاي راهيان نور آغاز مي شود . دوكوهه درزمان جنگ هشت ساله مقرتعدادي ازلشگريان دلاور بود . انديمشك همين كه پاي انديمشك خودرا مي بينم حال وهواي اومرامي گيرد. گرچه حالاصداي داودي "آهنگران" درخيابانهاي اينجاوخصوصادرجلوي ايستگاه راه آهن واطراف آن طنين انداز نيست ولي نمي توانم پوشيده نگهدارم كه ياد تنهابرادرم عقل ازسرم بيرون مي كند . دكتر محمد ابراهيم باستاني پاريزي قسمي خورده است . اوسوگند يادكرده كه درهيچ جايي سخنراني نكند وهيچ مطلبي ننويسد مگر آن كه سخني ازكرمان داشته باشد. والحق براين پيمان وفادارمانده وهيچ خطايي دراين عهد ازاوسرنزده است . حال من كه هيچوقت نمي توانم شهادت برادرم رافراموش كنم چگونه مي توانم درجنوب به ياداونباشم وازاواسمي به ميان نياورم ؟! درهمين نزديكي اودروالفجرمقدماتي در21بهمن 1361 مجروح گرديد وبه روي خود نياورد وبه پشت جبهه هم اعزام نشد ومقاوم ايستاد وبالاخره درعمليات والفجريك به تاريخ 21/1/62درمنطقه شرهاني جام شهادت نوشيد. شوش ؛ نام مكرركتب مقدس شوش راكهن ترين شهرجهان دانسته اند . گفته اند حدود 4هزارسال پيش ازميلاد شوش به عنوان كانون مذهبي ساكنان دشت اطراف بنياد نهاده شد. مقبره دعبل خزاعي شاعراهل بيت همزمان باامام رضا(ع) است كه درسال 148هجري قمري دركوفه به دنيا آمد . شاعري انقلابي است وچهارتاليف به اونسبت داده اند. آرامگاه دانيال نبي (ع) درساحل شرقي رودخانه شائورقراردارد وچنين خوانده ام كه شامل دو حياط است وبرروي گنبدي مخروطي – پله اي قراردارد كه نوع رايج گنبدهاي منطقه است . اگراشتباه نكنم اين سومين باري است كه به بارگاه دانيال نبي مي آيم. قلعه شوش ژان ماري ژاك دمورگان درسال 1897اين قلعه رابراي هيات باستان شناسي فرانسه باطرح قرون وسطايي ساخته است . مصالح به كاررفته محلي است. آپادانا قصرزمستاني پادشاهان هخامنشي به ويژه خشايارواردشيربوده وته ستونهاي مشابه تخت جمشيد باتركيب هندسي دقيق ومنظم گواه عظمت اين مكان اند. موزه شوش مروج ناب ترين پديده هاي تاريخي وفرهنگي موزه ها هستند ويترين اين موزه ها پنجره الحاق به هنرنياكان مي باشد . آنچه كه درداخل موزه ها جاخوش كرده اند شاهدان متين وسربه زير مدنيت شكوهمند گذشتگان مايند . يكي ازاين موزه ها كه هربازديد كننده عاشقي رابه سمت خود مي كشاند وفرامي خواند موزه غني شوش است . درميان باغي جاي گرفته وبه سال 1345 خورشيدي گشايش يافته است. زيگورات چغازنبيل شهردورانتاش ياچغازنبيل نيايشگاهي باستاني به شمارمي آيد وازشوش 40 كيلومترفاصله دارد. اين معبد پشت سرتخت جمشيد وتخت سليمان نه ايستاده است بلكه 29سال پيش به طورهمزمان درفهرست آثارتاريخي يونسكو به ثبت رسيده است . · كرمانشاه؛ ميعادگاه گذرازعصرحجرقديم كرمانشاه سرزمين باروري است كه قابليت بسياربالايي براي جذب گردشگردارد وازاين روست كه ازپل دخترازراهيي كه قدري باريك است واريب ورفته رفته ارتفاع مي گيرد راهي كرمانشاه مي شويم. بيستون نخستين جايي كه بعدازشنيدن كرمانشاه درذهن انسان نقش مي بندد بيستون است كه برافراشته درشمال يك راه باستاني است . بيستون دراثرمورخ يوناني "ديودو روس سيسيلي " باغيستانون ذكرشده واين اصطلاح واژه اي مادي است به معناي مكان مخصوص خدايان. دهكده بيستون رابهستان ؛ بهستون وبستون هم نام داده اند . درپارسي باستان اين كوه تغستان وبگستان آمده ودرنوشته هاي ديگريوناني بگيستانن قيدگرديده است . ابن حوقل ؛ اصطخري وياقوت اين كوه رابهستون ؛ بهستون ( ستون هاي خوب) گفته اند . درمحوطه بيستون 28اثر درفهرست ملي به ثبت رسيده است . نقش برجسته هاي اشكاني ؛ غارشكارچيان ؛ پرستشگاه مادي وبقاياي پارتي ؛ نقش برجسته بلاش وصخره فرهادتراش ازآن جمله اند. « ديرين شناسان دريكي ازغارهاي بيستون ؛ آلات وبرخي ازبازمانده هاي انساني عصرحجرقديم رابه دست