X
تبلیغات
باغستان

تنور داغ انتخابات شوراها

باپایان یافتن ثبت نام ازداوطلبان شرکت درانتخابات چهارمین دوره شوراهای شهروروستا میزان استقبال وتعدادثبت نام کنندگان در شهر هریس مشخص شد . طبق اطلاع واصله 25نفر نام نویسی کرده اند که اسامی آنان به شرح زیر است:

1)    حسین واعظی

2)   اصغر افتخاری

3)   اصغر حسین پورآذر

4)   محرم فرزانه

5)   رحیم جعفریان

6)   ایرج موسی آذر

7)   کوروش هریس نژاد

8)   علی اصغرهاشم زاده

9)   نعمت وقاری

10)                      اکبررجبی

11)                      زین الدین هریس نژاد

12)                      صادق اظهری

13)                      نوروز علی دعایی

14)                      محمد طلوعیان

15)                      جعفر عبدالصمدی

16)                      بیوک آقا مطلبی

17)                      خلیل حیدرایرانی

18)                      جعفر عبدالرحیمی

19)                      یوسف عبدالصمدی

20)                      حسین مدادی

21)                      اسماعیل صحرایی

22)                      قنبر سامپور

23)                      جعفر صادق محمدزاده

24)                      حبیبه پیران

25)                      بهزادی

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1392ساعت 8:1  توسط moharramfarzaneh  | 
نخستین فهرست اسامی کاندیداهای احتمالی مطرح شورای اسلامی شهر که در محافل شنیده میشود به شرح ذیل منتشر می شود.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی هریس پویا ، بر اساس شنیده ها کاندیداهای احتمالی شهرستان هریس به شرح زیر هستند:

چنانچه نام و یا مشخصاتی در لیست زیر موجود نبود، در قسمت نظرات اعلام بفرمایید.

به اطلاع میرسانیم این لیست براساس اخبار به دست رسیده تکمیل خواهد شد.

 اسامی 18 نامزد احتمالی شورای چهارم در هریس به شرح ذیل منتشر می شود:

1- صادق اظهری

2- اصغر افتخاری

3- شهریار بهرام نژاد

4-صالح بهرام نژاد

5- رحیم جعفریان

6- اصغر حسین پور آذر

7- حیدر خلیل ایرانی

8- اکبر رجبی

9- رضا سلیم پور

10- سید فاضل سید ابوالحسنی

11- اسماعیل صحرایی

12- جعفر عبدالرحیمی

13- جعفر عبدالصمدی

14- یوسف عبدالصمدی

15-  احمد فرجام

16- حسین مدادی

17- ایرج موسی آذر

18- نعمت وقاری

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392ساعت 11:49  توسط moharramfarzaneh  | 

                               بازخواني آسيبي مهلك  

  محرم فرزانه كارشناس معارف منتقد،نويسنده وشاعر

 اكنون ديگربراي هيچ كس اين نكته مبهم نيست كه«خادم ستيزي»،«خائن پروري»راآبستن            

مي گردد.درعين حال كمتركسي به نظرمي رسد بداندوبفهمدكه درپشت سراين پديده شوم چه عللي نهفته اند.

ازاين رو، باگذشت قرون متمادي بازمي بينيم كه اوضاع ازبد به بدترين كشيده مي شود. پس بجاست اززبان استادشهرياربگويم كه:

       چوبارمنت نامرد مي بريم رواست                 چراكه خدمت مردان بجا نيا ورديم 

«گفتن جرات مي خواهد و از همه مهمتر بي نظري و دلسوزي مي خواهد .اولين كسي كه شروع كرد به گفتن ، شما براي اينكه در مقابل او کمبودی را احساس نكنيد  ناچاريد به انواع و اقسام تهمت ها مزين اش كنيد:سوپاپ ا طمينانه؟از خودشونه ؟ پشتش به جاهايي گرم است و يا بدتر از همه ، خارجيه ؟ سرش اونورها به جاهايي بند ه ؟اصلا جاسوسه  و معمولا  اين شك و اتهام تا قرباني شدن قهرمان ادامه دارد . يعني تا آن وقت قهرمانيش به رسميت شناخته نمي شود. موارد زيادي را در طول تاريخ ميتوانيم سراغ كنيم . دكتر حسين فاطمي ، دكتر محمد مصدق ،وحتي آيت الله طالقاني .امكان ندارد در اين كشور يك نفر پيدا شود كه جرا تش ، جسارتش ،تهورش ، نبوغ ودرايتش وقتي از متوسط جامعه با لا تر باشد مورد حسادت و سؤظن قرار نگيرد ...چون صدايشان از جمع بالاتر است ، چون حرف هايشان در چارچوب هاي متداول روز نمي گنجد ، پس بهتر كه زود خودمان را از رنج فكر كردن برهانیم .....مگر همين مجله هاي پر شرف خود ما عكس مرحوم مصدق را مزين به پرچم انگليس نكشيدند ،اصلا من فرض را بر بد ترين حالت ميگذارم يعني به قول همانها «از خودشونه »؛

هم سن و سال هاي من كم وبيش دكتر حسين فاطمي را به ياد دارند .جوان بود ، دلسوخته بود ،

دردش درد وطن بود وابايي ازهيچ چيزوهيچ كس نداشت.مي گفت هرآن چه راكه واقعا"كسي 

جرات گفتنش را نداشت.گفتندازخودشان است؛ مگركسي جرات دارد از خودشان نباشد و اين حرف هارا بزند واين ادامه داشت .روزگار عو ض شد ،28 مرداد آ مد ، پيدايش كردند با تن تبدار اعد امش كردند .حالا ديگر رسميت پيدا كرد شد قهرمان .»[1]

تامل بر كتابت قرآن كه كتاب ديني مقدس ماست  در تبيين راهكارها بسيار ثمر بخش است .

از جمله آيه 21 سوره مباركه  جا ثيه «اين درس را به همگان  ، به ويژه كساني كه مسووليتي را در جا معه پذيرا شده ا ند ، مي آموزد كه به خيانت كار و خدمتكار به يك چشم ننگريد،

چنانچه اميرمؤمنان عليه السلام به مالك – فرماندارحضرت درمصر- موكدا" توصيه مي فر مايند:

«ولايكونن المحسن والمسيء عندك بمنزله سواء فان في ذلك تزهيدآ لاهل الاحسان في الاحسان و تدريبا"لاهل الاسائه والزم كلا"منهم ماالزم نفسه» يعني نبايدنيكوكاروتبهکاردرنزدتوازموقيعتي همسان برخوردارباشندچراكه چنين روشي نيكوكاران رادرانجام كارنيك بي رغبت  و بدكاران رابه اعمال زشت وادارمي سازد وهريك ازآنان رابه آن چه انتخاب نموده اندجزا بده». [2]               



[1] -جامعه شناسي خودماني،حسن نراقي، نشر اختران صص98- 100

[2] -پاسداراسلام ،شماره66،صفحه5

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1391ساعت 19:57  توسط moharramfarzaneh  | 

