X
تبلیغات
باغستان محرم فرزانه

من بسیجی نیستم !                   محرم فرزانه

من بسیجی نیستم اگر: حق رابه حق دارندهم ، حامی مظلوم نباشم، خیرخواه دیگران نگردم برسرمیزریاست نای دفاع ازانقلاب رادرمقابل سلطنتی ها نداشته باشم،تابرسردسته گل مسند قدرت بنشینم دم فروبندم.

من بسیجی نیستم اگر: نسنجیده حرف بزنم ، بددهن باشم ، ازعهده کارهای محوله برنیایم ، زبانم به تهمت وافترا گشوده شود، ازخودراضی باشم ویادلهارابا گفتاربی منطق بیازارام، ویاباتمایل به دعواوبه پاکردن های وهونام خودرابرسرزبانهابیندازم.

 من بسیجی نیستم اگر: شهرت طلبی ، ساختارشکنی ، افراط وتفریط، منیت، خودبینی ، خودستایی وضعف علمی داشته باشم ، یانهایت آرمانم رسیدن به گروه ویاکسب درصدباشد، یادراثرجوّزده گی تحت تاثیر القائات قرارگیرم ، یاتعصب درعقیده وجمودفکری داشته باشم.

من بسیجی نیستم اگر: عیب کسی که حق دیگری راسلب نموده نگویم ، کاربیهوده برای خنداندن مردم انجام دهم، بندگان خدارامسخره نمایم ، مشوق "شعبان بی مخ" های زمانه باشم، شعارزدگی بربایستگی هایم پرده افکنده باشد.

من بسیجی نیستم اگر: ظاهرگرا، تهی ازاستقلال رای،خودزن  ومقدس نماباشم ودرتمتعات زندگی سرازپانشناسم وبه هرچیزسطحی وروبنایی نگاه کنم.

من بسیجی نیستم اگر: توجیه عقلانی برای ریاست طلبی که عامل اعراض ازحق است بتراشم اگرحسد راکه جلوه خودپرستی است وآرزوی زوال نعمت ازبرادر دینی کردن است برگزینم. اگرعزت نفس راباقبول ذلت وبندگی دیگران ازدست بدهم وعزت مند ودریک کلام عزیزالنفس باقی نمانم.

من بسیجی نیستم اگر گوش شنیدن نداشته باشم:گوش شنیدن حرفهای مخالفان وانتقادمنتقدان.

من بسیجی نیستم اگرچشم دیدن نداشته باشم : چشم دیدن بزرگواری دیگران ، علم وهنرنخبگان، اعتمادبه نفس برادران ومردمی زیستن همنوعان؛ بسیجی نیستم اگردریچه ذهنم رامسدود کنم تا نه چیزی راببینم ونه فکرم رابه کاربیندازم .

من بسیجی نیستم اگر: مصلحت سرم نشود ، مشورت رانپسندم ، خودراپاکیزه ترین بدانم، به چشم حقارت به سایرین بنگرم ، خادم رانشناسم، خائن راتاییدکنم.

من اگر به اقتضای رسالت بسیجی  تن دهم بسیجی هستم

بسیجی ِ ماندگارترین یادگاربنیانگذارانقلاب (ره) 20/11/86



تاريخ : یکشنبه نوزدهم آبان 1387 | 6:51 | نویسنده : moharramfarzaneh |

مهجوريت حقوق مولفان

اشاره: نگاهي هرچندكوتاه به قانون حمايت ازپديدآورندگان، پرده ازمهجوريت آن برخواهدداشت .طرح بحث مورد نظرنه ازاين روي كه لزوم بازنگري درحقوق مولفان راخاطرنشان سازد وازدگرديسي ساختاري متن سخن براندبلكه براي رعايت اختصارواكتفابه برداشت هاي غيرمعقول ازاين مقوله بسنده مي كندتاحقوق دانان ازنگرش انتزاعي دراين حوزه پرهيزنموده ودرچارچوب هاي حقوقي وقانوني؛ نه سليقه اي وشخصي به صدورحكم وايراد قضاوت اقدام نمايند.