آورده اند كه به احتمال مربوط به 7500سال ق. م است. چند ده هزار سال پايين تراز اين تاريخ درهمان بخش يعني درناحيه باهتران " كرمانشاه" كنوني به خانه هايي شكيل ورنگ شده برمي خوريم كه ( برايدوود) ديرين شناس آمريكايي درباره آنهامي نويسد: قدمت آثارگنج دره نزديك باختران " كرمانشاه" بنابرتجزيه به طريق كرين 14بين 8500تا700سال ق. م مي باشد». ( تاريخ تمدن وفرهنگ ايران ؛ دكترعبدالعظيم رضايي ؛ چاپ چهارم زمستان 86 ص 117). تاق بستان هشتمين اثرازايران زمين است كه درفهرست آثارتاريخي جهان دريونسكو به ثبت رسيده است وشامل سه قسمت زيراست : صحنه تاج ستاني اردشيردوم ؛ طاق كوچك ؛ طاق بزرگ. موزه سنگ درضلع غربي مجموعه تاريخي تاق بستان سنگهاي تاريخي جمع آوري شده ازنقاط مختلف استان درمعرض ديدعلاقمندان قرارداده شده است. تكيه معاون الملك كاشيكاري درتزئين معماري حرف اول رامي زندواوج هنركاشي كاري عصرقاجاردرتكيه معاون الملك سراغ شمارامي گيرد. درنزديك بازارسنتي كرمانشاه واقع است . مسجد جليلي دروسط ميداني به نام جليلي بنايي است كه به آن مسجد جليلي مي گويند. اين رايك راننده درآنجا به ما مي گويد كه پاسخي است براي سوال ما. درشب بانورپردازي ها چنان جلوه اي باشكوه ازاين مسجد متجلي است كه هركسي رابه تعجب وامي دارد بدون آنكه كاشي كاري درنماي بيروني داشته باشد . گنبدش به رنگ آبي ومناره ها وايوان به رنگ سبز چشم راميخكوب مي كند. سخن رادراينجا به پايان مي برم اما ذكردونكته راضروري مي دانم: درسفرنوروزي 88ازمسيري كه انتخاب كرده بوديمازاين جهت كه درمقاصد گردشگري مان نمايشگاههاي كتاب برپاشده بود رضايت خاطر يافتيم. دركاشان به لطف خانم بالاخاناچي ؛ دراصفهان به لطف آقاي داوودي ؛ درشيراز باعنايت آقايان : سبحاني ؛ محمدي ؛ مسلمي وستايشگر؛ درخرم آباد بامحبت خانم حسن وند وآقايان گودرزي وعليپور؛ درانديمشك با همكاري آقاي يادگاري ودركرمانشاه بامهروصميميت خانم ذوالفقاري ازاماكن رفاهي اداري توانستيم استفاده نماييم كه جا دارد ازهمه عزيزان تقدير وتشكرنمايم.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 7:30 توسط moharramfarzaneh |
|
|
اين گوي واين ميدان جناب آقاي بهروز بهروز فرماندار محترم شهرستان هريس بااهداء سلام وتحيت هنرسعه صدرداشتن وحرف ديگران راشنيدن وبه قول هاي احسن بها دادن ماحصلي دارد به نام : رشد وترقي. كسب تحول؛ درتضعيف وحذف ديگران نيست وتحميل اهداف ازپيش تعيين شده مردود است . باعنايت به اين اصول وروابط عمومي خوب وشخصي جنابعالي وازآنجا كه آن مقام محترم يكي از خانواده معزز شاهد مي باشيد استدعا دارد جهت تنوير افكارعمومي ؛ ترتيب يك مناظره باحضورفرهنگيان ؛ دانشجويان ؛ صاحب نظران واقشارمختلف مردم فراهم آيد. بي شك تحقق اين مناظره درروشن شدن آمارهاي غيرواقع ؛ قهرمديريت اجرايي با فرودستان ؛ برخوردهاي نامناسب بااصحاب قلم ، مطبوعات واهالي فكروانديشه ؛ عدم همت درخصوص ايجادزمينه هاي مشاركت ؛ دلسرد شدن نيروهاي انقلابي وارزشي مؤثرخواهد افتاد. چنانچه مناظره با نگارنده صلاح دانسته نشد پرهيز از ايجاد زمينه مناظره ؛ رفع مسؤوليت نخواهد كرد لذا پيشنهاد مي شود با نماينده شوراي شهرستان هريس درشوراي استان ويا رئيس شوراي شهرستان ويا رئيس شوراي اسلامي شهرهريس مناظره صورت پذيرد.
باتجديد احترام محرم فرزانه پژوهشگر ونويسنده استاني
رونوشت : امام جمعه محترم شهرستان هريس؛ نماينده محترم شهرهاي اهر وهريس درمجلس شوراي اسلامي ؛ رؤساي محترم دانشگاههاي پيام نوروآزاد اسلامي ودانشكده فرش؛ استانداري محترم استان ؛ مطبوعات محترم استان |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 7:45 توسط moharramfarzaneh |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندها |
|
ندای هریز(هریزهویت) |
|
RSS
|