سخن نخست     براي حضوردركيش،هم بايدطبع طبيعت گردي داشت وهم به سفرساحلي مشتاق بود.  نهادگردشگرآدمي ازآنجاكه به رسم ديرين،طبيعت گراست چنانچه سياحت مبتني برطبيعت باآب ودرياعجين گرددنظام دنياي هيجان،شورولحظاتي ماندگارشكل خواهد يافت.   دركيش دومصراع خشكي وآب بيت تمام زيبايي راسروده اندومگرنه اين است كه خاك بد ون آب شعرناتمامي است وياقابي بدون چشم انداز. چندان كنكاش وبازيا فت تاريخ  وداشته هاي جزيره كيش نيا زنيست.تاواقعيت ريشه داروجذاب بودن آن رادريابيم،تلاش هايي صورت گرفته وهمه چيزدست به دست هم داده اند تامحيطي دلپسند وقانع كننده رابه وجودآورند .                            تعطيلات تابستاني بچه هاوفراغت  وقت آنان ، زمينه اي رافراهم آورد تاازاوايل نيمه دوم خردادماه 1385من نيز بااستفاده از مرخصي استحقاقي لواي مسافرت برافرازم . گفته اند : «هرچه محدوده زندگي وتجربه نويسنده تنگ تر ، توفيق وي كمتراست » [1]   شهرستان كوچك ومحدوديت هايش شرايطي پيش مي آورد كه عمرآدمي [2]آنچنان كه بايد مصروف كارها وبرنامه هاي مورد علاقه ومفيد براي جامعه نمي شود ولي دنيا كه محصور دراين جوامع كوچك نيست واين جوامع همه دنيا نيستند . مادراين نقطه كه جزئي ازسرزمين اهورايي ايران وايران جزئي ازجهان باشد سكونت داريم. « براي نويسنده كافي نيست كه ديگران بگويند شن هاي ساحل نرم است اگر بخواهد نرمي شن هاي ساحل را باكف پاي خودحس كند لازم است خود باپاهاي برهنه روي شن هاي ساحل راه برود تاباكف پاهايش حس كند كه نرمي آنها تاچه حداست وآيا هيچگونه زبري دارد يانه؟»2 اگر بتوان راه را برگردشگري داخلي وحتي خارجي ، پيش پاي افراد باز نمود اطلاعات وآگاهي وسعت پيداخواهد كردوديدگاهها عوض خواهد شد مشروط ومنوط به اينكه پيش داوري نباشد ودرپي آن تلاش براي اخذ مواردي كه تازگي دارند صورت گيرد. پيش داوريها ومفروضات اشتباه ، همان فريم هاي ذهني هستند كه ازدستيابي به حقايق وحتي خلق ايده هايي جديد وتفكراتي نوجلوگيري به عمل مي آورند برداشتن آنها افق هاي موفقيت راپيش روي خواهد گذاشت.       الف: درباره جزيره كيش اوضاع طبيعي خليج فارس «اين خليج،درياي كم عمقي است كه درحاشيه غربي اقيانوس هند واقع شده وبين- شبه جزيره عربستان وجنوب شرقي كشورايران قراردارد. مساحت اين خليج 240هزاركيلومتر مربع است.طول آن ازدهانهشط العرب تاتنگه هرمزكه به درياي عمان مي پيوندد  قريب هزار كيلو متر و منتها ي عرض آ ن210  ميل و كمتر ين پهناي آن 35 ميل   در تنگه هر مز  است 0حداكثر عمق آن بين 300و360 پاي است 0 قسمت شمالي و شمال شر قي خليج فارس را تما ما سواحل ايران پو شانده و در منتهي اليه شمالي آ ن مصب شط العرب قرار دارد 0در مسافت كمي از گو شه شمال غربي آن عراق گسترده شده و بقيه زاويه شمال غربي آن را خاك كو يت احاطه  مكند 0در جنوب كويت قسمتي است كه به آن منطقه بي طرف (المحايده)   مي گويند 0 اين منطقه تقريبا 45 ميل  از كرانه خليج فارس را شامل مي شود 0[3] خليج فارس داراي 130جزيره كوچك وبزرگ است كه جزيره ي كيش يكي اززيباترين آن هاست. كيش هم يكي از 14جزيره تنگه هلالي هرمزگان يعني ابوموسي، بني فرور[= بني فارور]، تنب بزرك وكوجك، سيري  [= سري]،     شتور[= شيدور] ، فرور، لاوان ، قشم، لارك، هرمز، هندورابي وهنگام مي باشد. ایران ازطریق مرزهای جنوبی بابیش از دوهزار کیلومترخط ساحلی خلیج فارس ودریای عمان به آبهای آزادراه دارد.   موقعيت جزيره «جزيره ي كيش باوسعتي بيش از90كيلومترمربع در18كيلومتري كرانه جنوبي ايران بين مختصات جغرافيايي 53 درجه و53 دقيقه تا54 درجه و4 دقيقه طول شرقي ازنصف النهارگرينويج و16 درجه و29 دقيقه تا 26 درجه و35 دقيقه عرض شما لي واقع است.»[4]   «فاصله ي اين جزيره تابندرلنگه90كيلومتر،تاجزيره  قشم 225كيلومتر،تابندرعباس 300كيلومتر،تابوشهر400كيلومتروتادبي 200كيلومتراست. همچنين فاصله ي جزيره ي تاتهران ازراه زميني 1600وازراه  هوايي 1052كيلومتر ميباشد.ازنظر تقسيمات سياسي كيش درشهرستان بندرلنگه استان هرمزگان قرار دارد»[5] در زمان هخامنشيان منطقه اي كه گوگانا ناميده مي شده احتمالا منطقه بندر لنگه بوده است . بندر لنگه روزگاري بندر مرواريد هم خوانده شده است.   اسامي جزيره نام اصلي وايراني آن كيش است ‌‌‌‌‌‍(ياقوت حموي كه دراوايل قرن هفتم هجري قمري خودازاين جزيره بازديد كرده درمعجم البلدان مي نويسد: جزيره قيس كه ايراني هاآن راكيش مي نامند...) اما مورخان بيگانه درطول تاريخ آن را به گونه هاي مختلف نگاشته اند:كامينا«به يوناني،آريانوس يا آرين مورخ سده دوم ميلادي»،جزيره ي ونوس،جزيره ي مركور(زمان اسكندر) خين ياخن،مورخان ايراني آن رابه صورت: كيان،كيس،گيس،قيس،برخي آن را با «قشم» وقشم رابا آن اشتباه گرفته اند(البته قشم ياكشم رانيز روزگاري قيس هم گفته اند)[6]. در اين باره آقاي علي بلوكباشي مي نويسد:«برخي كيش راكه اكنون نام جزيره ي ديگري درخليج فارس است وآنرا قيس مي ناميدند، نام جزيره ي قشم دانسته اند وگفته اند چون شكل اين جزيره شبيه تركش ياتيردان است آن راكيش كه به اين معناست خوانده اند.دربرهان قاطع كيش نام شهري درجزيره اي مشهور به هرمز آمده بود ودر وجه تسميه آن چنين نوشته است:«چون بر بلندي هاي اطراف هرموزبرآيندمانند كيش كه تركش باشدبه نظرمي آيد.مؤلف برهان ظاهرا" جزيره هورموز را باقشم يكي گرفته است . مؤلف آنندراج نام اين جزيره راكيش وآن راهمان جزيره ي دراز خوانده است ومي نويسدچون ازدوربه آن نظركنندبه تركيب  كيش،يعني جاي تير نمايد،اعتمادالسلطنه نيز درمرآه البلدان مي نويسد:جزيره قشم ياكيش كه آن راباسعيد و(نام خورو بندري دربن غربي جزيره)هم مي گويند چون شبيه به تركش،يعني جعبه تيراست، آن رابه فارسي كيش گفته اند.[7] دركتاب«كيش مرواريد خليج فارس» ازآقاي افشار تعداد بيست نام باتوضيحات لازم براي كيش آورده شده است.[8] پيشينه «ازتاريخ كيش درزمان پيش ازاسلام اطلاعات دقيقي دردست نيست تنهامنابع قابل اعتماد دراين زمينه نوشته هاي(نيارخوس) درياسالاريوناني است كه درسال 325قبل ازميلادبه فرمان اسكندرما مور شدسفري اكتشافي رادر سواحل عمان وخليج فارس انجام دهد. نوشته هاي نيارخوس دلالت بر آن ميكند كه وي جزيره كيش يا(اراركتا) را درقرن چهارم پيش از ميلاد موردبازديد قرار داده است. ‍ مشخصاتي كه وي ارائه مي دهد بامشخصات  جزيره كيش انطباق دارد.به طوري كه نيارخوس مي نويسددراين جزيره بوستان ها ونخلستان هاي فراواني وجود داشته است ، در دوره ي هخامنشيان كيش مركزعمده ي صيد مرواريد بين النهرين وهندوستان بود وبازرگانان بزرگ دنيا به اين جزيره رفت وآمد داشتند.دوران عظمت وشكو فايي تاريخ كيش از قرن چهارم هجري پس از وقوع زلزله درسيراف [9]از رونق افتاد،توران شاه به كمك حكام محلي بني قيصردراين جزيره بندر گاهي ايجاد كرد وبه عمران وآباداني آن همت گماشت و كيش رابه مركزعمده بازرگاني خليج فارس تبديل نمود...»[10]            جمعيت زندگي درجزيره  ی كيش مي تپد.گردش نسيم خنياگر برخاسته از خليج روح را مي نوازد ونهيب اميد در گوش انسان مي پيچد وبا هر شنا كردني در امواج زلال وكف زده لذت در دل جان مي گيرد. «جزيره ي كيش در حال حاضربيش از20هزارنفر جمعيت ساكن داردكه 82درصدآن طي سال هاي اخير درنتيجه فعاليت هاي اشغالزايي به كيش مهاجرت كرده اند،ميزان باسوادي دركيش92درصدواشغال 98درصداست كه نشان دهنده ي وضعيت بسيار مطلوب اين دوشاخص است».[11]                        روستا هاي تاريخي جزيره ايران سرزميني اهورايي است كه دروجب به وجب ازخاك گهرخيزآن ابهت پيشينيان ،رمزو رازتاريخ دراز وتمدن هاي بي انباز،باهم تلاقي پيدا مي كنند.گفته شده است درهر5/1 كيلو متر خاك اين سرزمين ،يك اثرماندگار تاريخي وجوددارد.اين رشته هاي ناگسستني ،ريشه داربودن ملت ايران را مي رساند ومگر كيش بخشي ازاين كهن بوم وبرنيست؟   1) ماشه جمال جميل تاريخ دركيش بهتروبيشتر ازاكثر نقاط هويداست. اينجا، ماشه يكي ازجاذبه هاي تاريخي است كه سحرانگيز ومفتون كننده گردشگران رابه سوي خود مي خواند. «آبادي ماشه نام خودرااز راس الماشه (دماغه ماشه) گرفته است كه آبادي دركنارآن شكل گرفته بوداين دماغه درست درضلع شمال شرقي جزيره قرارگرفته است. طول اين دماغه درمدت سال يكسان نيست.      تابستان ها پيشرفتگي خشكي درآب 20-15متر است اما درزمستان باطوفاني                       شدن هوا ودريا،اين طول به5-4متركاهش مييابد.به همين جهت بوميان،اين دماغه راماشه ناميده اند. ماشه يا «ماشيه» درزبان بوميان به هرچيزي گفته مي شودكه ثابت نبوده ويا متحرك باشد. تااواسط دهه پنجاه،ماشه برزگ ترين وپرجمعيت ترين آبادي كيش بود».[12]   2) سفين قديم سفين ، يكي از آثارحيرت افزاوسابقه دار مي باشد.«قديمي ترين وپرجمعيت ترين آبادي باقي مانده از گذشته كيش،سفين است. سفين قديم درمنتهي ا ليه غربي قسمت هاي داراي چهره ي شهري كيش قرارگرفته است. ساختمان ها وكوچه پس كوچه هاي سفين قديم، هنوزحال وهواي گذشته رادرخوددارند. ديوارهاي كاهگلي،بادگيرها،ناودان هاي چوبي قديمي تنها دراين محله از كيش به چشم مي آيند... . سفين به معني شكافنده،چوب،شكاف،چوبي كه درشكاف تير وچوب گذارده مي شود،شكاف چوب،تراشيده وصيقل كرده ،سفيدنيزنوشته اند. يكي ازبو ميان (اصل: يكي ديگرازبوميان) «آقاي محمود خردمند»نام اصلي آبادي راسفيل ذكر مي كند ودرباره ريشه ي آن به دو مفهوم جايگاه انسان هاي سفله... به نظر مي رسدكه «سفيد» و«سفيل» ازسفين مشتق شده اند ودر حقيقت كلمه«سفين»درگفت وگوهاي عا ميانه، تدريجا" تبديل به «سفيد» و«سفيل» شده است.  در هر صورت هنوز بوميان كهنسال در گفت وگوهاي  روزانه به اين آبادي سفيل مي گويند».[13] 3) ديهو ردّ پاي آثارگذشته ها وگذشتگان راديهونيز به رخ مي كشد ونشان مي دهد. « ديهو آبادي كوچكي است در شمال جزيره دركنار هتل گلديس هنوزهم حداقل15-10خانواربومي دراين آبادي زندگي مي كنند. مردم كيش نام اين آبادي را «اِلْديه»‌‌‌‌‌‌‌‌‌ [ِا لْ ديه] تلفظ مي كنند».[14] 4) باغو تنها آبادي واقع درحاشيه جنوبي جزيره «باغو» است. مردم كيش به زمين هاي كشاورزي داراي چاه كه درآن ها محصولاتي كشت مي شود كه نياز به آبياري دارند، باغ مي گويند. حاصل خيزي اراضي اطراف باغو،هنوزهم زبانزد بوميان است .[15]علاقه تاريخي پيشينيان دراشكال مختلف به زندگي اجتماعي در چهره باغو پيداست. 5)الحله «اگرچه درهيچ يك از سرشماري ها،نام حله به عنوان يك آ بادي ذكر مستقل نشده است،اما شواهد نشان مي دهد كه در گذشته هاي دور اين آبادي،نه به عنوان يكي از محلات ماشه،بلكه خود آبادي مستقلي بود.آقاي دريابر،درزمان ذكرنام مساجد قديمي كيش،نام مسجد جامع حله را ذكر مي كندكه خودخرابه هاي اين مسجدرادردوران  كودكي ونوجواني ديده است. با توجه به اينكه مسجدجامع ماشه درقسمت شمالي ماشه،هنوزبر جاي مانده است ومي دانيم كه دريك آبادي هيچ گاه دومسجد جامع ساخته نمي شود،مي توان گفت كه زماني حله آبادي مستقلي محسوب مي شد».[16]      6) ِسجَم  «سجم» آبادي كوچكي بوددرشمال جزيره، محلي كه درحال حاضرصداوسيماي كيش واسكله وبندرگاه قرار دارد. سجم درسرشماري سال 1355 تعداد33نفرجمعيت داشت. همه ساكنين اين آبادي با همديگر نسبت داشتند ودر بين آن ها غريبه اي نبود. آقاي دريا بر ريشه نامگذاري آبادي سجم را انسجام موجود دربين اهالي آن ذكر مي كند.[17]  7) حريره    روستاي باستاني حريره كه بنابر اظهار كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي داراي هشتصدسال سابقه است روزگاري جمعيت زيادي رادرخود جاي داده واز رونق تجاري برخوردارومحل دادو ستدبازرگانان كشورهاي مختلف بوده است. محدوده اين روستا120 هكتارودرميان سواحل صخره اي شمال جزيره مي باشد. خانه اعياني ، مسجد، حمام ، بخش كارگاهي وصنعتي ومجموعه بندرگاه حريره تاكنون باكاوش هاي باستان شناسي ازدل خاك بيرون آورده شده اند. بوميان كيش مي گويند دراين روستا شب سروصداها ي ترس آور ومرموزي به گوش مي رسدواين وضعيت امكان سكونت شبانه درحريره راازانسان سلب مي كند. آنان بر اين باور هستند كه جن ها ساكنان روستاي حريره هستند. ب:لحظه هاي فراموش نشدني «خاطرات روز اول» (سه شنبه 16خرداد1385) ازشهر جديد سهند باخودروي پرايد سفيدرنگ ،عازم فرودگاه تبريزشديم باتاخيري 20دقيقه اي هواپيما درساعت20/13ازباند فرودگاه برخاست[18] وطبق اعلام مهماندارهواپيما ازبلندگوهاي داخل كابين بااوج گيري تا31 هزار پااز سطح درياوبه مقصد تهران حركت كرد. پروازآرزوي بشريت       روياهاي بشري براي عده اي هميشه مايه تعجب وتامل بوده است. بااين حال زماني فرا مي رسدكه روياهاي ناممكن صورت عيني وواقعي مي گيرند. ازاوائل تاريخ تفكربشر، بادقت در افسانه ها وداستان ها مي توان به اين حكمت دست يافت كه رويا هاي انساني ازاستنباط هاي قابل تحققي متاثرند اين ازيك سوي،از سوي ديگر شواهدزيادي وجود داردكه آرزوهاي زيادي كه مابه آن ها « رويا » نام مي گذاريم درطول تاريخ گرچه دراشكال متفاوتند ولي به نحوي دست يافتني شده اند.       اين بحث، سويّه سوّمي نيز داردوآن اين است كه ازبررسي ها اين نتيجه به دست آمده كه كارهاي نشدني خيلي كم توانسته اند  درقصه ها وافسانه ها جايي براي خود داشته باشند. شكي نيست كه بشر باديدن برگ ياشاخه درخت وياتنه آن برروي آب به فكر ساخت قايق وكشتي افتاد. ذهن بشري مدت ها درآرزوي رفتن به كره ماه بوده و درداستان هاي زيادي اين آرزو رامحقق ساخته است . زماني فرارسيد كه همه ديدند پاي بشربه سطح كره ماه باز شد. ملكه صبا براي نخستين بارقاليچه پرنده براي حضرت سليمان فرستاده است. مورخين نوشته اند حدود هزاروصدسال پيش يك دانشمند مسلمان بالهايي رابراي پرواز ساخت. نام آن شخص عباس بن فرناس ذكر شده است. اسحاق بن شريره كه محققي يهودي بوده درطومارهايي كه نمونه هايي ازآن درسرداب هاي زيرزميني قلعه الموت به دست آمده از قاليچه هاي پرنده ايراني نام برده است.  قاليچه هاي پرنده به دلايل مختلفي درزمان خلفاي اموي وعباسي هم بوده اما بامخالفت مواجه وروي خوشي به آن ها نشان داده نشده است. داستان هايي ازاين قاليچه هادرهنگام حمله مغول نيزدرتاريخ آمده است. [19]  كفته مي شودبراي غلبه بر نيروي جاذبه زمين از ماده خاصي در قاليچه هاي پرنده استفاده مي شده است. حكيم ابوالقاسم فردوسي درشاهنامه آورده است: كيكاوس دستورساخت يك تخت ديواردارراصادركرد. ماموران موظف شدندبچه هاي عقاب رااز آشيانه بربايندتا بعداز پرورش آن ها شاه بتواند توسط آن ها بربالاي ابرها برسدودّره هاوشهرهاوروستاهارا زيرپاي خويش ببيند:             پرانديشه شد جان آن پادشاه                                 كه تا چون شودبي پراندر هوا زدانندگان بس   بپرسيد شاه                               كزين خاك چندست تاچرخ ماه    ستاره شمرگفت وخسروشنيد                              يكي كژونا خوب چا ره  گزيد  بفرمودپس تابه هنگام خواب                              برفتند  سوي   نشيم    عقاب از آن  بچه  بسيار برداشتند                               بهر  خانه   يكدو   بگذ اشتند همي پرورانندشان سال وماه                              به مرغ  وكباب  وبره  چندگاه چونيرو گرفتندهريك چوشير                             برآنسان كه عزم اندرآرند زير زعودقماري يكي تخت كرد                               سرتخت هارابه زرسخت كرد زپهلوش پس نيزه هاي دراز                             ببست وبر آنگونه بر كرد ساز ببست اندرانديشه دل يكسره                              بياويخت  از  نيزه  ران  بره ازآن پس عقاب دلاورچهار                              بياورد و برتخت بست استوار نشست ازبرتخت كاوس كي                             نهاده به پيش اندرون جام مي چوشدگرسنه نيزپرّان عقاب                            سوي گوشت كردندهريك شتاب زروي زمين تخت برداشتند                            زهامون  به  ابراندر افرا شتند برآن حدكه شان بودنيروبجاي                          سوي گوشت كردند آهنگ وراي   شنيدم كه كاوس شدبرفلك                                  همي رفت تابگذرد ازملك...[20]    دراوستا(= التساق ) آمده است : چون كيكاوس خواست به آسمان صعود نمايد باتخت بر پر مرغان بسته پرواز كرد واز ديدگان ناپديد گشت .خدا بادرا فرمود تااورا فرو اندازد ، فرو افتاد . كيكاوس گفت : به من آب وشير بدهيد. به او شير وآب دادند نام شهري كه كيكاوس در آنجا فرو افتاد شيراب خوانده شد . شيراب به مرور زمان شيلاو وسيراف هم خوانده شد . اين داستان علاوه بر شاهنامه در بندهش ، دين كردو تاريخ بلعمي نيز ذكرشده است.                اينهانمونه اي است ازتخيلات پروازي كه ازاول آفرينش درنهادوسرشت آدمي وجود داشته است. درهيچ گفتارعاميانه  ي شفاهي نديده ام كه به خورشيدهم سفري صورت گيردو اين چنين است كه نمي توان ونشده است كه عرصه خورشيد فتح گردد. آمده است : اگر انسان مي خواست بايك هواپيماي جت آخرين سيستم به سوي خورشيد پرواز كند نوزده سال به طول مي انجاميد تابه خورشيد برسد. بيش از يك قرن است كه ازاولين پروازهواپيماي گلايدر، برفراز كاروليناي شمالي آمريكا مي گذرد. برادران رايت بانخستين پرواز خويش صنعت هوانوردي راپايه گذاري كردند. سال 1783ميلادي اولين پرواز انسان صورت گرفت وهشت كيلومتر طي شد.نزديك نودسال پيش هم نخستين هواپيما كه درآن موقع«بالن» خوانده مي شد آسمان تهران رافاتح گرديد. وقتي فاصله ي زماني اين دورويدادمهم كه بيشترازبيست سال نيست موردتوجه قرار مي گيردذكاوت ايراني هابراي پيشرفت،تحسين آدم رابرمي انگيزد. جالب اين است كه بدانيم درآن موقعيت هيچ فرودگاهي براي نشستن[21] درايران وجود نداشت ولي قطعات آن بصورت مجزاتوسط روسيه وازطريق بندرانزلي به تهران ارسال ومونتاژشده بود. بدنيست ياد آورشوم كه كلنل محمدتقي خان پسيان اولين خلبان ايراني مي باشد كه بعدازورود به نيروي هوايي آلمان،نام خود را به عنوان نخستين خلبان ايراني به ثبت رساند . فرخي يزدي در رثاي كلنل سروده است: روزي كه شهيد عشق قرباني شد          آغشته به خون مفخر ايراني شد در ماتم اوعارف وعامي گفتند:            ايام صفر محرم ثاني شد الحق از ديده ي آسمان وقتي شهرها وروستاها، كوهها، دره ها، مزارعوغيره درتيررس نگاه قرارمي گيرند لذّتي ديگر به آدم مي بخشند كه بازگويي آن به اين آساني مقدورنيست.       رسمي ماندگار آن چه كه درهواپيما دلچسب تر وماندگارترازهمه چيز است توزيع روزنامه به مسافران هوايي است. دردنياي امروزدرهيچ نقطه از جهان اهميت مطبوعات ناشناخته نيست وهمه اعتراف دارند كه شاخص مهم فرهنگ ورشدفكري،روزنامه خواني مي باشد. با اين حال درزادگاه من جرايدهنوز نتوانسته اند به جايگاه شايسته ي خويش دست يابند. گرچه دريك دهه ي اخيركه شرح آن دركتاب «بام آذربايجان شرقي» اثرنگارنده آمده است دراين زمينه حمايت هاي زيادي شده ولي اين به تنهايي مثمرثمرواقع نشدودر سالهاي بعد باكم سو شدن روزنه هاي آگاهي ،نقش نظارتي مطبوعات كم رنگ شد. تيترهاي درشت روزنامه را مي نگرم ودرذهن به مرور حوادث گذشته مي پردازم: درشهر هريس،دريك برهه اززمان به بهانه  ي سدّمعبر،كيوسك روزنامه فروشي برچيده شد تااهميت اهل قلم كه مطالعه ي آثارقلمي شان وافزايش بينش مخاطبان رابدنبال دارد آنگونه كه بايد آشكار نشود درحاليكه شأن وجايگاه مطبوعات كه آگاهي وعلم را درجامعه فراگير مي كنند مي بايست بيش ازاينهاپاس داشته شود و زمينه براي توسعه آن فراهم آيد. القصه با تلاش هاي بسياربعدازيك سال واندي بااستقراركيوسك درجنب فرمانداري تاحدي اوضاع به حال اول بازگشت. فرودگاه تهران وفرودگاه كيش بعداز پنجاه دقيقه پرواز، روي باند فرودگاه مهرآباد تهران به زمين نشستيم. درجه حرارت درپايتخت 28درجه سانتي گراد است ناگزيرتازمان پرواز يعني تاساعت نوزده وسي دقيقه صبركرديم وبعداز تشريفات معمول بايك هواپيماي ايرباس بسوي مقصد[22] يعني كيش پرواز كرديم . تا رسيدن به فرودگاه كيش يك ساعت وبيست دقيقه بطول انجاميد. مهارت خلبان خيال راحتي را به ما ارزاني داشته بود حتي در دست اندازهاي هوايي نيز احساس خطر ويا دلهره به ما دست نداد . هواكاملا" تاريك بود وشب چادرمشكي خودرابرسرجزيره كشيده بود. پله ها به بدنه هواپيماچسبيدندودرهاي خروجي بازشدند. گرمي هوا نيمه خردادماه درجزيره بيداد مي كرد. هواداغ بود؛ داغ داغ. باخود انديشيدم، اگر شب جزيره چنين است روزآن چگونه خواهدبود؟ تصوركردم باچنين اوضاع واحوالي ريه هاي زمين ِ جزيره باتنفس دراين هواي سوزان بارها تركيده است. به راستي چگونه مي توان دراينجا نفس كشيد؟ هتل ديدار به هر حال فرودگاه كيش اولين ميزباني است كه خو ش آمد گوي مسافران ورودي است . در اين راستا بايد بگويم كه دقايقي قبل از پنجره هواپيما تيرهاي چراغ برق وروشنايي لامپ ها همانند استقبال كنندگاني شوريده ، زيبايي خيره كننده اي داشتند. دركيش تاكسي هاي زردكه قيمت شان مناسب است،  خطي هستندودرمسيرهاي مشخصي كار مي كنند. تاكسي هاي سفيدرنگ هم به هركجا مسافررابرسانند مبلغ پانزده هزارريال مي گيرند.مابايك دستگاه تاكسي سفيدروبروي بازارپارس خليج جلوي درورودي هتل ديدارراس ساعت15/22دقيقه پياده شديم. امكانات رفاهي اين هتل ازهمان لحظه ي اول نشان مي دادكه مناسب است ورضايت همه رافراهم خواهد آورد. وقتي واحد ماتحويل داده شد به پرس وجوي خويش ازپرسنل هتل براي كسب اطلاعات مورد نياز پرداختم. وقتي ازمناطق محروم، وارد شهرهايي كه مملو ازتابلوهاي مالتي لاين، تابلوهاي خطي ، تابلوهاي پيكسلي وتابلوهاي نصب شده فول كالر[23]- درسردرهاي ورودي يا محوطه ها – وبرج هاي سربه آسمان زده وچراغ هاي رنگارنگ وخيابانهاي طويل وعريض مي شويد، احساسات يا هيجاناتي در شما پديدار مي شود كه در رفتار نيز تاثير خود را مي گذارد . اينها نوع ديگري از لوازم ، اسباب ووسايل زندگي عصر حاضر هستند كه برروح وعواطف دخيل مي شوند وبراين اساس نمي شود كه مورد توجه وحساسيت انسان قرار نگيرند. تحت تاثير جذابيت ها وقابليت هايي كه در تكنولوژي وجود دارد همه ابعاد زندگي بشري را تحت تاثير قرار داده ومتحول مي سازد.  ج:سرحلقه هاي بيادماندني  «خاطرات روز دوم» ( چهارشنبه 17خرداد 1385) برنامه هاي سياحتي قبل ازسفربه جزيره كيش به عنوان مقصد سفر،اندكي مشخصات وجذابيت هاي جزيره راازطريق اينترنت شناسايي كرده بودم،منتهاارزيابي درخصوص آن هاراپس ازحضوردركيش مي بايست انجام مي دادم. برنامه رسمي تدارك ديده شده براي ما ،درصبح وبعدازظهرخلاصه مي شد. ازساعت نه ونيم تايك وپانزده دقيقه بعدازظهروازساعت پنج ونيم بعدازظهرتاساعت هشت ونيم شب. زيتون،مجتمع تجاري،پانيذ بازار« زيتون » و« مجتمع تجاري » و« پانيذ »هرسه دركنارهم بودند.خريدماجزئي بود. قيمت هابرخلاف آنچه شنيده بوديم بانرخ آن كالاهادراستان ماچندان متفاوت نبودواين پيشامدمرااميدواركردكه هزينه بالايي ازبابت خريد نخواهيم داشت. پارك ساحلي مرجان بعدازظهر« پارك ساحلي مرجان» ميزبان ماشد. آلاچيق هاي اين پارك خستگي راازتن بيرون مي كند. دراين پارك ساحلي اسكله ماهي گيري نيزبه چشم مي خورد. قايقي رااجاره كرديم وازيك سوتاپلاژ« خارجيان »كه اكنون بسته است رفتيم وازديگرسوتاكاخ ويلايي محمدرضا شاه پهلوي. لاك پشت ها ديدن لاك پشت هاي دريايي نوك داروسبزصداي شادي وسروربچه هارابلندمي كرد. لاك پشت هاي دريايي ازجمله آبزيان دريايي هستندكه براساس غريزه طبيعي خويش زندگي مي كنندوازسوي سازمان حفاظت محيط زيست موردحمايت قراردارند. ازآن جاكه اين گونه جانوري دوزيست ازگونه هاي درمعرض تهديدوانقراض شناخته شده است لذادرسطح بين المللي ازاهميت برخوردارگشته وامسال درتقويم جانوران يعني 2006ميلادي به عنوان سال لاك پشتان دريايي شناخته شده است. زلالي حيرت انگيزآب درسواحل مرجاني منحصربه فردكيش امكان ديدن كف دريارافراهم مي آوردلذاملاحضه انواع مختلف آبزيان به سهولت به خصوص  «ملوان ماهي»،لذت هربازديدكننده راچند برابرمي كند. ديدن ساحل مرجاني جزيره ي كيش دردل آب هاي جنوبي ايران بي اختياروناخودآگاه كسي راكه تنهابراي يك بارشعر« خليج فارس بوددرزمانه نام آور» آقاي اديب برومندراخوانده كافي است به كرّات آن را زمزمه كندوبادرياي زمرّدين  خزر وبلندي هاي سبزينه پوش آن نجواسردهد: خليج فارس منم، طرفه بحرپهناور                پيام من به تو،اي بي كرانه بحرخزر   درودبرتو وآن موج هاي  زرّينت             كه هست جلوه نما،چون درخشش گوهر صفاي روي تودلجو،چوخنده گلزار             خروش موج توغرّان، چو نعره  تندر سرم نهاده به دامان پاك ايران است             كف  تو نيز گريبان  گشاي   اين مادر من ازجنوب،نوابخش جسم ايرانم               توازشمال،فرحزاي  روح  اين  كشور توازشمال زسامان  اوبيابي  مهر             من از جنوب  به  دامان ا و بسايم سر...   پارك ساحلي مرجان  درانتهاي بازار« مرجان » قراردارد. لذاباغلبه تاريكي ، خط نگاه ماازپارك ساحلي تابازار مرجان امتداديافت. كاخ اسدالله اعلم شايدسي برابرافرادي كه درحال حاضردركره ي خاكي زندگي مي كننددرزيرخاك آرميده اند. انسان هامي آيندومي روند. كيست كه عمري راكه هيچ چيزجايگزينش نيست به عبث نگذارندوكارنيك انجام دهد؟ جلال الدين مولوي چه پرده ي زيبايي راآفريده است: هرچه بيني درجهان داردعوض                       وزعوض گرددتراحاصل غرض   بي عوض داني چه باشددرجهان                     عمر باشد عمر  ،  قدر آن     بدان   سقوط حكومت رضاشاه پهلوي راديديم.ترورهاي خياباني ودرگيري هاي مختلف شبانه درده ونك هنوزهم درخاطرم است. جنگ تحميلي هشت ساله نيزباهمه مرارت هايش سرانجام باقطعنامه 598پرونده اش بسته شد، اما تاريخ رانبايد به فرامو شي سپردوبايدظلم هارانوشت ومظلوميت هاراخاطرنشان كرد. در پيش روي مجتمع توريستي شهرآفتاب روبه درياي خليج فارس كاخي خودنمايي مي كندكه مي گويندكاخ اسدالله اعلم است. «مجتمع توريستي شهرآفتاب درزميني به مساحت58000مترمربع احداث مي گردداين مجتمع29برج مسكوني دربلوك هاي 9طبقه وآپارتمان هاي متعددخواهدداشت».[24]    اعلم،مقام وزارت دربارشاهنشاهي رابرعهده داشته وبه علت بيماري خوني ازوزارت كناره گيري مي كندوبه جاي اواميرعباس هويدابه اين سمت منصوب مي شود.       د: ردّپاي گذشته هاي تلاش آلود «خاطرات روزسوم»  ( پنج شنبه 18خرداد1385 ) مسجدخاتم الانبياء پرديس1وپرديس2ماراپذيرامي شوند. به يك بارديدن مي ارزند.امادل من براي تحقيق لك زده است بااين اماكن راضي نمي شوم. لذا زود پي مي برم بازارهادرسرلوحه ي  متوليان قراردارد. اين سوال براي من پيش مي آيد: وقتي من مي توانم ازشهرخويش چندتومان كمترازجزيره جنس تهيه كنم بازارهاي اين جابه چه دردمي خورد؟ البته ناگفته پيداست كه بازارهاي كيش با جديدترين متدهاي روز دنيا برابري مي كند. به هتل كه مي رسيم عزم  جزم مي كنم تابرنامه هاي خويش رانيزازسرگيرم. دراولين گام مسجد خاتم الانبياء رابرمي گزينم. اين مسجدكه درانتهاي بلوارنيايش وابتداي بلوارپيامبربنا گرديده است درشمال ودرنزديكي هتل ديداراست. دو مناره ي بزرگ ودومناره ي كوچك سربه آسمان كشيده دارد. درمسجدخاتم الانبياء نمازجمعه كيش برگزارمي شود. درجنب اين مسجدپارك تفريحي وساحلي ميرمهناتوسط سازمان منطقه آزادكيش وشركت عمران وخدمات شهري كيش اكنون درحال احداث است. حتم دارم ميرمهنا همان ميرمهناي دوغابي است كه درزمان اشغال ايران توسط پرتقالي هاوهلندي هايكي ازمبارزان خطه جنوب بوده است. ميرمهنا راعده اي آدم شرور دانسته اند وشخصيت مطلوبي براي وي قائل نيستند اما برخي اورا درشمار دلاورمردان به حساب آورده واورا ستوده اند. آنهايي كه مير مهنا رادزد دريايي مي خوانند به سابقه قبل از مبارزات توجه دارند ولي آنهايي كه ميرمهنا راقبول دارند معيارمبارزه عليه بيگانگان رابراي خود برگزيده اند. زماني كه ايران توسط پرتقالي ها وهلنديها اشغال شده بود ميرمهنا به عنوان حاكم بندر ريگ وجزيره خارك حكمراني مي كرددرسال 1765ميلادي جنگ سختي ميان اووهلنديها درگرفت. دژ هلنديها به تصرف درآمد. جزيره ازلوث وجود بيگانگان پاك شد وبدين ترتيب مركز تجاري اشغالگران به دست مبارزان افتاد وراه براي بيرون راندن دشمن از بحرفارس يادرياي پارس فراهم شد. بكاربردن دواصطلاح پيش گفته عمدا آورده شدتايادآوري شود كه براساس نقشه هاي نقشه نگاران وجغرافي دانان مسلمان ، خليج فارس ، درياي عمان، اقيانوس هند تادرياي چين يابانام بحرفارس ويا درياي پارس شناسانده شده اند.        مساجد كيش علاوه برمسجدخاتم الانبياء كه ازمهم ترين بناهاي مذهبي به شمارمي آيدتعداد8 باب مسجدديگرنيزدرجزيره بناگرديده اند. مسجداميرالمومنين«ع»،مسجدجامع نور،مسجدماشه ومسجدامام حسن«ع»ازجمله ي آنهايند. مسجدنوردرمنطقه قديمي سفين واقع است وبرادران سني درآن به اقامه ي نمازمي پردازند. درروستاي باستاني حريره سنگ نبشته هاي مزين به آيات قرآني ومسجد تاريخي سلجوقي مكشوفه درجزيره ازمهم ترين آثاروبناهاي كهن تاريخي كيش محسوب مي شود.       كشتي يوناني درچهاردهم مردادسال1345كشتي هفت هزارتني «كولااف»درغرب جزيره به ِگل مي نشيند.تلاش هشتادروزه ي  يدك كش هلندي «اورينوكو»براي بيرون كشيدن كولااف بي نتيجه مي ماندوعاقبت براي دريافت بيمه اين كشتي راآتش مي زنند. تماشاي غروب خورشيدازمحل كشتي يوناني ازديگرمجموعه هاي جذاب وموردعلاقه گردشگران است.پارك زيبايي دراين نقطه ازساحل نيلگون كيش درحال ساخت است. باغو      بيشترآهوان د ُم زردساري كه بالاي دويست راس هستند درباغوي متعلق به زني به نام « ننه باغو » كه مي گويندبيشترازيكصدوده سال سن داردزندگي مي كنند. ديدن جست وخيزگوزن هابراي سياحاني كه واردجزيره مي شونددرنوع خودجالب است. آهوان علاوه ازمنطقه ي غربي، درمنطقه ي جنوبي نيزپراكنده اند. بازارمرواريد دركيش بازارهاومراكزخريدبسياري وجودداردكه مي توان ازميان آن:بازار ِبه كيش،مريم،هرمزوونوس رانام برد. بازاربين المللي مرواريدنيزازغرفه هاي بسياري شكل يافته كه درآن غرفه  داران سعي مي كنندباخلق شرايطي، زمينه رابراي خريدوتجارت فراهم آورند. اسكله  ی تفريحي        مجموعه ي اسكله ي  تفريحي امكانات تفريحي زيادي ازقبيله قايق هاي موتوري ،قايق هاي پدالي،قايق هاي كف شيشه اي،مدرسه ي غواصي،پيست اسكيت،پيست اتومبيل راني كودكان وكالسكه هاي تفريحي رادرخوددارد. ازقايق هاي كف شيشه اي مي توان براي تماشاي دنياي شگفت انگيزآبزيان خليج فارس، مرجان هاوستاره هاي دريايي بهره جست. دردرون قايق شيشه اي به آبزيان خليج فارس چشم دوخته وازرودكي اين ابيات رادر ذهن تداعي مي كنم: اين جهان رانگربه  چشم خرد                                 ني بدان چشم كاندرونگري همچو  درياست وز نكوكاري                                كشتي اي ساز تابدان  نگري    دوپهنه ي پرآبي كه ازشمال تاجنوب، ايران رادرميان خودگرفته اندجايگاه ويژه اي رابه ميهن عزيزمان داده است سالهاست اتصال درياي خزربه خليج فارس درسطح مسؤولين رده بالاي كشوري مطرح است. دولت طرح ايجاد آبراه خليج فارس –  خزررادريافت داشته ولي تااين زمان اين انديشه نتوانسته است به مرحله ي اجرايي برسد. ه:زمزمه هاي تاريخي ايران«خاطرات روزچهارم»  ( جمعه19خرداد1385) آكواريوم درساعات اوليه ي بامدادروزجمعه درگوشه اي ازجزيره ي كيش،درپي تنوع باحس وحالي خاص ره مي پيماييم. آكواريوم به مجموعه ي شگفتي هاي جهان آفرينش نيزمعروف است. درآكواريوم كيش مجموعه اي ازماهيان، خزندگان وپرندگان ناياب،پستانداران كوچك وبزرك تاكسيدرمي شده به چشم مي خورد. نمايشگاه خزندگان درجنب اكواريوم بيش ازيكصدگونه ازخانواده ي مارسانان به نمايش گذاشته شده است.گربه ماهي دم قرمزكه بسيارپرخورمي باشد. ماهي ببري،مارپلنگي،عقرب سياه امپراطورآفريقا،عقرب زرد،مارشيري،يله ماهي،مارهاي بوا،پيتون آفريقاوآمازون،مارپرنده ي تايلند،اژدرمار،گرزه مار(افعي سياه)،افعي البرزي،افعي دماوندي،كفچه ماركبري ازآن جمله اند. باغ وحش        باغ وحش درمحدوده ي پارك موزه ي شگفتي هاي آفرينش كه دوهكتاروسعت داردداراي قفس هاي متعددبراي نگهداري انواع حيوانات چون شير،آهو،روباه،ميمون وغيره مي باشد. حريره وسعدي شيرازي پيش ازاين ازحريره سخن به ميان آمد.«سعدي درجواني همزمان باسلطنت سعدبن زنگي سفرسي ساله ي خودراآغازكردودراين مدت عراق وشام ومصروحجاروسايربلادراسياحت كردومدتي درنظاميه بغدادبه كسب علم وآنگاه به تدريس پرداخت. پس ازاين سفرطولاني وكسب تجربه،باكوله باري ازاندوخته هاي علمي به شيرازبازگشت،بديهي است كه سعدي درهمين سفردورودراز،ازكيش هم ديدن كرده است. مي توانيم ازداستاني كه سعدي درگلستان ذكركرده است{اين حقيقت را} دريابيم.بازرگاني راشنيدم كه صدوپنجاه شتربارداشت وچهل بنده خدمت كارشبي در«كيش» مرابه حجره خويش درآوردوهمه شب نيارميدازسخن هاي پريشان گفتن كه فلان انبارم به تركستان است وفلان بضاعت به هندوستان،گاه گفتي خاطراسكندريه داريم كه هوائي خوش است، بازگفتي نه كه درياي مشوش است، سعدياسفري ديگر درپيش است.گفتم آن سفركدام است.گفت:گوگردپارسي راخواهم بردبه چين وازآنجا كاسه چيني به روم آرم وبرديماني به پارس وزان پس ترك تجارت كنم وبه دكاني بنشينم، انصاف ازاين مالخولياچندان فرو گرفت كه بيش طاقت گفتنش نماند،گفت اي سعدي توهم سخني بگوي ازآن هاكه ديده اي وشنيده اي گفتم: آن شنيدستي كه دراقصاي غور                           بار سالا ري  بيفتاد از  ستور؟ گفت چشم تنگ دنيا دوست  را                           يا قناعت  پركند  يا خاك   گور   سعدي درجاي ديگر داراي يك رباعي است كه نشان مي دهدكيش ازنظرمردم فارس بسياردوربوده وسعدي ازاين دوري بين فارس وكيش استفاده كرده وانتقاد خود را بيان داشته است: بوي بلغت مي رودازپارس به كيش                همسايه به جان آمدوبيگانه وخويش         و استاد تورا  از بغل  گنده  خويش                بوي توچومشك وزعفران باشد بيش سعدي علاوه برسفرخشكي،سفردريابسيارديده وازاين سفرها،تجربيات اندوخته وحاصل اندوخته هاي خودرادركلام خودبه كار{بوستان}برده است: يكي  مرد  درويش  در  خاك    كيش                      نكوگفت باهمسرزشت خويش چودست قضا،زشت رويت سرشت                      مينداي گلگونه بر روي زشت كه حاصل  كند نيكبختي  به   روي                       به سرمه كه بيناكندچشم كور؟ نيايد   نكوكاري     از       بردگان                       محال است دوزندگي ازسگان همه   فيلسوفان  يونان  و     روم                        ندانند  كرد انگبين، از ز قوم ز وحشي  نيايد   كه  مردم    شود                        به سعي اندراوتربيت گم شود توان  پاك  كردن  زرنگ  آينه                        و ليكن  نيايد  ز   سنگ   آينه به كوشش نرويد  گل  ازشاخ  بيد                        نه زنگي به گرمابه گرددسپيد چورد مي  نگردد   خد نگ قضا                        سپرنيست مربنده راجز ر ضا   درزمان سعدي روستايي كه ازهمه آبادتربوده روستايي بوده است به نام حريره كه باازارهاوكاروان سراهاي آن مملوازجمعيت بوده وحكايت سعدي وبازرگان جزيره كيش درحجره بازرگانان مزبوردريكي ازكاروانسراهاي آن روي داده است.[25]   آب انبار آب انباردرسراسركشورعزيزمان براي ذخيره ي  نزولات آسماني بناگرديده اند. آب انبارسنتي درجزيره ي كيش نمونه اي ازآن است. گودترين جاي جزيره درمحدوده آب انبارمي باشد. درخت سبز لورياانجيرمعابدوبه تعبيري درخت سبزمعروفترين درخت جزيره ي كيش است. برگ هاي پهن دارد وميوه اي به رنگ قرمز حاصل آن است.ازهمه مشهورتردرخت لوردره ي پرتقالي هاست. بنابه قولي500تا600سال عمردارد.«لورياانجيرمعابددرخت بزرگي است كه تاج بزرگ،ريشه هاي هوايي آويزان ازتنه ي اصلي وبرگ هاي درشت وبيضي شكل،آن راازسايرگونه هاي گياهي جزيره متمايزكرده است. همچنين ريشه هاي درخت كه همچون ساقه هاي افشان وباپيچ وتاب درپيرامون تنه اصلي به سمت پايين كشيده شده اندظاهري پيچيده ومرموز به اين درخت مي دهند. درخت مذكورداراي ميوه هاي نارنجي رنگ به شكل انجيروبه اندازه ي فندق است».[26]        ازنام هاي ديگرلوردرخت هزارريشه است.بوميان،درخت«مكرزن» نيزبه آن لقب داده اند.لوردرسال دوبارميوه مي دهد.بانوان بومي جزيره مي گويند:اگرآقايان ازميوه هاي نارنجي لوربخرندسرشان هوومي آورند.لذا به ميوه  ي درخت حساسيت نشان مي دهند. به ريشه هاي هوايي انجيرمعابدنخ هاياپارچه هايي مي بندندكه دليل آن روشن نشد. نظيراين رفتاردركتاب جزيره ي قشم صدف ناشكفته خليج فارس نيزمنعكس است:«جزيره نشينان برخي ازدرختچه هاودرختان مانندخرك وكنار( سدر)رامقدس مي پندارندوبه آن هادخيل مي بندندوازآن هاحاجت خواهي مي كنند.معروفترين درخت كنارمقدس درخت كهنسال خواجه كريم دركناربركه ي تلادرلافت است.»[27] بااين اوصاف محتمل ترين صورت متصوربستن نخ وپارچه نيزبه انجيرمعابدبراي حاجت خواهي است. درخت لورهمان طور كه گفته شدريشه هاي هوايي خارج شده ازشاخه هاي درخت دارد كه برزمين سرازير مي شوند وپس از فرورفتن دردل خاك به درخت جداگانه تبديل مي گردند استراحت درسايه انجيرمعابد بسياردل انگيز است. كاريز شهرزيرزميني كاريزمجموعه اي است زيباوبي بديل كه درمحل اتصال سه رشته قنات قديمي ساخته شده است،اين سه رشته قنات قديمي( كاريز)افزون بردوهزارسال قدمت و15كيلومترطول دارند. درگذشته هاي دوروخصوصا" درسده هاي پنجم وششم هجري قمري جزيره ي كيش مركزتجارت درخليج فارس ودرياي عمان بوده با274حاقه چاه ازاين قنات هاآب مي كشيده اند.ايجاديك شهرزيرزميني درمسيرقنات كيش ازسال1378باعشق وانگيزه،ايده پردازي وسرمايه گذاري مهندس« منصورحاجي حسيني » هموطن ايراني مقيم آ لمان آغازگرديد.   طي دوسال سه كيلومترتونل به مساحت 14500مترمربع درعمق17متري زمين زيرلايه اي هفت متري ازمرجان ولايه اي ده متري ازخاك مرجان وگل«مازن»حفرشده ودهليزهاوتالارهاي متعددي دران تعبيه گرديده است.درحين كارفسيل بسياري ازجانوران دريايي ازسقف مرجاني تونل به دست آمده وآزمايش هاي دقيق درآزمايشگاه مونيخ آلمان نشان داده است كه اين سقف زيبابين110تا570ميليون سال عمردارد. مهمترين بخش مجموعه كاريزصرف نظرازموزه،بازارچه صنايع دستي وآمفي تئارتونل شاهنامه است كه گردشگران درآن سواربرقايق هاي كوچك برآب جاري قنات به حركت درمي آيندودرهرپيچ تونل بايكي ازصحنه هاي شاهنامه وهفت خان رستم آشنامي شوند.آن هم بابهره گيري ازتمام شيوه هاي معمولي ازنقالي سنتي گرفته تابازي نوروصدا. همچنين درسطح زمين وبرروي شهرزيرزميني مجموعه ي تفريحي بزرگي شامل سينما،ساختمان هاي اداري،پاركينگ،پاويون ودوقلعهشبيه به قلعه هاي باستاني بابخش هايي مانند:رستوران،فروشگاه،سايت بازي كودكان وسوئيت هاي اقامتي ساخته مي شود.[28] بازارعربها همان بازارسفين است.برروي تابلودفتربازار« صفين »آمده است. بازاريان بومي جزيره دراين محل به دادوستد مشغولند.من دربازارعرب هاباچندبومي توانستم صحبت كنم واطلاعاتي بدست آورم.     و:خداحافظ كيش،سلام تبريز( خاطرات روز پنجم) فرهنگسراي سنايي                         شنبه20خرداد1385 اين فرهنگسرابازيربناي1100مترمربع درسه طبقه يكي ازمكان هاي فرهنگي بامعماري زيبادرقلب مجموعه توريستي كيش واقع است. اين فرهنگسرافروشگاه محصولات فرهنگي،كتابخانه ي كودكان ونوجوانان،كتابخانه عمومي،خانه مطبوعات،كتابخانه ي ديداري وشنيداري،خانه ي علم ونجوم،سايت رايانه،خانه ي نمايش،تالارنمايشگاهي وآموزش هنربراي علاقمندان وجود دارد. جاده ی جهان جاده ي دنيا كه تغييرنام داده واكنون به جاده جهان شهرت داردهمانندكمربندي است كه به دورتادورجزيره رااحاطه كرده است.گفته مي شودبراي هركدام ازاستان هاي كشوردركناراين جاده زمين هايي اختصاص يافته كه درآن آثارهنري وتوليدات هريك ازاستان ها درمعرض ديد قرارگيرد براي كشورهاي خارجي نيزچنين امكاني درنظرگرفته شده است.بااشتياق خاص اين جاده رادرآخرين ساعات حضوردرجزيره مي پيماييم. جاده  یدوچرخه سواري به موازات جاده  یجهان جاده ي ديگربه طول 75كيلومترودرست درحاشيه  ینوارساحلي براي استفاده ازورزش مفرح دوچرخه سواري احداث شده است،شايان ذكراست كه دوچرخه سواري دركيش براي بانوان آزاداست. پلاژها الف) بانوان: به دورازهيايوودودودم شهري كه مردمان درآن جابامشقت روزرابه شب پيوندمي زنند. سواحل آرام بخش اين جزيره اين مكان رافراهم مي آورندكه براي يافتن شادي وآرامش تن به آب زلال خليج فارس بزنندودل راازمسيرت وشادي سرشارسازند،پلاژاختصاصي بانوان درقسمت شمالي وبه وسعت15هزارمترمربع احداث شده است. ب) آقايان:درشمال شرقي،پلاژآقايان باامكانات مناسب رضايت خاطرشناگران رافراهم مي آورد. همان طوركه درهمه جاي سواحل جزيره مي توان بدون دغدغه خاطروفارغ ازماسه هاي خاكستري وموانع ديگرطبيعي دردرياشناكرد دراغلب سواحل شنا براي آقايان آزاداست ولي پلاژ آقايان داراي امكان تفريحات دريايي،آموزش شنا،غواصي،سالن بدن سازي وغيره مي باشد. ج)پلاژخارجي ها درزمان بازديدماپلاژبلااسفاده است. خارجيان ازاين پلاژجهت تفريح بهره مي جسته اندولي مدت هاست كه سايه تعطيلي برسرپلاژ خارجي هاگسترده شده است.     درحاشيه   *كيش ازتوابع شهرستان بندر لنگه استان هرمزگان است.درعمل بخشداري كه درجنب مسجد نورقراردارداز اختياراتدست خالي است.حرف اول درجزيره ازآن سازمان منطقه آزادكيش است.         اين سازمان باشخصيت حقوقي مستقل، سرمايه را ازدولت تأمين مي كندوازشمول قوانينو مقررات حاكم برشركت هاي دولت وساير مقررات عمومي آن خارج است                                                                وتنهاقانوني كه اين سازمان وشركت هاي زير مجموعه آن را  زيرچترخود مي- گيردقا نون چگونگي اداره مناطق آزادتجاري،صنعتي واساسنامه هاي مربوط به آن است. مديرعامل سازمان باحكم رياست جمهوري وازميان  اعضاي هيئت مديره انتخاب مي شود.[29]  *درهربلواري دو ربين هاي راهنمايي ورانندگي كنترل عبورومروررابرعهده دارند درداخل جزيره سرعت مجازتاهفتادكيلومتردرساعت ودرخارج ازمركز شهرمخصوصا" درجاده جهان تاهشتادكيلومتردرساعت مي باشد. *آكاسيا( كهور)كه همانندگياهان خاص مناطق آمريكاي جنوبي حالت خودرويي دارندوتعلق خاطرچنداني به آب نداردندتعجب انسان رابرمي انگيزدوحالت سلطه گردارند. زيراين درختان هيچ گياهي نمي تواندرشدبكند. «شرايط اقليمي مناسب،موجب تنوع پوشش گيلهي منطقه كيش شده است. گونه هاي عمده درختي كيش رامي توان به دودسته تقسيم كرد: دسته ي بومي جزيره مانندكهورايراني،كنار،لور،گز،كرت ولمبرلاري. دسته ي غيربومي كه درسده هاي گذشته ودها هاي اخيربه جزيره به جزيره وارد شده اندمانندگل كاغذي، نخل زينتي،اكاليپتوس،مورد،درختان مثمرمانندنخل خرما،موز، ليمو ترش،نارگيل وانار».[30] *صخره مرجاني جزيره،خاطره سفرهرمسافري هميشگي مي كنند.درجهان هشتصدنوع مرجان شناخته شده وجودداردكه درميان آن هامرجان هاي اسفجي،صخره اي،خوشه اي،شاخه اي وشقايق درسواحل كيش به وفورچشم هارا مي نوازدويادآوري آن هاتاسال ها،شيريني خاطرات راصدچندان مي كند. *اكثربرادران سني بومي جزيره ،شافعي مذهبند.درصحبت هايي كه باآنان داشتم اطاع يافتم ماهيگيري وكارگري ازشغل هاي اساسي بوميان است.آن هاازمشكل مسكن گله مندندوازخدمت رساني ضعيف ناراضي مي باشند. *دركيش مطبوعات ومجلات منتشره باكيفيت بسيار عالي وبه صورت رنگي به چاپ مي رسند.زنان كيش به صاحب امتيازي منطقه آزادكيش مديرمسئولي خانم زهراامرائي،فانوس كيش وهفته نامه ارتباط كيش ازآن جمله اند. *دربازارهاي كيش هرشب فبل از بسته شدن درها مابين خريداران آن روز، قرعه كشي انجام مي گيردوبه هربرنده جوايزي تعلق مي يابدمشروط براين كه خريداران،درست درهنگام قرعه كشي درمحل قرعه كشي حضورداشته باشند. والادرصورت برنده شدن هم چيزي اختصاص نمي يابد .اين قرعه كشي باپخش موسيقي هاي مهيج وپذيرايي همراه است. * اسکله ای درحال ساخت است که قابلیت پهلودهی شناورهاباآبخورهای متفاوت وتاظرفیت های 140هزارdwt(گویا معادل باتن است  وواحدوزنی محموله های دریایی می باشد)را دارد. بندرکیش  ترمینالی کانتینری با عملکرد بیش از 1/4میلیون teuخواهدداشت (teu: واحد شمارش کانتینرهای 20فوتی ).با این اوصاف دور نیست که کیش به کانون مبادله ی کالاهای آسیای میانه با شبه قاره ی هند وشیخ نشینها جنوبی  تبدیل گردد. تجهیزات دریایی وبندری ، احداث باراندازها وانبار درپس کرانه ی جزیره با جدیت دنبال می شود . *آشنايي والفت به همان ميزان روح ناآرام انسان را مسحورولبريز مي سازد هنگام جدايي همه احساسات گرم،آب مي شودوپوشيده نيست كه درپرواز352كيش-تهران راس ساعت22:10دقيقه مي شودازچهره مسافران به اين موضوع پي برد. دقايق مثل حضورابرهاي بهاري شتابناك وناگهاني مي گذشتندوبه ساعت شش بامدادخودرانزديك مي ساختندتابا پروازشماره447تهران رابه مقصدتبريزترك كنيم ولي چه كسي نمي داندكه درتعجيل زمان نيزچه هاكه برسردلدادگان نمي آيد؟*                                                                                                                     « تمام »                           منابع ومآخذ ا- اطلس جزيره كيش ، سازمان منطقه آزادكيش ، چاپ اول ، صفحه10 2- اينترنت www.kishcarpet.com 3- پژواك كيش ، ماهنامه فرهنگي ، هنري، اجتماعي، سال دوم شماره 20و21صفحه 12 4- جزيره كيش ، ديروزوامروز، بخش تحقيقات ومطالعات جغرافيايي ، صفحه9، بيتا 5- جزيره كيش ، رجبعلي مختارپور ، روابطعمومي سازمان منطقه آزاد كيش ،چاپ اول ، شهريور 1376صفحات 9و12 6- جزيره قشم ، صدف ناشكافته خليج فارس ، علي بلوك باشي ، چاپ دوم 1380، دفترپژوهشهاي فرهنگي صفحات 9و50 7- جزيره كيش مرواريد خليج فارس ، ايرج افشار سيستاني چاپ اول 1377 8- دوسال بابوميان جزيره ، مردم نگاري ، رجبعلي مختارپور ، 1379صفحه 21 9- راهنماي گردشگري جزيره كيش ، سازمان منطقه آزاد كيش ، موسسه توسعه سياحتي 10- روزنامه اطلاعات ، چهارشنبه 25 آذر1383، شماره 23230 صفحه 6 11- همان ، پنجشنبه 8مرداد1383،شماره23116صفحه6دكترسيدجعفرحميدي 12- شاهنامه ، حكيم ابوالقاسم فردوسي ،مصحح : ژول مول چاپ پنجم 1370 ،انتشارات آموزش انقلاب اسلامي 13- كيش الگوي ملي ، سازمان منطقه آزادكيش ، كتاب دوم بهار1383 صفحه159 14- هفته نامه هدف واقتصاد ، [1] - فقرعلوم ، دكتر مهدي توسلي فريد، چاپ اول ، پاييز1366، شركت انتشارات سهروردي صفحه58 [2] - آنره رايد، ضميمه اطلاعات ، دوشنبه 25ارديبهشت 85 [3] -روزنامه ي اطلاعات، چهارشنبه25آذر1383شماره ي 23230صفحه ي6 [4] -پژواك كيش،ماهنامه ي فرهنگي،هنري،اجتماعي،سال دوم شماره 20و21صفحه12 [5] -جزيره ي كيش ،رجبعلي مختارپور،روابط عمومي سازمان آزادكيش،چاپ اول،شهريور1373صفحه ي 9 [6] -جزيره ي كيش، ديروزوامروز،بخش تحقيقات ومطالعات جغرافيايي ،صفحه9،بي تا. [7] -نك،جزيره ي قشم، صدف ناشكفته خليج فارس، علي بلوكباشي،چاپ دوم دفتر پژوهشهاي فرهنگي، صفحه9 [8] -بنگريد:جزيره ي كيش مرواريدخليج فارس، ايرج افشارسيستاني،چاپ اول1377 [9] - وجه تسميه سيراف باتوجه به سابقه تاريخي آن واكتشافات باستانشناسي كه قدمت اين بندررابه دوره ساساني مي رساند به اردشير بابكان نسبت داده مي شود برمبناي اين نظريه اسم اوليه آن اردشير آب بوده كه درطول تاريخ به سيراف تبديل شده است .كشف دخمه هاي ساروجي واستودانهايي  كه دردامنه كوهستاني مشرف بر شهر قرار گرفته وراه سنگ  فرش ساساني كه ازفيروز آباد تاسيراف ادامه داشته پايه گذاري اين بندررادردوره ساساني يابيشتر به اثبات مي رساند.(اطلاعات 18ارديبهشت 84شماره 23334صفحه7) 10- بنگريد:اطلس جزيره ي كيش، سازمان منطقه آزاد كيش،چاپ اول 1385صفحه10 [11] - www.kishcarpet.com [12] -دوسال بابوميان جزيره،مردم نگاري،رجبعلي مختارپور،1379،صفحه21 [13] -دو سال با بوميان جزيره ، مردم نگاري، رجبعلي مختار پور ،1379،صفحه24 [14] -دو سال بابوميان جزيره،مردم نگاري ، رجبعلي مختارپور،1379،صفحه ي25 [15] -دو سال با بوميان جزيره،مردم نگاري ، رجبعلي مختار پور 1379،صفحه25 [16] -دوسال با بوميان جزيره،مردم نگاري ،رجبعلي مختارپور،1379،صفحه 26 [17] - دوسال با بوميان جزيره ، مردم نگاري ،رجبعلي مختارپور ، 1379،صفحه26 [18] - Take off بلند شدن، كنده شدن هواپيمااززمين [19] - درضميمه اطلاعات به تاريخ چهارشنبه 14مرداد83آمده است: قرن ها پس ازآن كه قاليچه هاي پرنده تنها يك افسانه هزارويك شبي تصورمي شدهنري بك، كاشف فرانسوي ، شواهدمستند ازوجود قاليچه هاي پرنده درايران يافته است.هنري بيك درسرداب هاي زيرزميني قلعه الموت ، درنزديكي درياي خزر طومارهاي يافته است كه شواهد جديدي درمورد قاليچه هاي پرنده به دست مي دهد اين طومارها كه به طرز خارق العاده اي سالم مانده اند دراوايل قرن سيزدهم ميلادي توسط يك محقق يهودي به نام اسحاق بن شريره نوشته شده است ... بنابرنوشته هاي بن شريره  حكام مسلمان متعصب آن زمان قاليچه هاي پرنده راوسله اي شيطاني مي دانسته اند وبه همين خاطردانش وسازندگان آن را سركوب كرده اند وردّ پاي آن راازتاريخ به دقت پاك كرده اند هرچند قاليچه هاي پرنده تااواخر قرن سيزدهم ميلادي بافته وفروخته مي شده اند امااستفاده ازآن درانحصار افراد خاصي بوده است .بنابريادداشت هاي بن شريره نخستين اشارات به قاليچه هاي باستاني دردومتن باستاني صورت گرفته است يكي ازاين كتاب ها ، مجموعه اي ازضرب المثل هااست كه توسط  شامشاد وزير نبوكدنزر پادشاه بابلي جمع آوري شده است ومنبع ديگر مجموعه اي ازگفتگوهاي باستاني است كه توسط شخصي به نام ژوزفوس نگاشته شده است... [20] -شاهنامه، حكيم ابولقاسم فردوسي، مصحح:ژول مول، چاپ پنجم 1370،انتشارات وآموزش انقلاب اسلامي، جلددوم صفحه308 [21] - landing نشستن    [22] - Distnationt [23] - دسته هاي مختلف تابلوهايي هستند كه در نمايش ساعت وتاريخ يا نمايش پيامها وآگهي وساير اطلاعات متناسب با تبليغات همانند پخش فيلم ها ، تصاوير وكليپ هاي انيميشني كاربرد دارند. [24] -كيش الگوي ملي،سازمان منطقه آزادكيش،كتاب دوم بهار1383،صفحه 159    [25]-روزنامه اطلاعات،پنج شنبه8مرداد1383شماره 23116صفحه6دكترسيدجعفرحميدي،باتلخيص [26] -راهنماي گردشگري جزيره ي كيش،سازمان سازمان منطقه آزادكيش،موسسه ي توسعه سياحتي كيش     [27] -جزيره ي قشم،صدف ناشكفته خليج فارس،علي بلوكباشي،چاپ دوم1380،دفترپژوهش هاي فرهنگي صفحه50 [28] -هفته نامه ي هدف واقتصاد،چهارشنبه29تير1384،شماره223صفحه12 [29] -فعلأآقاي مهندس شايسته مديرعامل سازمان است. [30] -جزيره كيش،رجبعلي مختارپور،روابط عمومي سازمان منطقه آزادكيش،چاپ اول،شهريور1376صفحه12
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1391ساعت 19:56  توسط moharramfarzaneh  | 