تاريخچه

درسال 1348قانوني مدون باعنوان «قانون حمايت ازحقوق مولفان ومصنفان وهنرمندان» درمجلس شوراي ملي به تصويب رسيدكه نكات مثبت بي شماري درآن،ازنقص حقوق مالكيت فكري وعلمي ممانعت به عمل مي آورد. قانونگذاربااين مصوبه برحفظ حريم استعدادهاي فردي همت گماشت وكساني كه دود چراغ مي خوردند ودرراه فرهنگ جامعه وحفظ هويت اين سرزمين اهورايي استخوان مي شكستند احساس اطمينان كردند.

حق چاپ محفوظ

حقوق پديدآورندگان (copyright) كه گاه حق چاپ ياحق نشرياحق تاليف خوانده مي شودبيانگرمجموعه ضوابطي است كه حق تكثيرونشرآفرينه اي(اثري) رابرمي گيرد(c) علامتي جهاني براي حق چاپ است ودركشورماعمدتابراي بيان حق چاپ ازجمله معروف« حق چاپ براي مولف ياناشرمحفوظ است» استفاده مي شود. ذكراين جمله درصفحه حقوقي  جدي گرفته شدن پديدآورندگان راشفاف بازگومي كند.

مشروع بودن حق طبع براي مولف

ايجاد امنيت ودفاع ازحيثيت شغلي وكاري هنرمندان موردنظر قانونگذاربوده است لذااين عمل اشتياق به تحقيق رادرمحقق افزوده وپديدآورندگان آثاررابه خلق تاليفات وآثاربديع وبيشترتشويق نموده است. حرف برسراين نيست كه اين مرجع قانوني باتوجه به رويدادهاي جديدوفن آوري هايي جديدبايد افزوده هايي داشته باشد. پيشترنيزدراين موردسخن به ميان آورديم امابه جهت ضرورت به نظرمي رسد كه حق همين مقدارهم ادانمي شود ونشده است. زماني كه حق طبع ونشراثر، محفوظ ومنحصربه پديدآورنده شدبيش ازچهارسال نگذشت كه درسال 1352قانون ترجمه وتكثيركتب ونشريات وآثارصوتي به عنوان مكمل مورد تصويب قرارگرفت . هنگامي كه انقلاب اسلامي به پيروزي رسيد ديري نپاييد كه بحث تطبيق قاعده وقانون هاي قبلي درخصوص حق طبع براي مولف موردايرادقرارگرفت وازنظرشرع داراي اشكال دانسته شد. بااين جريان فكري دراعمال قانونهاي حمايتي ازمولفان ، مصنفان وهنرمندان ترديد وتعلل واردميدان شد. شوراي نگهبان نيزنظرخودرامبني برشرعي ياغيرشرعي بودن قانون روشن نساخت واين امربه نوبه خودبرترديدها افزود. اماوزيرفرهنگ وارشاد اسلامي نظررياست قوه قضاييه يعني آيت الله يزدي رادراين خصوص باارسال مكتوب جويا شد.آيت الله يزدي طي جوابيه اي براعمال قوانين سابق تاكيدكردوملاك عمل همان قاعده وقانون قبلي شدوبرمشروع بودن حق طبع براي مولف وحفظ حقوق مولف صحه گذاشت . هنوزهم اين قانون كه به سهم خويش قانوني فراگيراست ؛لازم الاجرا مي باشد.