آئينه هاي زنگار گرفته      

  از:محرم فرزانه هريس

بر سر زبانهاست كه هريسي ها شكوائيه هاي خويش را نگاشته وتنها اطلاعات مربوط به نام و نام خانوادگي طرف مقابل را خالي مي گذارند.

مي پندارم آيا سرانه مطالعه و نگارش تااين حد در ميان همولايتي هايم رقم چشم افسايي است. امانه؛ اينهاافسانه اي بيش نيست گرچه ابزار خوبي براي لوث كردن خواست هاست. رك و پوست كنده بگويم كه:اي كاش چنان بود. زيرا چنين نمي شديم و نمي ديديم كه حرافي بازارش داغ مي باشد و بدنبال حل مسئله كسي راهرو نگردد.

هر چه دلت بخواهد از موضوع حرف مي زنند و مشكل مي تراشند ودليل رابا علت قاطي مي كنند وپي در پي به توصيف مي پردازند و نسخه نمي پيچند وعرضها يعني آن سياهه هاي كه اتفاق افتاده اند را در نظر مي گيرند اما درست در نقطه رويارويي اينهمه ، به چرايي نمي انديشند تا چگونگي راهگشايشان باشد ونيز به تعبيري ديگر اينهارا به مساله تبديل نمي كنند تا عملا افق روشني براي خويش بگشايند.

زادگاهمان هريس هم ايكاش مي توانست بنويسد، ولي مشيت اورا عاجز از اين كار كرده است. زادگاهم مرا «محرم» خود ميداندو اودركتاب«شهرستان هريس و جلوه هاي طبيعي،اجتماعي و هنري آن» همه چيزش را با من در ميان گذاشته است. زادگاهم در«بام آذربايجان شرقي» بهترين قصه هايش را تعريف كرده وچهره مخدومان فرهنگي را نشان داده است وآخرالامر هريس بمن اجازه داده است در«ايستك زيروه سي» دغدغه هاي اورا با زبان طنز بيان كنم. امروز هم با همان صفا و صميميت و دوستي با من حرف ميزند. مرا از مكاتبه با رئيس جمهور، رئيس مجلس، استاندار، فرماندارو غيره باز مي دارد.

مي گويد: اين بار هريسي ها را مخاطب خويش ساز و به نگارش درددلهاي من پرداز. هريس سفره رازهايش را باز مي كندو ريزه خواران خواننده را مي طلبد.

من هريسم؛ موقعيت جغرافيايي ام اين است: از مشرق پيشرفت محروم مانده و به غروب پس رفت مظلوم رانده. از شمال ترقي پاي شكسته اي نصيبم شد ودر جنوب دلواپسي ها، صبر ، جبر شكيبم گشت. كوههاي آهم سربه فلك كشيده اند و دشت آرزوهايم مانند كف دست صاف وطولاني تا بدانجا كه چشم كار كند.

من هريسم؛ قرون متمادي است بنگاه نشينان مچ گير و روزي خواران استهزاء، برايم رؤيا فروخته اند. مشتريان گوش بسته و زود باوران چشم نابينا، حتي از سوء استفاده هاي احتمالي هم غافل مانده اندو اقدام به پيش خريد زمين هاي بي اصل ونسب وعده ووعيدها نموده و بعد از گذشت كار از كار، فهميده اند كاربريهاي اوراق شان مادام العمر بنام كلاه دوزان صادر شده است.

من هريسم؛ كوچه هاي «كوم حجر» مساحت و عرض و طول نقشه ام را بر ملا ساخت.« ابراهيم بيگ» لهيب آتش حيله و مكر جماعت انگشت نمايي بود كه استعداد جگر گوشه هايم را معتاد ساخت.(برگرفته واشاره به فیلم مدیرکل به عربی یومیات مدیرعام که مجموعه ای تلویزیونی ومحصول سوریه واز صداوسیما پخش گردیده است.) خود را  ارزان فروختن وروغن چراغ منافع منفعت طلبان گشتن مخدّراتشان گشت.«جلال» هيزم بيار معركه جهنمي گشت .او امواج ضاله صوتي عوامفريبي را درروستاهاي بينوايم پراكند . او امواج ضاله تصويري اش را بر سقف شهرهايم گستراند.

من هريسم؛ از چكهاي بي محل تسكين دهندگان گفتاري آزرده ام. بالهاي اعتماد به نفس خودماني را، خود بينان لا ابالي بدون عيب ونقص شكسته اند. چشم نشاط مارا كوران بسته اند. من گمان ندارم ديگرپلك رو راستي ها باز شود، زيرا برجهاي اميد را بر روي گسل هاي نامطمئن معلوم الحال مي سازند واز اين روست زلزله مكر و تظاهر همه خود واعظي ها را زير خروارها جسد درايت بارها وبارها مدفون ساخته است. كتمان نمي توان كرد كه جمعي را تاب تحمل سخناني از اين دست نيست ولي آن عين القضاه همداني بود كه مايل نشد«مردم از تاليف او اطلاع داشته باشند چون ميدانسته كه نپختگي آنها برايش ايجاد زحمت خواهد كرد» [1]ليكن امروز بايد نگريست وديد كه درد را چشيده ايم يا نه؟ آنگاه پي برده خواهد شد كه غير از معدود افرادي همه وجه مشتركي داريم اگر فلاني درد«چشيده بودي همچنانكه بو علي و ديگران كه مطعون بيگانگان آمدند او نيز مطعون و سنگسار بودي در ميان خلق.»[2]

من هريسم؛ مي پذيرم كه با يد از يك جا شروع كرد. اما شروع هفت منهاي همه، تنهايي است ديگران را نيز حقي است و فكر وانديشه اي. آنكه سررشته دار است چطور به ساغدوش و سولدوش كفايت مي كند و دست رد به سينه همگان مي زندو از تحويل گرفتن سهامداران هم دريغ مي ورزد. حرفي نيست؛چون به گسترش طولي مي انديشند نه عمقي. مي خواهند مسلمان را مسيحي سازند نه مسلمان را مسلمان تر.« مثال همه كه گفتم آن است كه جماعتي بيماران برخيزند و بنزد طبيب روند و علاج خود بجويند. طبيب نسخه هاي مختلف به جهت تسكين امراض بديشان بدهد. اگر كسي گويد: اين اختلاف نسخها از جهل طبيب است غلط گفته باشدو جاهل اين گوينده باشد كه اين  اختلاف نسخها كه افتاد از اختلاف علل افتاد. پس علت ها گوناگون است. نسخت همه علتها بةيك علت باز دادن سخت جهل و خطا باشد؛ آنها دانند كه چه گفته مي شود خود دانند.»[3]

من هريسم؛ بارها ملاحظه كرده ام كه فهميدن و فهماندن بزرگترين جرم شناخته شده است اگر راست كرداري«بزهكاري را قابل مجازات مي داند نه بر اثر روح انتقامجوئي است بلكه براي حفظ جامعه از شر اوست.»[4]حالا آقايان اگر خوششان نميآيد و دوست دارند صورت مساله را با مصلحت پاك كنند خود دانند. مي پندارند با همنشيني فرومايگان بجايي خواهند رسيد ونيز با بزرگ كردن كارهاي خرد خيلي از توقعات را به بوته فراموشي مي سپارند اما« آنچه پست و فرومايه است سودمند نيست حتي اگر شما تصور كنيد كه آنچه را از اين راه به دست آورده ايد مفيد است.»[5]

جوانانم را كساني كه عمري گذرانده اند به زير سؤال مي برند. خود را به جلو انداخته و نمي دانند كه عقب افتاده  ذهني اند. شايد ذكر اين رويداد هر دو را كفايت كند:

«روزي پدري به نزدكنفوسيوس آمده وازپسرش به خاطر وظيفه ناشناسي شكايت كرد. كنفوسيوس فرمان دادپدروپسر راسه ماه زنداني ساختند و گفت:پدري كه نتواندوظايف فرزندي رابه پسرش بياموزد، همان اندازه خطاكار است كه پسري بدان وظايف عمل نكند.»[6]

ديده ايم كه هركسي خواست آگاه باشد ونفع برساند ولوضررببيند مورد هجوم خفاشان خون آشام غفلت پسند واقع شد.

جوانمردا؛ اين استدلال غير قابل دفاع است كه اگر فلان چيز آيد همه را رستگاري وآسايش بايدوشايد.صرف نظر از اينكه مالايق خيلي مسائل هستيم اما ناديده گرفتن امورات ديگر وپرداخت بهايي كه قابل هضم از لحاظ عقل وعرف نيست محل بحث اند.

روزي از روزها در روستاي نمرور آنهم در مسجد جامع مراسمي برپاشد.نماينده مجلس شوراي اسلامي ، فرماندار، اقشار مختلف مردم و مسؤوولين محلي نيز بودند. برنامه رسمي به پايان آمد. شخصي جسور رخصت خواست. زبان گشود.گفت:يكي آمد وگفت: سپاسگزارم. وآن ديگري بلند شدوجواب داد:متشكرم. عزيزان؛ افزايش شماره هاي تلفن هنرنيست اگر هنر است پس ازميان اين روستائيان فردي برخيزد ودر مقابل دفاع پاسخ گويد كه آيا قبض مكالمه تلفن را پرداخت كرده است؟آياتوانايي پرداخت داشته است؟ چنين ادعايي هيچ يك از حضار نمي تواند بكند زيرا توان مالي ندارند. شما اول منبع درآمد بزاي مردم فراهم آوريدآنگاه امكاناتي كه هزينه مي طلبند رابه ما ارزاني داريدتادچار نابهنجاريهاي گوناگون نشويم. آيا اين سخن درستي درآن زمان نبود؟وآيااين گفته بعداز گذشت حدود نه يا هشت سال باز هم اصالت دارد يانه؟ آيا واگذاري تلفن وانشعاب برق وغيره به تنهايي توانسته اند مردم راراضي نگاهدارندوحداقل از مهاجرت بكاهند؟اين ماجرا رانيز مگر نشنيده ايد:

شخصي ملكي داشت فروخت واسبي خريد. عاقلي به اورسيدوگفت:لازم فروختي وغيرلازم خريدي؟پاسخ گفت:اين گفته را دليل چيست؟ گفت:چه دليلي بهتر از اين كه چيزي راكه به تو جو مي داد فروختي وچيزي را كه از توجو خواهدگرفت خريدي؛.

اي عزيز؛ كند وكاودقيقتر نشان مي دهدكه«جنس هاي تقلبي هميشه از جايي سر درمي آورند كه نفعشان درآن باشد.»[7] لذا« اين كم لطفي است اگر پهلوان را با پهلوان پنبه يكي كنيم.»[8]

چهره هاي دلسوز به فرهنگي تعلق دارند كه«ازخود گذشتگي وايثار»كليد آن است اما افراد متقلب توانمنديها، فرصت ها،وامكانات وكوچك وبزرگ رابراي خود مي خواهند. فاميل را ، همسايه را، شهررا. اگرخلاف اين است نشان دهيد ذره اي خير كه از هر كدام از آنها ديده اند.

در نظر اهل بصيرت:

 اعتبار كس به قدر نفع اوست    عزت هر نخل در بستان به مقدار بر است    «كليم همداني»      

 

من هريسم !ميپرسم خودروي با راننده را با خودروي بدون راننده تفاوتي هست؟يعني آيا مي توانيم مرز روشني مابين «خودروي با راننده» و«خودروي بدون راننده »بكشيم ؟جوا ب بديهي است ماشين تحت فرمان كسي تحرك دارد ،سر وصدا بر پا مي كند اگر اين نباشد ان همانند مرده اي است .جامعه نيز چنين است اگر هر دو سبب بودند وباز چيزي پديدار نگشت بدان كه شهر با قافله سالار و بي قافله سالار را تفاوتي نيست.ميوه هاي دلم !بدانيد اشكال كار در اين است كه عده اي پاي در يك كفش كرده اند كه آنچه اصيل است تعر يف آنهاست هر عقيده اي با آن تعريف همخواني نداشته باشد بايد سركوب شود. در واقع اينان دنيا را از چشم خلق نمي بينند اگر دل به شهروندان  ميسوزانند چرا نامي از «سد هرزه ورز » نمي برند  . به خويشتن مي گويم:

    نوبت آمدچون به سد تلخه رود           بر صلاح و صرفه كشور نبود       « مفتون اميني »

اين سد به همراه سد «نئهر عالي» مي توانند اراضي ماراآباد كنندوسفره هارارنگين وچهره هارابشاش.ليكن همين«ما»ست كه عيانش درعين منيت گران نمي آيد.

جگر گوشه هايم؛ ببينيد بزرگان قبيله را كه انتظار دارند همه به ديدارشان بشتابند . بر عكس مسؤوليت پذيراني كه دراثر نزديكي به كوچه وبازاريها جاري وساري چون آبند.

            افتادگي آموزاگرطالب فيضي          هرگز نخورد آب زميني كه بلنداست

آنكه بامردم است دركنار آنان لب به سخن مي گشايد وچشم مؤافق ومخالف نيز مي بيند وآنانكه مردم را براي خود خواسته اند دوراز دسترس رجزخواني مي كنند.

بپرسيدكدام شهروند نمونه مورد تجليل قرارگرفت؟ سؤال كنيدتسهيلات نماسازي چه شد؟ جوياشويدازمبلغ هشتاد ميليون توماني كه درجريان سال76دراختيارشركت جودوكاران تبريز قرار داده شد وتااين لحظه بيكاران جوياي كار نتوانسته اند ردي از پولهاي خود بيابند.

بگوييد اگر شما نخوانده ايد ونمي دانيد ما خوانده ايم ودانسته ايم كه«4نفر تحت پوشش شركتي بنام طلاگستر مبلغ 30ميليون تومان از جوانان در شهرستان هريس كلاهبرداري كرده ومتواري شده اند.»[9]تامل كنيدكه چراوزير يك مملكت بي سروصداوارد شهري مي شود خبرنگاران اطلاع نمي يابند. مردم درجريان امر قرار نمي گيرند. علت چيست؟ اينان كيستند؟دنبال كار مردم هستند؟

سؤال بفرماييد: بيمارستان 96تختخوابي چرافلج مانده است؟جاده هريس شيخ رجب چرا درسال82طبق تعهدات موردبهره برداري قرارنگرفت؟آدرس فرودگاه سمپاشي گلنگ زني شده كجاست؟دانشكده فرش اهدايي استاندار محترم دركجاسردرگم مانده است؟ ازچهرو، دست اهالي وصاحب نظران از خبرنگاران صداوسيما كوتاه مي شود؟ چه كساني روسفيدندامااز مناظره طفره مي روند؟          دونان چوگليم خويش بيرون بردند        گويند چه غم گرهمه عالم مردند

بخاطرآوريدكه ازچه رو بلافاصله بعداز تغييروتحول دكوراسيونهاي جديدي طراحي مي شود، مدل قبلي از بين مي رود كارگران وغيره مدل جديدي مي سازند وطرحهاي نويي درست مي كنند؟آيايادگارهاي ماندني طول خدمت اينهايند؟

باصداي رسابگوييد:هركس مارا مي خواهد وراستگو وپاسخگوست حوزه انتخابيه اهروهريس را از همديگر تفكيك كند. بدنبالش باشد.«حقوق حقه وقانوني» هريسي هارادرخانه ملت برآورده سازد.بگوييد:               گفت پيغمبر كه گركوبي دري           عاقبت زان در برون آيد سري

بسنجيدبا:من استدام قرع الباب ولج، ولج. كسي كه پيوسته دري را بكوبد وبراي تحقق خواسته اش اصرار ورزد بالاخره آن در براو گشوده مي شود واوشاهد مقصود درآغوش مي گيرد.

يقين بدانيد:اگرروستاهاي پررونق ديروز به خرابه ها تبديل گرديده اند با اين روالي كه مانند موش رشته نخبگان و اعتماد عمومي را مي جود تا چند سال ديگر شهرها نيز مخروبه خواهند گرديد.

 



[1] تمهيدات، عين اقضاه همداني، با مقدمه دكتر عفيف عسيران 1373،صفحه15

[2] همان صفحه71

[3] تمهيدات، صفحه9

[4] رك: بزرگان فلسفه، هنري تامس صفحه299

[5] همان ،صفحه247

[6] همان،صفحه330

[7] ضميمه اطلاعات، دوشنبه 22دي82شماره22168

[8] همان

[9] رك: روزنامه اطلاعات، دوشنبه 20مرداد82شماره22842صفحه9،تبريز خبرنگار اطلاعات به نقل از سردار سرتيپ عيني باهر

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1391ساعت 19:55  توسط moharramfarzaneh  | 

اشاره: 

كنكاش درآسيبها ي اجتماعي يكي ازموضوع هاي نوپايي است كه  دير هنگام دركشوراسلامي مادقت نظر جرم شناسان،جامعه شناسان وزمامداران به سوي آن كشانده شده وروي آن مطالعاتي انجام يافته است پديده هايي همچون كودكان خياباني،دختران وپسران فراري،بيكاري ،فقر،زنان خياباني ،بزهكاري، ايدز،طلاق واز هم گسيختگي خانواده ،اعتياد،سرقت،فحشا،كودك آزاري،همسرآزاري ،خودكشي،تكدي گري،زنان ياكودكان بي سرپرست يا بدسرپرست، قماربازي،ارتشاء،اختلاس،خشونت طلبي ، شرابخواري ،وازاين قبيل هركدام اصطلا حي فراگيراست كه به محض بروزچند بعدي عمل ميكند.هركدام ازاين آفات به تنهايي مانند طوفاني قادراست دربرهه اي اززمان بحراني به وجودآورد.جامعه اي كه درآن زندگي مي كنيم آبستن همه اين پديده هاست « نظري به اطراف خودبيفكنيدولي نه باچشماني ظاهربين وعادت يافته به جريانات ظواهرروز،

ونه باديده اي كه پرده تعصب وغباردرون گروهي جلوي بينش آ ن راگرفته است بلكه  باچشماني ژرف وواقع  بين وباتصوري صحيح ازحيات انساني وباتحليلي عميق ازآنچه كه دور و برما مي گذرد وهست

ونيزآنچه كه بايد باشد.» 1

آسيب شناسي اجتماعي چيست ؟2

اگرجامعه شناسي به مطالعه  نظم اجتماعي وتشريح ماهيت نظم اجتماعي علاقه منداست ،امااين توجه به بررسي مسئله  نظم وساختهاي آن بدان معني نيست كه اين رشته  علمي به بررسي مظاهربي نظمي ها علاقه اي ندارد. زيرايكي ازخصوصيتهاي زندگي اجتماعي   آن است كه بعضي ازساختهاي آن غيرعادي تلقي

 مي گردند ودراثر آن كاركردهاي غيرعادي هم در جامعه جريان پيدا مي كنند وحتي دربعضي از حالتها شكل قوام يافته اي نيز پيدامي كنند.بنابراين ،برخي ازاصول وهنجارهاي قابل ارزش اجتماعي موردبي توجهي قرارميگيرند ودرنتيجه امكان دارد بعضي از معيارهاي باارزش پذيرفته شده اجتماعي جامه عمل نپوشند وبعضي از هدفها نيز تحقق پيدا نكنند ،وبسياري از افراد حتي به قيمت زندگي خودملاكها وقوانيني راكه جامعه تعيين كرده است پايمال كنند.بنابراين قلمروآسيب شناسي،مطالعه اين قبيل اعمال ورفتارهاي غير عادي وعلل آنهاست .به عنوان مثال،امروزپديده هاي جنايي وبزهكاري اطفال ونوجوانان وجوانان به طور اخص وجنايت بطور  اعم  گرايش به  مخدرات   يا  فحشا والكيسم  و بالاخره  پديد ه ها   و  اعمال  غير  طبيعي كه جنبه هاي آسيب زدايي اجتماعي دارند بررسي ميكند،پس معلوم مي شود كه خواستگاه آسيب شناسي اجتماعي شناخت علمي اختلالات وبي قاعده گيها و يا ناترازمنديهاي محيط اجتماعي است.

بهره جويي ازاعتراف

 دركتاب تفسيرهاي زندگي ويل واريل دورانت در صفحه129درشرح احوال رابينسون جفرز ازراپاوند آمده است :اغلب مانند همه ما مزخرف مي بافت،اما مااشتباههاي خودرا از ياد مي بريم وبرگناهانمان سر پوش مي گذارييم ،حال آنكه ازراپاوند بلاهتهاي خويش رادرفضا مي پراكند وازطوفانهايي كه آنها را به صورتش مي كوفت رنج ميكشيد.

بحث آسيب هاي اجتماعي از يك  منظر چون آمار وابعاد دلهره انگيز را رو مي كند سخت مينمايد .وازمنظري ديگراقشار آسيب ديده  يا در معرض آسيب را براي بهبود معرفي مي كند «هر كس ممكن است در معرض خطا قرار گيرد اما اعتراف به گناه شهامتي مي خواهد كه در هر كسي نيست . »1

« اشتباهات بسيار گذشتگان برف انباشته شده و سدي عظيم در راه  ترقي نسل امروز ايجاد كرده است خار و خاشاك باد آورده و جارو شده پيشينيان به دامان ما آويخته و طي طريق مارا بسي دشوار نموده است وبالاخره تنبلي ها ، بي فكري ها، عدم آينده نگري هاي قبلي را وارث غم و دردها و رنجها وتلفات بسياري نموده است »2

« ما اينك در نقطه اي هستيم كه براي تصميم گيري مان سه راه بيشتر وجود ندارد: راه توقف، راه برگشت، وراه پيشروي. اگر توقف كنيم خود مضمحل مي شويم ، اگر بر گرديم له و درهم شكسته مي شويم اگر پيش برويم اميد است بتوانيم مبدائي براي ايجاد يك تاريخ افتخار آميز پديد آوريم»3

كجرويهاو انواع آن

وقتي يك اجتماع الگوها ، رفتارها و ارزشهاي مخصوصي را برا ي خود قابل قبول و تعريف دانست حركت در آن چهار چوب بر همگان الزامي است و تخطي از انتظارات حاصل از آن نگرشها ناسازگاري شمرده مي شود در اصطلاح بهنجار و نابهنجار در اين مو قعيت ها وجود پيدا مي كند ناهمنوايي با جامعه نابهنجار لقب مي گيرد و همنوايي بهنجار . البته در فرهنگ هاي جغرافيايي، رفتارهاي  هنجار و نابهنجار تعاريف مختلفي دارند آنچه در محدوده مرزي يك كشور هنجار تلقي مي گردد  در منطقه اي ديگر همان هنجار ، نا بهنجار بحساب مي آيد نمونه هاي زيادي از اين موارد را مي توان نگاشت. در كتاب«آسيب هاي اجتماعي و جامعه شناسي انحرافات» اختلاف اين دو ناشي از وضع قوانين توسط صاحبان قدرت به گونه اي كه خود ميخواهند ذكر گرديده است:

«كجروي در جوامع گوناگون به گونه هاي مختلف ارزيابي مي شود. بنابر اين به كجروي نمي توان جنبه يكسان داد. پس در موقعيت هاي زماني و مكاني مختلف كيفيت كجروي ها نيز متفاوت مي گردد زيرا صاحبان قدرت در جوامع مختلف قوانين را  به گونه اي كه خود مي خواهند يعني به نفع خود وضع مي كنند و با بالطبع كساني را از اين قوانين سر پيچي كنند كجرو مي خوانند و چون طرز تفكر صاحبان زور و زر در جوامع مختلف شكل هاي گوناگونبي به خود مي گيرند اعمال واحد در جوامع مختلف به صور گوناگوني تعبير ميشوند.»1

 « پس در هر جامعه اي در موقعيتهاي زماني و مكاني مختلف به ضايعات برجسته جسماني مردم و خصايص آنها ممكن است نسبت كجروي دهند مثلا از جمله اين كجرويها مي توان ناتوانا ئيهاي جسمي ، نارسائيها و نابهنجاريهاي روحي از قبيل فلج بودن، نابينايي، كند ذهني ونارسائي هاي دماغي، چاقي، لكنت زبان، عدم رعايت صحيح آداب معاشرت، دروغگويي، فريب دادن مردم، پيروي از مسلك برهنگي (كساني كه معتقد به برهنه بودن تمام بدن مي باشند) چشم چراني براي ارضاي اميال فشرده دروني يا خود را با لباسهاي تنگ و كوتاه در ملاء عام به نمايش گذاشتن، اعتياد به مواد مخدر ، كودك نامشروع ويا عدم پرداخت هزينه پرورش آنها، سرپيچي از قوانين اجتماعي ويا اصول بهداشتي، عدم اجراي صحيح معالجات طبي، سر پيچي از مقررات ورزشي آماتوري و حرفه اي را مي توان نام برد.»2

برخي ديگر كجرويها را بر هشت قسم دانسته اند : كجرويهاي اوليه، ثانويه، فردي ، آگاهانه، ناآگاهانه، طبيعي و سازنده. در توضييح كجروي ثانويه و سازنده مارا مقصودي است. كجروي ثانوي موضع گيري جامعه را به همرا دارد . به فرد خاطي كيفر تعلق مي گيرد و تحمل او در جمع مشكل مي آيد. در كجروي سازنده فرد يا افرادي آگاه به باورهاي جامعه خود بوده وبا حفظ و داشتن آنها مواد ديگري را نيز به صورت نوآوري بر آن مي افزايند.