برداشتهايي نادرست

بااين حال بايدگفت درحوزه هايي درمواقع سودجويي برخي ناشران وافرادنتايجي به بارآمده است كه مايه تاسف مي باشد. ذيلاضمن آوردن مواردي ازقانون جاري ؛ برداشتهاي ناصواب رانيزبراي روشن شدن كامل بحث ونتيجه گيري  موردتوجه قرارمي دهيم: قانونگذارهيچگاه درقانون موردنظر عبارت «گردآوري» رابه كارنبرده است . درقانون حقوق مولفان ماده يكم به آنچه ازراه دانش ياهنروياابتكارمولف ومصنف وهنرمندپديد مي آيد بدون درنظرگرفتن طريق ياروشي كه دربيان وياظهوروياايجادآن به كاررفته«اثر» اطلاق مي شود. درماده دوم همين فصل، كتاب وجزوه وهرنوشته ديگراثرهايي هستندكه موردحمايت ذكرشده اند . معلوم نيست برخي درپي چه هستند كه قانوني به اين روشني رادستمايه تامين عدالت قرارنمي دهند چنانچه ديده مي شود كتاب بدون درنظر گرفتن راه بيان ياظهوروياايجاد؛ زيرچترحمايت قرارگرفته است وآيامثلابدون مراجعه به منابع ومآخذوآراء ونظرات ديگران مي توان به اظهارنظر پرداخت؟ وآيا روش تحقيق راهي جزاين رامي پذيرد؟ پس چگونه است كه بااطلاق لفظ«گردآوري» دست ردبه سينه حق خواهي كه موردظلم قرارگرفته زده مي شود؟ آياقانون مالكيت اشخاص درملك شخصي خويش مي تواند بااين خدشه كه موادومصالح توسط مالك به دست نيامده ياجوشكاري توسط اوصورت نگرفته يابنا توانسته ساختمان رابنانهد وازاين قبيل باايراد لطمه همراه باشد؟ مالكيت ملك وثبت آن به نام مالك باويژه گي هاي آن درگستردگي حجم فعاليت وتنوع، اصلي پذيرفته شده وسلطه اي قانوني است كه به طورانحصاري منافع رااختصاصي مي كند. مبرهن است كه شعروترانه وسرودوتصنيف واثرموسيقي ونقاشي وطرح وپيكره (مجسمه) وغيره هركدام جداگانه به خودي خودداراي اهميت اندوناگفته پيداست حق انحصاري نشروپخش وعرضه واجراي اثروحقوق بهره برداري مادي ومعنوي رابه اسم پديدآورنده دارامي باشندكه خوشبختانه به طوركامل مي توان گفت مدنظرقانونگذاربوده اند. همان گونه كه ازعناوين هويداست نظام تقنيني سال 1348هريك ازمحصولات فكري وعملي بشري راجداگانه قيدنموده تاازخلط آنهاممانعت به عمل آوردولي گهگاه ديده شده است كه في المثل آفرينش هرگونه پيكره يااثري معماري ياهنري دستي مصداق پديدآورنده شمرده شده وازاعاده حق نويسنده صرف نظر شده است. به سخن ديگرحقوقدانان وقتي باشكواييه صاحب اثري (كتاب) مواجه شده اند كتاب راجزواثرموردحمايت قانون حمايت ازحقوق مولفان ومصنفان وهنرمندان به حساب نياورده اند جاي تعجب است كه ازدوازده اثر موردحمايت  مذكوردرماده 2 فصل اول تنها يك مورد صادق درادعاي آنهاست بقيه چگونه موردتوجه قرارنمي گيرند؟ سؤالات بي شماري دراين خصوص به ذهن متبادرمي شود . ازجمله :اگرتنهاخلق يك اثرتجسمي ؛ پديدآورنده گي است پس درماده 7چگونه آمده است:« نقل ازاثرهايي كه انتشاريافته است واستنادبه آنهابامقاصدادبي وعلمي وفني وآموزشي وتربيتي وبه صورت انتقادوتقريظ باذكرمآخذدرحدودمتعارف مجازاست» .