به نظر مي رسد در طول دهه هاي گذشته خلط شئون اين دو لطماتي را به بار آورده است كما اينكه كيفر در قبال چه اموري و چه جرايمي تعلق گيرد مشخص نبوده اند و از اين روي متناسب با جرم برخورد نشده است . وانگهي آنان كه نيت خير داشته و عميق بوده اند مورد بي احترامي واقع شده اند.

بررسي نظريه تضاد1

اين نظريه برعواقب شخصي واجتماعي تمركز ثروت وقدرت دردست عده اي معدود تكيه ميكند .نقطه عطف اين نظريه آن است كه گروههاي ثروتمند وقدرتمندجامعه داراي علاقه مشترك اقتصادي وسياسي هستندوبيشتر برگزيدگان قدرت ،  از قدرت سياسي خود براي تدوين و اجراي معيارهاي قانوني خاص منافع خود سوء استفاده مي كنند . برگزيدگان قدرت رفتار كساني را مجرمانه ميدانند كه زندگي آنها را تهديد مي كند . برگزيدگان قدرت وثروت از تعريف هاي جرم براي حمايت از منافع خود استفاده ميكنند . از آنجاييكه فرصت هاي زندگي براي اعضاي فرودست جامعه محدود است آنان ناچارند عملا به انواع رفتارهايي دست بزنند كه مجرمانه خوانده مي شود. برگزيدگان قدرت تدوين كننده نوعي ايدئو لوژي  هستند كه مبين رفتار مجرمانه است تا به اين ترتيب فرودستان را كه عمده آنان نيز بسيار زياد است تحقير نمايند.

بررسي نظريه برچسب2

انحراف را يك پديده اجتماعي مي دانند و براين باورند كه كجروييها ي اجتماعي ناشي از عوامل روان شناختي يا زيست شناختي نيست ومنحرفان ذاتا منحرف نيستند بلكه اين جامعه است كه هويت انحرافي را در افراد پديد مي آورد .هاروارد بكر عقيده دارد كه گروههاي اجتماعي قانون را بوجود مي آورند واين گروهها هستند كه مشخص مي نمايند چه رفتاري و تحت چه شرايطي بايد انجام شود.

خدمات رساني وتداخل وظايف

به نظر مي رسد وجود متوليان متعدد در خدمات رساتي به جمعيت هدف مانع بزرگي در تحقق قوانين جامع پديد آورده  است . دليل روشن اين سخن اجرا نگرديدن كامل قوانين توسط سازمانهاي درگير، فروپاشي برنامه هاي منسجم مي باشد. ناهماهنگي دستگاهها نيز از دلايل ديگري است كه مخفي كردن آنها صحيح نخواهد بود. عدم هماهنگي كه خود زاييده طبيعي تداخل وظايف است نقش عمده اي در ناكار آمدي برنامه ريزيها دارد. اداره كل بهزيستي، كميته امداد امام خميني (ره) ، سازمان تامين اجتماعي، بنياد جانبازان ، جمعيت هلال احمر ، شهرداري، سازمان آموزش اشتثنايي ، تشكل هاي غير دولتي، دانشگاه علوم پزشكي از جمله سازمانهايي هستند كه هر يك به طريقي خدمات رساني مي كنند . به همراه اين  سازمانها گهگاه با عنوان « حمايت از اقشار آسيب پذير » بنياد شهيد ، سازمان زندانها، و اقدامات تاميني و تربيتي ، بيمه خدمات درماني ، سازمان مديريت و برنامه ريزي، امور اجتماعي استانداري، فرمانداري و هيات مستمندان نيز وارد عرصه مي شوند اين بحث ، نافي بسيج همگاني نيست اما جهت مقابله با بحرانها يك سيستم متولي واحد قوي با برنامه ريزيهاي منسجم كلان نگر و اعتبارات تخصيصي لازم را وارد مي داند زيرا ارگانهاي هر كدام به نوبه خود سهم كوچكي از راهكارهاي آسيب زدايي را بر عهده مي گيرند در نهايت دوباره كاري درنهادي ديگر خلاءمسؤوليت مشهود است .واگذاشتن هر طيف به حال خود ،نه تنها گرهي باز نخواهد كرد ،كه پيچيدگيها ي زيادي را به همراه خواهد داشت وتضميني براي حركت در مسير مقررات واهداف ميسر نخواهد بود.پيچيدگي وانحراف ازمسيرراحداقل خود مادر قضيه خصوصي سازي مشاهده مي نماييم.كوچك كردن دستگاههاي دولتي وجلب مشاركتهاي عمومي وحذف شبه دولتي كردن توليد وكار پسنديده وبجا بود اما خوداين سياستگذاري عنان را از دست سر رشته داراني كه نظم،قانون و حفظ حق وحقوق كارگر وكارفرما و حتي بخش خصوصي ودولتي را بتواند نگهدارد خارج ساخت. تمامي هزينه ها بر سر جاي خويش ماند، نيروهاي انساني شاغل همچنان به مجموعه خويش وابسته  ماندند، كيفيت كارهاي واگذار شده افول كرد وتنها سرمايه هاي باد آورده اي را به جيب در صد ناچيزي سرازير ساخت. اگر تنها پيامد اين بود باز چندان مهم نبود ولي خود انساني خويش از شهروندان و روستائيان گرفته شد. اعتماد متقابل سلب گرديد، فشار بر زندگي مردم شدت و فزوني يافت.شواهد تجربي تائيد مي كند كه اقتصاد سياسي مهمترين مؤلفه اي است كه در ايجاد بي ثباتي و ناپايداري دردهه هاي قبل نقش ايفا كرده است. اگر دخالت نداشتن دولت در اقتصاد در كاهش قيمت ها و نرخ كالاها و خدمات مؤثر بود في المثل مي بايست قيمت زمين و مسكن كه از دست دولت خارج است، در پائين تريين سطح خود مي بود در حالي كه ما خلاف اين را مي بينيم. پس حاكميت زدايي مطلق از دولت مضرات بي شماري را به بار خواهد آورد كه آن سرش ناپيداست.« بسياري از مشكلات فردي را مي توان فاجعه بشري به شمار آورد كه الزاما در زمره مشكلات اجتماعي نيستند. اما هنگامي كه مشكلات فردي عام و شايع باشند، تا حد زيادي مولود ساختهاي غير عادي نهادهاي موجود اجتماعي مي باشند، بار گراني بر دوش اجتماع باشد و شيوه هاي معلوم براي رفع و دفع آنها مورد غفلت قرار گيرد آنگاه مبدل به مشكلات اجتماعي ميگردند  ».1

روايت صريحتري از ويل دورانت مطرح مي گردد براساس نكته اي از ماتيو آرنولد – شاعر و منتقد اواخر قرن نوزدهم انگلستان- كه به مثابه « نقد زندگي »«ژرفاي انحطاطي را كه در پس رفاه كور و گيج ما پنهان است» بايد جستجو كرد.2

 

كودك آزاري

«بررسي هاي انجام شده در خصوص روابط  ميان خانواده و فرزندان نشان مي دهد در برابرهر يك مورد كودك آزاري فاش نشده حداقل 20 مورد   كودك آزاري بر ملا نشده وجوددارد»1.

 در ساير بخشها نيز چنين است. ابهام گويي در اين مو ضوعات بر صراحت گويي غالب آمده است. 20سال حد اقل مدت زمان تفاوت محيط پرورش و تربيت كودك بلا والدين است . فلذا چندان بعيد نيست عدم درك اين مسئله به بروز خشونت بينجامد. بر عكس اين اگر بخواهد اتفاق بيفتد قطعا والدين براي فرو خواباندن خواست هاي كودك به خشونت متوسل نخواهند شد.

«اگر چه علل اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي نقش تعيين كننده اي در بروز كودك آزاري دارد اما اين عامل نمي تواند توضييح مناسب و توجيه منطقي اي براي  سوء استفاده از كودك و خشونت براي آنان باشد. وجود بيماريهاي وخيم و رواني در والدين مانند اسكيزوفرني و سوءظن و بدبيني، پديده الكليسم و اعتياد به مواد مخدر ووضعيت نابساماني والدين كه خود مورد تهاجم فيزيكي در كودكي قرار گرفته اند ويا در خانواده هايي رشد كرده اند كه خشونت زبان رايج و مدل متداول بر قراري ارتباط در ميان اعضاي آن بوده است از جمله دلايل مهم اين پديده در ميان خا نوده هاي كودك آزار به شمار مي آيد».2

افت چشمگير اخلاق نيز سهم عمده اي در كودك آزاري خواهد داشت، بچه دزدي، به كار گيري كودك در سرقت، استفاده از كودكان در فروش مخدرات ، بهره كشي از كودكان در تكدي گري معلول اين چنين رويدادي است.

خود كشي

 «خود كشي اصطلاح گسترده اي است كه اغلب براي توصيف حالاتي مثل« خيالپردازي» ، قصد و تكميل خودكشي( خودكشي انجام شده) استفاده مي شود .در وجود ما ، خود كشي مي تواند به عنوان

تهاجم سوق داده شده بطرف درون بحث گردد. اساس اين عمل تهاجمي به طرف خود شخص ناشي از يك تصور ذهني و متغيير هاي فرهنگي – رواني – اجتماعي است كه فرد را تحت فشار قرار مي دهد . اصطلاح كشي بطور مكرر براي توصيف خيالپردازي، تهديد، ژست خود كشي ، قصد ويا عمل تكميل شده خود كشي به كار مي رود» . 1

« تحقيقات نشان مي ميدهد: خود كشي هشتمين دليل مرگ افراد و دومين دليل مرگ نوجوانان 15تا19 ساله مي باشد». 2

 فحشاء

 آيت الله حسين نوري سومين مفسده از انواع مفاسد سيستم سرمايه داري را شيوع فساد و فحشامي داند. به اعتقاد وي ،« مناسب ترين محيط براي رشد ودوام و بقاي اقتصاد سرمايه داري و سلطه بيرحمانه آن محيطي است كه درآن هر گونه ارزش  انساني و معنوي از بين رفته و به جاي آن جامعه اي ايجاد شده باشد كه به عنوان يك «جامعه مصرفي»افراد آن تنها كالاي مخصوصي را مصرف مي كنند ، اوقات خود را به عيش و نوش و عشرت طلبي مي گذرانند، به آتش شهوت راني و فساد و فحشا دامن ميزنند و هر روز پيش از پيش در برابر سلطه سرمايه داري سر تسليم خم مي كند».3

« تعيين دقيق ميزان جرايم و انحرافات  جنسي، عده كمي از انحرافاتي كه از طرف مامورين انتظامي به دادسراها و يا دادگاههاي كيفري گزارش مي شوند قابل شناخت مي باشند. اما كشف اين ارقام سياه ، نيز ما را به مشاهده تغييراتي كه در انواع  جرايم جنسي دريك محيط فرهنگي معيني  به وجود ميايد راهنمايي مينمايد واين شناخت براي جرم شناسان وكيفرشناسان اهميت زيادي دارد». 4

اعتياد

«احتمال گرايش نا خواسته جوانان ونوجوانان به مصرف مواد مخدر انديشه بس نگران كنندهاي است كه بسياري از خانواده هاي آگاه  وآينده نگر  نمي توانند از آن غافل وفارغ باشند». 5

«اعتياد به مواد مخدر ،به ويژه مسئله معتادان از جمله مسايل مهمي است كه برخي مردم بخصوص جوانان اين مرز و بوم را تهديد ميكند  بر اساس تحقيقات انجام شده از سوي مراجع مختلف در كشور منشاء وقوع بسياري ار جرايم چون سرقت ، قتل ، دزدي، تجاوز و فحشا كه در نهايت امنيت وسلامت جامعه را به مخاطره مي اندازد بيشتر ناشي از استعمال مواد مخدر است» .1

روانشناسان معتقدند :«گرايش به مواد مخدر در سنين نوجواني براي مقابله با بي هدفي و ترس از شكست در زندگي ، احساس اظطراب و افسر دگي بوجود مي آيد ».2

سن اعتياد دركشور به 15سال پائين آمده است، 60درصد زندانيان معتاد به مواد مخدر هستند . همين افراد عمده ترين عامل انتقال انواع بيماريها از جمله ايدز مي باشند.

بنابه گفته مدير جامعه پزشكان ايران «آمار اعتياد در كشور چهارتاپنج ميليون نفر بر اساس آمار غير رسمي و دو ميليون نفر بر پايه آمار رسمي مي باشد».3

طلاق

ازدواج پيمان زندگاني مشتركي است كه ميان دختر وپسر برقرار مي گردد وطلاق ابطال آن قرارداد است گسست روابط متقابل زوجين جامعه را با معضلات مختلفي روبرو مي كند .

مرتفع ساختن امر ازدواج امري مسلم است كه برا ي برون رفت از بحران اين ايام ضروري تر بنظر مي رسد. مردم و مسؤولين هر دو صرف نظراز توصييه هاي ديني ، مدت زمان درازي است كه به اهميت اين سنت حسنه بيش از پيش واقف گرديده اند اما هر كدام قصور متعددي دارند.

شرح زير به بخشي از اين معضل توجه دارد:

فراري دادن دختر از قديم مرسوم بوده است خصوصادر مناطق محروم ، اين امر براي راحتي از هزينه هاي شيريني و غيره انجام مي پذيرفت. اين روزها هر از گاهي از اينگونه اتفاقات مي افتد .دختر و پسري به هم عشق مي ورزند اما دست خالي بودن يا عدم رضايت يكي از والدين (چه دختر ،چه پسر ) و عللي چند سدي در برابر وصلت مي شوند.بالاخره دختر سر از منزل پسر يا يكي از بستگان پدرپسر در مي آورد .صيغه عقد جاري نشده است امايك يا دو روز طول مي كشد تا تمامي سوء تفاهم ها و بد فهمي ها از بين برود. در زمانهاي گذشته عامل اصلي مخالفت پدر و مادر با اين كار اين  بود كه دختر را اجباري به كسي مي دادند.مخلص كلام اينكه دختر وپسري با اين عملكرد در نظر دارند كانون گرم خانواده را تشكيل دهند واين گناه نيست. تنها در راهي كه پيموده اند مقداري گمراهي از خود نشان داده اند.

من خود شاهد بودم كه دختر وپسري به همين جرم محكوم به پرداخت 450هزار تومان شدند. هرچه التماس كردند مقبول نيفتاد. هردو به توافق رسيدند كه اين حكم را تبديل به شلاق نمايند. باز مورد قبول واقع نشد. به نظر مي رسد اين يك بدعت گزاري است . وقتي در اين عصر و زمانه دختر وپسري مي خواهند خانواده تشكيل دهند آنهم چشم به هيچ حمايتي ندوخته اند ، فقير هستند، بي سرپرست هستند بايدبه آنان جايزه داد نه اينكه با اخذ مبلغ گزا ف 450هزار توماني مدتهاي مديدي آنها را تحت فشار قراردادو از آب ونان انداخت.

«در سالهاي 75تا78 ميزان طلاق در ايران به دلايلي همچون افزايش سطح آگاهي زنان نسبت به حقوق اجتماعي خود، گسترش روحيه فرد گرايي در جامعه، كمرنگ شدن قبح عمل طلاق، افزايش مشكلات اقتصادي و فقر، ازدواجهاي نادرست ورواج روابط نامشروع، رشد7درصدي داشته كه بيشتر آن در تهران و كمترين آن در يزد بوده است.»1

بررسي دفتر آمار و اطلاعات جمعيتي سازمان ثبت احوال كشور در سال1380نشان مي دهد: در استان آذربايجان شرقي

 36هزارو744ازدواج و دو هزارو418طلاق ثبت شده است و نسبت طلاق به ازدواج در استان 66است. از كل ازدواجهاي ثبت شده در استان 24هزارو687ازدواج يعني 2/67درصد در شهرها و12هزارو 57يعني8/32درصد در روستاصورت گرفته است و از كل طلاقهاي صورت گرفته در اين استان دو هزارو198طلاقيعني9/90درصد در شهرهاو220طلاق يعني 1/9درصد در روستاها صورت گرفته است.

بيكاري

بيكاري و عوارضي كه از آن ناشي مي شود از آفتهاي خانمان سوزي است كه سر آغاز بسياري از گمراهيهاي اجتماعي مي شود«بسياري از مفاسد اجتماعي معلول بيكاري است. انساني كه بيكار است چون هدفي ندارد و كار خاصي را دنبال نمي كند ، ممكن است به سوي فساد كشيده شود. نوجوان بيكار در اثر بيكاري به دام مواد مخدر و اعتياد كشيده مي شود و گاهي در گوشه نشيني و محروميت هاي مختلف به بيماري لا علاج رواني مبتلامي گردد ». 2

آمار رسمي حكايت از وجود تعدادسه ميليون نفر بيكار در كشور دارد. حدود يك ميليون زن بي سرپرست دركشور به سر مي برند كه 50درصدآنان شغلي ندارند. 

جوانان خياباني1

جوانان خياباني به علت شيوه زندگي و رفتارهاي مخاطره آميز داراي ويروسV H I هستند و اكثر أنها مورد استفاده جنسي   قرارمي گيرند (68درصد دختران و39درصد پسران) واينكه اكثر اين جوانان از نظر جنسي فعال مي باشند.(95درصدپسران و93درصد دختران) ونيز شيوع بيماريهايD S T در اين گروه زياد مي باشد.(16درصد پسران و30درصد دختران)… براي بررسي مسئله جوانان خياباني مخصوصا در كشور خودمان بايد درنظر داشت كه تعداد اين گروه از جمعيت روزبه روز در حال افزايش است وبا توجه به اينكه اين جوانان دو الي سه سال زودتر از هم سن وسالان خود به بلوغ جنسي مي رسند ونيز ميانگين سن ازدواج دراين گروه از جوانان بالاتر از جوانان ديگر مي باشد. اين فاصله زماني طولاني تر فعاليت جنسي قبل از ازدواج، مخصوصا در اين گروه كه معمولا اصول اجتماعي فرهنگي جامعه را رعايت نمي نمايند، باعث افزايش بيش از اندازه ابتلابه S TDدراين گروه مي شود.

مهاجرت

«شكي نيست كه امر مهاجرت في نفسه داراي آثار و نتايج مثبت وسازنده بوده كه زمينه رشد و تكامل انسانها و جوامع را فراهم مي آوردواين امر در طول تاريخ بشريت و بويژه تاريخ اسلام داراي شواهد عيني مي باشد و حتي در مكتب مقدس و انسان ساز اسلام مورد توصييه قرار گرفته است.

اما پديده مهاجرت از روستا به شهر در چند دهه اخير دقيقا ريشه استعماري داشته و هدف اصلي در برنامه ريزيهاي بي برنامه و استعمارزده كشورهاي جهان سوم بويژه كشورهاي اسلامي و علي الخصوص مملكت ما، ويراني اقتصاد ووابسته كردن واسارت كشور به قطبهاي استعماري و استكباري جهان وويراني روستاها ونتيجتا هجوم جبري روستائيان به شهرها و ايجاد پيچيدگيهاي شهري و اجتماعي واقتصادي ونابودي كشاورزي زمينه هاي توليد و مصرفي كردن كانونهاي توليد وخود باختگي وبي هويتي فرهنگي بوده ومي باشد».2

«مهاجرت يكي از دلايل افزايش مشكلات تغذيه اي وگسترش شيوه هاي تغذيه اي نادرست دربين ايرانيان است زيرا با توجه به روند روزافزون مهاجرت به شهرها مردم زندگي خود كفايي خود را از دست داده و به يك زندگي معيشتي تن مي دهند وبا توجه به گراني شيوه هاي زندگي شهري و مشكلات اقتصادي نظير تامين هزينه اجاره خانه ديگر فرصت وپولي براي تامين نيازهاي غذايي در حد مطلوب باقي نمي ماند».1

فقر

از مولاي متقيان نقل گرديده است كه فرمودند:«الفقرالموت الاكبر»(كلمات قصار، 154) يعني فقر بزرگترين مرگ است. مرگي كه در حال حيات بر انسانها روي مي آورد. مرگي كه آسيب ميكروبهاي مضر آن همهرا تحت الشعاع قرار مي دهد. مرگي كه اغنيانيز آن درامان نمي مانند. صدر نشيناني كه در سايه ثروتهاي كلان همه را فراموش كرده اند از عوارض چنين مرگي همه چيز خود رااز دست مي دهند.

ريشه عمده سرقت كه خود يكي از آسيب هاي اجتماعي بشمار مي آيد فقر محسوب گرديده است.فقير احساس حقارت ميكند. فقير به مرحله اي ميرسد كه از جامعه طلبكار مي شود و فقر باعث انتقام گيري از جامعه مي شود. آمار نشان مي دهد كه در سالهايي كه رشد تورم وگراني بالارفته به همان ميزان وحتي درصدي بالاتر هم جنايت و سرقت روبه فزوني گذاشته است. « تافقر هست انحطاط فكري وضعف فرهنگي هست ،تافقر وجود دارد نارسائي اخلاقي و عملي نيز وجود دارد»( پاسدار اسلام ، آيت الله حسين نوري، شماره19صفحه22).

اقدامات زمينه ساز ، براي گسترش فقر در جامعه واقعا سؤال برانگيز شده اند . تحميلات اين چنين زندگي امروزي شتاب گرفته تاحدي كه ارگانيسم انساني را آسيب پذير ساخته است.« تا اين راههاي اهريمني بسته نشده است،پروژه ها وطرحهاي ديگر دردهارا چندان درمان نمي كند و كشتي جامعه رابه ساحل سلامت نمي رساند».2اين مردم امتحان خوبي پس داده اند. معدل قبوليشان در كارنامه حضور 25ساله خيره كننده و تعجب برانگيز است، تقديم شهدايي كه در طول تاريخ از هر نظر بي نظيرند از جمله معجزات ارادي اين ملت است.«اگر بگوئيم:مسؤولين تابا كوششي پيگير و طرحهاي مؤثر و نتيجه بخش خود فقر را از ميان برندارند وهمه افراد رادر يك زندگي نسبتا مرفه وبدون نگراني و دردسر اقتصادي سهيم نكنند در راه ساختن جامعه ، مؤفقيت به دست نياورده اند سخن گزاف نگفته ايم»3.

« بطور كلي فقررا به عنوان يك علت اساسي در پيدايش جرايم و انواع مختلف انحرافات تلقي مي كنند. از ديدگاه طرفداران اين نظريه اولا فقر مي تواند به عنوان زمينه اي در پيدايش جرم اثر غير مستقيم بگذارد، بطور مثال زندگي در خانه هاي كثيف، گرفتاري در وضع متزلزل مالي، خانواده بي سروسامان وبحران مسكن، از هم گسيختگي خانواده دراثر بحران مالي،و…همه اين عناصر در تكوين بزهكاري بويژه بزهكاري دوره جواني مؤثرند. درثاني عامل فقر مي تواند بطور مستقيم به عنوان يك محرك زير بنايي، رفتارهاي انسان رابراي عكس العمل هاي خشونت آميز ضد اجتماعي تحريك وآماده نمايد. مانند نوسانات اقتصادي كه بطور مستقيم بعضي از جرايم را تحت تاثير قرار مي دهند، مثلا در جرايم مالي مستقيما تاثير مي گذارد».1

فقر در ايران

بر اساس شاخص هاي سازمان مديريت و برنامه ريزي 19ميليون نفر در سال81جمعيت نيازمند وزير خط فقر دركشور آمارگيري شده اند. از 19ميليون نفر 2/2ميليون نفر درفقر مطلق5/5ميليون نفر زير خط فقرو3/11ميليون نفركم درآمد وفقير آورده شده اند.

از لحاظ در صدي 57درصد اين افراد شهريو43درصد اين جمعيت روستايي بوده اند.

فقر در استان آذربايجان شرقي2

«باتوجه به جمعيت حدود 6/3ميليون نفري استان در سال 81 وآمار كشوري ارائه شده در خصوص جمعيت زير خط فقر و كم درآمدافراد نيازمند حمايت حدود1/1ميليون نفرمي باشدكه31درصد جمعيت ارا تشكيل مي دهد با عنايت به توضييح فوق مي توان نتيجه گرفت كه از حدود1/1ميليون نفر نيازمند حمايت تنها195هزار تحت پوشش بوده(18درصد) و نزديك به 82درصد فاقد پوشش حمايت غير بيمه مي باشند».

ذكر يك خاطره

در شهر ما پير زني سالخورده ، رنج كشيده و بي سرپرست سالهاي سال است هر پانزده روز مبلغي در حدود صد تومان سر هم كرده به عامل فروش قند در «بازار شيخ» مراجعه مي كند. به ازاي آن مبلغ، قند خريده به منزل مي برد تا مورد استفاده قرار دهد. توان خريد او به همين حد است. اگر پولي نداشته باشد بصورت قرض خريد مي كند و در اولين فرصت به باز پرداخت آن مبادرت مي ورزد. شنيدم چند ماه پيش همين انسان مؤمنه ، هنگام عبور از بازار مبلغ 5 هزار تومان پول پيدا مي كند.آن را از زمين برمي دارد. اين مقدار وجه نقد مي تواند به درد او بخورد. گوشت بخرد و يا ساير مايحتاج خويش را تهيه نمايد. اما بر او وجدان حاكم است.دلش راضي به خرج آن نمي شود. او اعتقاد دارد. وجدان او جهت دار است. گذر خويش را به مغازه اي كه مشتري آن است مي اندازد. پول را به صاحب مغازه مي سپاردو بجدمي گويد:‍ اين را من پيدا كرده ام تقاضامندم اگر كسي سراغ گمشده اش را گرفت وجه را برگردانيد.

نتيجه گيري از خاطره

پيرزنان وپيرمردان بي چيز و نداري كه مناعت طبع و عزت نفس بالايي دارند و تعداد آنان روز به روز كاهش مي يابد، در فضاي معنوي مطلوبي پرورش يافته اند. بر قله هاي عظمت دست يافته اند و حلال و حرام را مي شناسند. رژيم طاغوتي شاهنشاهي با زور و سرنيزه نيز نتوانسته است ذره اي از اعتقاد اينان بكاهد.

نسل امروز عظمت خودرا از دست مي دهد. از نظر اخلاقي به پرتگاه سقوط نزديك مي شود و از اين روي زلال روابط و برخورد هاي امروزي كدر گرديده است. مگرآنكه با وقوف به اين خطرات،سر انگشت تدبير گرهها را باز كند.

رهيافت ها براي خروج از آسيب ها

راههاي پرسنگلاخ زندگي معاصر وباديه هولناك جنگهاي صليبي فرهنگي مارا ناگزير از آن مي سازد كه در تصميم گيري و تصميم سازي درنگ روا ندارييم. تهديدهارا به طور كامل شناسايي نموده و فرصتها را از دست ند هيم .

با تقويت وحفظ چشم اندازهاي بالقوه مطلوب فرهنگ غني خود ،براي فروپاشي ارزيابي هاي منفي ،دور نماي بالفعل سعادت حقيقي خود را با بر عهده گرفتن قصور و نوشتن آنها به پاي سهل انگاريها ارزاني جوانان و نو جوانان كنيم .

پيشگيري ودرمان از بالا به پايين بايد صورت گرفته و تعميم يابد تا بدين وسيله خود كنترلي ونظارت از دست رفته مانند خورشيد طلوع نمايد.

توجه به اين مقوله زماني حساسيت زايدي به خود مي گيرد كه افزايش كالاها وخدمات ،شيوع بوروكراسي،سلب اختيارا ت ازدستگاههاي نظا رتي و كنترل كننده،موازي كاريهاواز اين دست دراختيار صاحب منصبان است.اين ترتب گر چه نشانه صلاح مراكز قدرت و نه صلاح و فلاح رعيت است ولي شايد ربطي به عمدي بودن نداشته باشد .

در هر صورت پيشنهاد مي شود صادقانه و صامتانه  در هم نشيني با فقرا و رعايت  فاصله لازم  وضروري از اغنيا،پرهيز از تشريفات،رفاه زدگي و تجمل پروري ومهمتراز همه خويشتن داري در جناح بندي كه شق عصاي با همه بودن است،كوشيده شود.

از ديدگاه قانون اساسي نظام جمهوري اسلامي محصور شدن در هر نوع نظام دست وپا و گير وپيچيده نفي شده است.منشور ميثاق ملي در نظام بوروكراسي را كه زائيده وحاصل حاكميت هاي طا غو تي است طرد نموده است .

راهكارهاي ذيل نبز مي توانند ثمر بخش باشند:

1.جلوگيري از تخصيص بودجه ها به صو رت از هم گسيخته.

2.پاسداري از حقوق افراد جامعه وايستادگي در برابر حق كشي ها .

3.تحقق دعوت به خير توسط مسؤو لين در دو عرصه :دولت نسبت به مردم ومردم نسبت به دولت در راستاي اصل هشتم قانون اساسي .

4.رسيدگي به دارايي مسؤولين و همسر وفرزندان آنان توسط رئيس قوه قضائيه بر اساس اصل142قانون اساسي.

5.محكوم كردن جزم انديشي و مطرود ساختن سر كوفت و تحقيركردن .

6.تهيه اطلاعات وآمار جامع در خصوص آسيب ديد گان ،بدون  ملاحظه كاريها و عبور از محرمانه دانستن آنها .

7.معرفي متولي واحد و جلو گيري از اين دست و آن دست شدن و ايجاد انگيزه و روحيه و اعتبار لازم براي انجام امور  وثبت وضبط آنها بطور كامل .

8.متقاعد ساختن سيستم  بانكي به كاهش نرخ بهره هاي سهم.

9.ايجاد فرصت هاي شغلي دايمي و نه مقطعي و بالا بردن در آمد عامه.

10.مقابله با رانت خواري در همه اشكال آن.

11.مجاب نمودن مسؤولين  به اعطاي تسهيلات تبصره اي قوانين بود جه هاي  سالانه  به افراد درستكار ،راستگو ونيازمند  براي قطع دست سود جويان و فرصت طلبان.

12.بر خورد با مديريت هاي سياسي جريانگر .

13.استوار ساختن خدمات بر شالوده رضايت مندي مردم .

14.استحكام بخشيدن باورهاي ديني و اسلامي با پياده كردن صحيح احكام خصوصا اقتصاد اسلامي .

15.ترويج مباني ديني با روشهاي نوين.                                      

                                              منابع و مآخذ

1.آسيب شناسي اجتماعي ايران« جامعه شناسي انحرافات» دكتر مجيد مساواتي آذر،1374

2.آسيب شناسي اجتماعي و جامعه شناسي انحرافات، محمد حسين فرجاد، دفتر تحقيقات وانتشارات بذر1370صص26و31

3.پاسدار اسلام شماره هاي13و57صص18و47

4.تفسيرهاي زندگي ،ويل وآريل دورانت، ترجمهابراهيم مشعري، انتشارات نيلوفر،صص18و129

5. رسالت امروز ما، علي قائمي صص7و10و15

6. روزنامه اطلاعات شماره هاي متعدد

7. گزارش گروه كار كارشناسي تامين اجتماعي و حمايت از اقشار آسيب پذير، پائيز1381

8.مجله روزهاي زندگي سال9، شماره181 ص31

9.مقاله آسيب هاي اجتماعي وتبيين هاي جامعه شناختي از آن ، شازمان بهزيستي اردبيل، معاونت امور اجتماعي، رحيم يونسي حمزه خانلو، آذر79ص8

10. مقدمه بر جامعه شناسي، جوزف روسك ورولند واروون، ترجمه بهروز نبوي و احمد كريمي ، انتشارات كتابخانه فروردين1355،ص174

 



1-     رسالت امروز ما، علي قائمي، صفحه 7

2-     آسيب شناسي اجتماعي ايران «جامعه شناسي انحرافات»، دكترمجيد مساواتي آذر، 1374، صص 3و4

 1-مجله روزهاي زندگي ، سال9، شماره181صفحه31

3-     رسالت امروز ما، علي قائمي صفحه10

4-      همان صفحه 15

2-      همان صفحه31

2-   همان                                                                                                                                                                                                                                                                                                                     

2-      همان                                                                                                                                                   

  

1-     آسيب شناسي اجتماعي ايران (جامعه شناسي انحرافات)، دكتر مجيد مساواتي آذر ،1374صفحه440 

2-      ضميمه اطلاعات ، سه شنبه 20آبان 1382صفحه8   

3-     رجوع كنيد: پاسدار اسلام، شماره 13 صفحه18

4-      آسيب شناسي اجتماعي ايران(جامعه شناسي انحرافات)، دكتر مجيد مساواتي آذر صفحه 125   

5-      اطلاعات، سه شنبه 20آبان 1382صفحه10                                                                                                                                                  

2همان، سه شنبه 13آبان 1382صفحه10

3رك : ضميمه اطلاعات، شماره 22857،1382،پنجشنبه6مردادصفحه8

3-     اطلاعات، شماره22865،1382، يكشنبه 16شهريور صفحه11

 1 – همان، يكشنبه 18اسفند1381صفحه11به نقل از نشريه هوما

2 – پاسدار اسلام ، محمدرضا حافظ نيا، شماره57صفحه47

 1-     اطلاعات، مسعود كيمياگر، دوشنبه28مهر82صفحه8

2-     پاسدار اسلام، شماره22صفحه19

3-      همان

        1 – آسيب شناسي اجتماعي ايران ، دكتر مجيد مساواتي آذر    ، انتشارات نوبل،1374صفحه68

2- گزارش گروه كارشناسي تامين اجتماعي و حمايت از اقشار آسيب پذير، كار گروه بهداشت،درمانو تامين اجتماعي آذربايجان شرقي، پائيز1381

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1391ساعت 7:25  توسط moharramfarzaneh  | 

سنگ باران بزرگان

اخیرا" دریک مسافرت ، کتابی را درمنزل یکی از بزرگواران مطالعه کردم به نام: عمرکوتاه نیست ماکوتاهی می کنیم. در صفحه 74مطلبی را خواندم که حیفم آمد آن را دراینجانیاورم. توضیح اینکه گردآورنده آن کتاب مسعود لعلی چاپ سوم1391بود.

نشانه ی یک جامعه مرده

بزرگی درخاطراتش می نویسد: دوستی داشتم که مردنکته سنجی بودوروزی به من گفت: وقتی بچه بودم خانه مان نزدیک ریل قطاربود وهرگاه که قطار ردّ می شد بچه ها با انواع سنگ به جان قطارمی افتادند. اما وقتی قطارمی ایستادجملگی مات ومبهوت عظمت وبزرگی آن می شدند واحترام عظیمی برای آن قائل می شدندو من حیران این مطلب بودم تاوقتی بزرگ شدم ووارد اجتماع شدم. دیدم این قانون کلی جامعه ی ماست ، هرکسی وهرچیزی تاوقتی ساکن است مورد احترام است ومورد تعظیم وتجلیل قرارمی گیرد. اما همین که به راه افتادویک قدم برداشت نه تنها کسی کمکش نمی کند بلکه باران سنگ است که به طرف اوپرتاپ می شود واین نشانه ی یک جامعه ی مرده است ، ولی یک جامعه ی زنده برای کسانی احترام قائل است که متکلم هستندنه ساکت، متحرّکند نه ساکن ، باخبرند نه بی خبر.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1391ساعت 8:25  توسط moharramfarzaneh  | 

تپه ی «دوزده باغیر» ؛ قدمتی به وسعت تاریخ

دریک سفر باستان شناختی ، به اتفاق شادروان استاد سید جمال ترابی طباطبایی مورخ وبزرگ ترین سکه شناس ایران؛ درتاریخ 27/8/78گذرمان به شهر زرنق افتاد . از سمت غربی  وبعد از پشت سر گذاشتن « قوری چای» که در جوار محوطه ی تپه واقع است به زحمت از شمال غربیِ« دوزده باغیر» وجنوب غربی تپه ی « سوپان لی» وارد محوطه شدیم در حالی که در سمت شرق ودرست روبروی ما تپه ی مصّلی قرار داشت. تپه ی  بلند قامتِ دوزده باغیر حدود 50 متر از حوزه ی رودخانه ی پیرامونی مرتفع است. یک دستگاه بیل مکانیکی که تعلّق به شهرداری زرنق داشت مشغول خاکبرداری بود. شهرداری بدون توجه به تاریخی بودن وارزشمند بودن محوطه، بااستفاده از بیل مکانیکی خسارت پنج درصدی  را متوجه تپه کرده بود. این خاکبرداری شالوده ی سازه های باستانی راآشکار نموده ولایه های چندگانه ای رابرابر دیدگان ما قرارداد. درسطح زمین بنابه درخواست استاد ترابی وحاج آقا محمود رنجبر ترانشه ای ایجادشد. این خاکبرداری شالوده سازه های باستانی راآشکارنموده ولایه های چند گانه ای رابرابر دیدگان ما قرارداد.درسطح زمین ،بنا به درخواست استاد ترابی وحاج محمود رنجبر ترانشه ای ایجاد شد. این نخستین کاوش علمی وصادقانه بود که این تپه به خود می دید. طولی نکشید که درعمق یک متری به ساروج رسیدیم . بااینکه بیش از سه متر قبلا" خاکبرداری شده بود دراین عمق، زمین از سطح خاک بکر فاصله ی زیادی داشت . ابعادِ حجم خاکبرداری شده ،نگرانی باستان شناس مشهور آذربایجانی رابرانگیخت. مرحوم ترابی که خدا روحش راشاد کند بلافاصله دستورداد کار متوقف شود. از صاحب بیل مکانیکی خواسته شد به دلیل اهمیت موضوع دراین محوطه ،هیچ گونه خاکبرداری به عمل نیاید. آنچه که ما درآن لحظه شاهد آن بودیم آثار ارزنده ای بود مشتمل بر چند لایه از دوران باستان. عمر قدیمی ترین لایه ی آن به نیمه ی اول هزاره ی قبل از میلاد می رسید. پرسه زنی تاریخ وتمدن به وضوح در«زرنق» قابل مشاهده بود. مرحوم استاد ترابی آثاری از دوره ی اشکانی رامورد شناسایی قرارداد. آثاری از آل بویه رابه  دست آورد واطمینان داد:« تپه ی دوزده باغیر، یکی از غنی ترین حوزه های فرهنگی – تمدنی است».

می بینید که تااینجا بررسی های اولیه ی باستان شناختی ِ انجام گرفته توسط استاد ترابی طباطبایی سابقه ی تاریخی وتمدنی آن رابه بیش از 2500سال می  رساند. آجرهای خام ِ خشتی ِضخیم ِ دوران هخامنشی سراز خاک برآورده بودند. دیواره ای که دربرابر ما قرارداشت گمانه زنی های مختلفی را موجب شد. مشخص نبود که چراوچگونه این محوطه،  خالی از سکنه شده است؟علت یابی این پدیده؛ نیاز به کاوش های تیم های باستان شناس خبره داشت . درآن هنگام برای ما معلوم نبود که ساکنان قدیمی این تپه ، درکجا غیب شده اند؟ ولی داده های باستان شناختی ِاولیّه، دربخشی حکایت از سیل داشت. دربخشی تخمین زده می شد که خانه ها براثر زلزله روی هم توده شده اند. ودرقسمتی دیگر خاکسترها وسیاهی های به جای مانده از آتش داد می زد: که زاییده ی  لهیب سوزان اند. به هرحال موضوع به مسوولین شهر زرنق ، نیروی انتظامی هریس، ومیراث  فرهنگی گزارش گردید. این کشف ونام کاشف آن متاسفانه بر سر زبان ها نیفتاد . راقم این سطور درزمستان 1378درصفحه ی135 کتاب« شهرستان هریس وجلوه های طبیعی ، اجنماعی آن» به اختصار ازاین موضوع ِ مهم رونمایی کردم. آبعاد آجرها را12*35ومشخصات قطعه ی  هنری آل بویه را دارای نقوش دایره وار با لعاب کشک لبویی  نوشتم .اما بعداز 13 سال ودرست بعد ازآن که خیلی از فرصت ها از دست رفته است نهادهای مربوطه  اعلام می کنند که گزارش های مردم زرنق باعث وارد عمل شدن سازمان به شناسایی  شده است . گو اینکه این گزارش ها مسبوق به سابقه نیست وگویا تنها اوایل سال جاری پرده از واقعیت تلخ حفاری های غیر مجاز کنار رفته است . همانطور که اهالی شریف زرنق به عنوان همیاران یگان حفاظت سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی وگردشگری  معرفی می شوند واز حساسیت آنان قدردانی می گردد- که به جا هم هست-  چرا نباید از استاد ترابی وحاج رنجبر وبنده سخن به میان آید؟!. تصور نکنید که محتاج قدردانی هستیم اما گلایه مندِ بی توجهی ومعترض به قدرنشناسی هستیم . همین  بی توجهی است  که تاریخ مارا به باد می دهد وهمان بی توجهی، موجب گمنامی افراد خدوم این مملکت می گردد.

خلاصه چند سال پیش غم انگیز ترین خبر به گوشم خورد. باابراز نگرانی از شرایط به وجودآمده ؛ درروزنامه ی  اطلاعات باچاپ مطلبی خواستار ممانعت از حفاری وخاکبرداری از تپه ی دوزده باغیر شدم. ترتیب اثر ی داده نشد. تااینکه یک روز؛ داستان گود برداری های غیر مجاز انتشار یافت. باز از کنار قضیه بابی خیالی گذشتند . اواخر نیمه ی اول سال جاری (1391) یک تیم کاوش وباستان شناسی وارد منطقه شد. درلایه نگاری  های  صورت گرفته سفال های 6500ساله به دست آمد . به نقل از آقای تراب محمدی رئیس شورای ثبت آثار تاریخی وفرهنگی آذربایجانشرقی  درفهرست آثار ملی، به سرعت منتشر شد: « کشف سفال های سبدی با شاموت خمیری گیاهی ، قدمت این تپه راتااواخر دوره ی نوسنگی ثابت می کند.»

این درحالی است که کاوش ها محدود به قسمت جنوبی تپه که مشرف بر شهر زرنق است متمرکز گردیده واز آنجاکه اینجانب بعداز آغاز کاوش درتپه حضور یافتم به وضوح دیدم که بیش از سه – چهارم محوطه ازبین رفته وباپنجه های لودرهاوبیل مکانیکی ها ، بریدگی های کلی به جان خریده اند.

طبق اظهارات سرپرست تیم کاوش ، لایه ی ابتدایی این تپه متعلق به صدراسلام ولایه های بعدی به ترتیب به کشف آثاردوره های ساسانی ، دیواردفاعی باپهنای حدود9متربایک برج مدور، لایه های دوره ی هخامنشی ، عصرآهن ودوره های مختلف مفرغی منجرشده است.

سفال های مفرغ قدیم، درفش های استخوانی وابزارسنگی، اجاق های مربوط به عصرمفرغ، سرنیزه های آهنی ، اشیاء وآویز های مختلف مفرغی آثاری است که دراین تپه شناسایی شده وبه دست آمده است.

حتی قول داده شده که سایت موزه ی تپه ی تاریخی «دوزده باغیر» راه اندازی شود که امیدوارم این امر به این زودی ها تحقق یابد.

زرنق که درقدیم به  زرنک معروف بوده وبه لاتین به دو صورت zarnagوzarnaghنوشته  می شوددرلغت  به معنی یک جرعه آب است. شهر زرنق که در اوایل سال 1372ازروستا به شهر تبدیل شدبامختصات جغرافیایی 50درجه شرقی و16و36درجه شمالی یکی از شهرهای شهرستان هریس در استان آذربایجان شرقی است. این شهر تامرکز استان یعنی تبریز 80 کیلومتر فاصله دارد . بر اساس سرشماری  سال 1385زرنق جمعیتی معادل 4766نفرداشت اما جمعیت این شهر رادرحال حاضر تا 7000هزار نفر هم تخمین می زنند. مردم این شهر به زبان ترکی آذربایجانی صحبت می کنند وره  آورد این شهر فطیر (نوعی شیرینی) وشیرین دَن (نوعی خیار)می باشد. از مناطق دیدنی زرنق می توان به مسجد جامع زرنق وتپه باستانی دوزده باغیر اشاره کرد.

18/11/91

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1391ساعت 13:22  توسط moharramfarzaneh  | 
800x600

خيمه گاه وتل زينبيه دركربلا

محرم فرزانه

درسمت جنوب غربي حرم مطهر حسين بن علي (ع) ودرفاصله 250 متري آن ؛ بهترين بستر (خيمه گاه) براي نجواهاي عاشقانه گسترده است . خيمه ها وچادرهاي كشتي نجات وياران او دراين محل برافراشته بوده البته الان بنايي كه ساخته شده است داراي قدمت چنداني نيست ولي نمادي از خيمه هاي افراشته ، درحادثه عاشوراست . چهاربيت زير درپيشاني سنگ مرمري بالاي درِ ورودي خيمه گاه نقش بسته است :

يازائرا" خيم الحسين بكربلا         طف في جوانبها مع ساجم

فاذا وصلت الي خيام بني الهدي    اهل الفضائل من سلاله هاشم

واذكر ابالفضل المضرج بالدما     وعلي الاكبر ثم القاسم

واذكر حسين السبط لما قد هوي     فوق الصعيد ولا يري من راحم

يعني : « اي آن كه به زيارت خيمه گاه حسين دركربلا آمده اي ؛ اطراف آنرا با چشم گريان طواف كن . آن گاه كه به خيمه گاه هدايت واهل فضيلت نسل بني هاشم رسيدي ؛ ابوالفضل (ع) خون آلود و علي اكبر وقاسم را به ياد آر. وازامام حسين يادي كن كه برروي خاك افتاده وكسي به او رحم نمي كند».

اين ابيات جانسوز به پيشواز زائر مي آيند ومسلم است كه آتش بر دل مي زنند .وارد خيمه گاه كه مي شوم ، به غروب روز عاشورا مي انديشم :

نهيب طوفان ِ حيدري زينب ؛ درغروب خونين روز عاشورا بردل كفار اثر نمي كند . ددمنشان باآتش زدن خيمه هاي آل طه، ستون هايي از آتش ودود بلند مي كنند . بچه ها دوان برخارهاي صحرا باپاهايي برهنه با هجوم بي رحمانه مواجه مي شوند . اسب بي سوار فرزند رسول خدا كه بايال خونين خبر شهادت حسين (ع) رارسانده بود معلوم نيست دركجاست ؛ ضربات تازيانه برسر زنان وكودكان فرود مي آيد . فريادهاي استغاثه وشيون ازهرسويي مي جوشد غوغاي شادمانه وهلهله سنگدلانه سپاه يزيد مانعي است برجلوگيري از مصيبت. زينب با اين همه سختي ومرارت نمي لرزد . ازاين به بعد اورهبر مبارزه خواهد بود . زينب پوزهء كفررا به خاك خواهد ماليد.

« خيمه گاه امروز[ي] محوطه اي است كه اطراف آن حجره مانند است ودروسط محوطه بنايي نمادين است كه از جلو؛ حالت تنظيم خيمه هارا مي رساند وداخل آن جايگاه خيمه امام حسين ومحراب آن حضرت وخيمه امام سجاد است . درگوشه  صحن اين خيمه گاه ؛ خيمه گاه حضرت قاسم قرار دارد. ( فرهنگ عاشورا ، جواد محدثي ؛ ص184) .

جايگاه خيمه هاي امروزي كه نقشه آن راتقديم مي دارم ظاهري ناهمگون بابرخي منابع دراختيار زائر قرار مي دهد . اين اختلاف به كيفيت خيمه هاي حسيني درروز عاشورا برمي گردد .

تل زينبيه

آمدن به كربلا اگر تنها يك بهانه داشته باشد آن بهانه مي تواند « تل زينبيه » باشد تاآدمي فقط براي لحظه اي ازبلنداي اين تل چشم بدواند وگودي قتلگاه راديدبزند وآنگاه به عقب برگردد وخودرابه جاي زينب (س) بگذارد وبفهمد كه دختر اميرالمؤمنين وحضرت فاطمه زهرا(س) چگونه به چشم خود نظاره گر بريده شدن سر برادرش بوده است . پيكر خونين برادر رادرقربانگاه مي بيند وپيكر چاك چاك از سمكوب اسبان رامي نگرد . چه كسي رامي توان درطول تاريخ بشر درصبوري باعقيله بني هاشم مقايسه كرد . او "قهرمان غم" است . ازبالاي اين تپه زينب كبري سلام الله عليها كه مشرف بر شهادتگاه شهداست صحنه هاي رزم را مشاهده مي كرده است .

تل زينبيه در20 متري سمت غربي كشتي نجات امت باارتفاع 5متراز كف حرم واقع است . برروي اين تپه فعلا" مسجد كوچكي بنا شده است .  

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم بهمن 1391ساعت 17:24  توسط moharramfarzaneh  | 
800x600

حرم باصفاي حضرت ابالفضل (ع)

وكفين( محل قطع دستهاي قمر بني هاشم )

محرم فرزانه

 

...باب امام حسين (ع) انتظارمان را مي كشد . فاصله 500متري حرم امام حسين وحرم عباس طي مي شود .يك عمر باخود گفته بوديم :

وئرنده غم منه اوز هرمكاندا آغلاميشام

دويونجا آغلاماغي كربلايه ساخلاميشام

 عظمت حرم عباس وجود مارا فرا مي گيرد . ايوان غربي (بالاسر) ماراحيرت زده مي كند . بهت زده گوشه ايوان جنوبي (طلا) راردّ مي كنيم . فضاي عزت آميزي حال وهوا را دگرگون مي كند . اين چه فضايي است ؟ غم واندوه رخت برمي بندد . هرچه به خود فشار مي آورم گريه كنم، نمي شود . جوّ عوض شده است . حرم عباس آدم راسبك مي كند . مشت مشت غرور براعضا وجوارح مي پاشد . اينجا فرودگاه سربلندي وسرافرازي است . صريح ِ صريح دركنارضريح ؛ باخود مي گويم :« بخت بسياري ازافراد براي رسيدن به اين حرم بلند نيست ؛ رازهاي تلنبار شده ام چگونه به يكبار فرو خورده شدند ؟ » .

انگار ماندگارترين اثر حيرت افزايي كه اين مكان نوراني به مسافر مي بخشد همين دريافت عزتمندي است . ابالفضل العباس روسفيد است . سخن امام حسين (ع) درنهم محرم سال 61 هجري راتقديم عباس ميكنم :« بنفسي انت ». جانم به قربانت .

فخر دنان چهرهء بشّاش خود را نشان مي دهد . باروم شده ، بي جهت فرزند  ام البنين راحيدر كرّ ار عباس انتخاب نكرده است . دركتاب قهرمان علقمه پرده از اين راز كنار زده شده است :«نوزا د ام البنين همان است كه پدر مي خواهد وپدر همه آرمانهاي خداپسندانه خودرا درسيماي نوراني قمر بني هاشم مي خواند وبه همين جهت نامش را عباس مي نهد ... قمر بني هاشم دربرابر قواي اهريمني دشمنان اهل بيت عبوس بود وبه سركرده ها وابطال آ نها فرصت نمي داد كه نفس بكشند وخودرا براي حمله يا دفاعي  آماده سازند نمي دانم اجازه دارم كه عباس را نه بسيار عبوس بلكه بسيار عبوس كننده معني كنم . يعني اويگانه كسي است كه دشمن را درميدان جنگ عبوس مي كند وآرامش ورمق رااز او مي گيرد . جنگ قهرمانانه او در روز عاشورا؛ قلوب دشمنان رابه تپش درآورد واميد به زندگي رااز آنها سلب كرد وچهره آنها راعبوس وغمگين ساخت ».

راز جدايي حرمين

اينكه چراميان پيكر مطهر ابوالفضائل وحسين بن علي (ع) واجساد شهداي ديگر جدايي افتاده داستان غم انگيزي است . برخي منابع همانند تاريخ طبري وارشاد شيخ مفيد گزارش داده اند كه امام حسين براي استقرار شهيدان خيمه اي آماده كرده بود . دراين خيمه اجساد شهداي بني هاشم نهاده مي شد گرچه اجساد شهيدان غير هاشمي به اين مكان رسانده نشد وبه قول شمس الدين دركتاب " انصارالحسين" : شايد اين نظر كه اجساد شهيدان غير هاشمي درمكان ديگر قرارداده شده، براين اساس باشد كه امام حسين (ع) نتيجه نبرد را ارزيابي كرده واز پيش آگاه بوده كه سرهاي شهيدان به زودي قطع خواهد شد واين مساله مشكلاتي رادرشناخت هويت شهيدان كه آيا ازهمراهان وياران امام هستند يااز خاندان او، ايجاد خواهد كرد . براين اساس ، امام دو مكان رادرنظر گرفت تادريكي اجساد شهيدان بني هاشم رانگهداري كند ودرديگري اجساد شهيدان ديگررا».

بااين وصف مي بايستي ماه بني هاشم نيز دراين خيمه كنار ساير شهيدان بني هاشمي باشد ولي اين گونه نيست . آيت الله جوادي عاملي برداشت وتعبير حكيمانه اي دارند :« نكته قابل توجهي كه دراينجا وجوددارد پاداشي است كه خدادرمقابل آن ايثارها به حضرت عباس(ع) داده است وآن ارائه مقام وموقعيت آن حضرت درهمين دنيا به زائران ومشتاقان اوست . به حسب ظاهر بدن عباس (ع) قطعه قطعه شد وامام حسين (ع) بدين جهت يابه خاطر وصيت آن حضرت اورابه خيمه ي دارالحرب منتقل نكرد ودرنتيجه بدن او جدا از اجساد شهداي ديگر دفن شد. ليكن خواست خدابراين  تعلق گرفت كه سردارسرافراز سپاه امام حسين(ع) جداازبقيه ي شهدا دفن شود تا حرم وبارگاهي جداگانه ، زاير وزيارت مخصوصي داشته باشد ومورد توجه ويژه مشتاقان قرارگيرد وازآن طرف كرامت هاي خاصي ازاو وحرم مطهرش ظهورپيدا كند وبالاخره همانطور كه حيات ، رزم ودلاوريهاي او درميان سربازان حسيني از برجستگي ويژه اي برخوردار بود مضجع شريف ومرقد منوّر او نيز اين برجستگي ويژ ه رادرميان ساير مضاجع ومراقد مطهر داشته باشد . درحالي كه اگر دركنار ساير شهدا دفن مي شد ، هرگزچنين  برجستگي   راپيدا نمي كرد وتحت الشعاع مجموع شهيدان قرار مي گرفت».

مقام كف العباس (ع)

درشمال شرقي حرم مطهر حضرت ابوالفضل (ع) بين محلهء باب بغداد وباب الخان نزديكِ باب محمد الجواد (ع) حرم عباس داخل بازاري تنگ ؛ مكاني مقدس است درابتداي كوچه «الصخني» كه پنجره اي برنزي دارد . نقاشي روي ديوار دو ساعد بريده شده رانشان مي دهد . نوشتهء زير آن چنين است :

« دراين محل دست  [ راست ] ابوالفضل (ع) [ توسط يزيدبن رقاد جهني ] قطع شده است».

درديوارهء اين زيارتگاه اين دو بيت فارسي هم چشم ها رابه سوي خود فرا مي خواند :

افتاد دست راست خدايا زپيكرم              بردامن حسين برسان دست ديگرم

دست چپم به جاست اگر نيست دست راست      اما هزار حيف كه يك دست بي صداست

اين محوطهء مقدسِ محقر ؛ داخل درخانه اي است كه دربالايش نيز واحدي مسكوني قد كشيده وبي ريخت مي باشد .

مقام دست چپ ابوالفضل(ع)

درميانه مدخل بازار الخان؛ مناره اي است با پنجره هاي برنزي وحاشيه هاي آيينه كاري شده كه ادعيه واشعاري نيز درخود دارد . اشعار عربي مال شيخ محمد سراج مي باشد . دست چپ جناب ابوالفضل العباس(ع) دراين جايگاه از بدن جداشده است . اشعاري عربي زير بركاشي هاي مناره مقام دست چپ عباس نقش بسته است:

ان في هذا المكان انقطعت           يسره العباس بحرالكرم

هيهنا يا صاح طاحت بعد ما          طاحت اليمني بجنب العلقمي

اجردمع العين وابكيه اسا             حق ان تبكي بدمع عن دمع

يعني : « دراينجا دست چپ درياي كرم  عباس بريده شدواين بعد از قطع دست راست دركنار نهر علقمه بود . عباس خون خودراداد وحق آن است كه تو برايش بگريي وخون بباري».

محل قطع شدن دست راست ودست چپ عباس كه « كفين » خوانده مي شود بهترين جا براي تكرار اين رجز آسماني است :

والله ان قطعتم يميني                     اني احامي ابدا" عن ديني

وعن امام صادق اليقين                  نجل النبي الطاهر الامين

يعني : به خداسوگند اگر دست راست مرا قطع كرديد ؛ بدانيد من همواره از دين خويش وازامامي كه يقينش صادق است ويادگار پيامبر الهي است دست برنمي دارم». 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم بهمن 1391ساعت 17:23  توسط moharramfarzaneh  |