اين كه گمان مي شودازمجسمه مي توان نقل  به عمل آورديامآخذي راازآن ذكركرد بي گمان اشتباه است . ماده8؛ماده 9؛وماده10كتابخانه هاي عمومي وموسسات علمي وآموزشي ياوزارت اطلاعات ياوزارت آموزش  وپرورش رادرنسخه برداري ازراه عكسبرداري ياطرق مشابه ؛ پخش وانتشارقبل ازتصويب اين قانون يامورداستفاده قراردادن آنهارامجازدانسته است.  دركتابخانه ازراه عكسبرداري يانسخه برداري ؛ مجسمه به چه درد مي خورد؟آياوزارت اطلاعات دست اندركارخلق اثري معماري ياهنري دستي است كه عامل پخش وانتشارهم باشد؟ آياوزارت آموزش وپرورش كتاب درسي منتشرمي كنديادرمدارس به دنبال توزيع چيزديگري است؟ اين گونه مانع تراشي ازآن سياستهاي نادرستي است كه نفس راازاهل فكروانديشه مي گيرد. درصورت ارائه اثرتوسط خودمولف باشرط وشروط به ديگري ودرمقابل عدم عمل به تعهدتوسط ديگري وقتي مساله درمسيرقضايي قرارمي گيرد حكم برمنع قرارتعقيب صادرمي شود. مولف اگربدون تعهداثررادراختيارديگري قرارداده باشد كه شكايتي نخواهدداشت . درصورت اقدام به شكايت پرواضح است كه ازطرف مقابل، برصاحب اثرخيانت رواداشته است . دراينجامساله قرض وجوددارد. اگرمديون ازاداي دين شانه خالي كندطلبكاربه نحوي باقضاوت عادلانه مي تواندبه حق خودبرسدگيرم كه سندي هم دردست نداشته باشد. سياق ماده 23 فصل چهارم متجاوزين به حقوق پديدآورندگان به هرشكل ممكن رادرمعرض تهديدقرارداده است. برپايه آن :«هركسي تمام ياقسمتي ازاثرديگري راكه موردحمايت اين قانون است به نام خوديابه نام پديدآورنده بدون اجازه اوياعالماوياعامدا به نام شخص ديگري غيرازپديدآورنده نشرياپخش ياعرضه كندبه حبس تاديبي ازشش ماه تاسه سال محكوم خواهدشد .» وجودتضاددرصدورحكم كه نشات گرفته ازاستنادبه اصول ياموادمتضاداست  درقبال اين ماده نيزنموديافته است . گروهي برآنندكه اگرشركتي مطالب رابه نام خودياديگري چاپ نكرده باشد قرارمنع تعقيب مشتكي عنه موافق باموازين قانوني است . « ديگري» مي تواند يك شركت ؛ سازمان ، مجله ياسايت اينترنتي باشد. منفعت طلبي ديگران ضررمادي ومعنوي برصاحبان قلم واردمي كند. شركتي باسرقت مطلبي درجهت منتفع ساختن  شركت قدم برمي دارد .درتبصره يك بند10ماده 6فصل چهارم قانون مطبوعات سرقت ادبي به عنوان مخل حقوق عمومي چنين تعريف شده است:« سرقت ادبي عبارت است ازنسبت دادن عمدي تمام يابخش قابل توجهي ازآثارونوشته هاي ديگران به خودياغير.ولوبه صورت ترجمه.» براساس اصل ضمانت اجرايي قانون هرگونه تفسيرموسع ويابريده ازسرقت ادبي فسادانگيزبوده ومداقه درتبصره فوق هيچ دشواري وابهامي ندارد. دزدي همان بالارفتن ازديوارخانه ديگري نيست ، حقوق مولفي كه ديده نمي شود بارزترين دزدي مدرني است كه بازيرپاگذاشتن اخلاق هرروزشاهد آن هستيم. خالي كردن پشت نويسنده نمي تواند هم سوباموادواصول باشد كه هدف نهايي وغايي ازتدوين آن جلوگيري ازتصاحب ناعادلانه ثمرات تلاش هاي تحقيقي است . حتي تحريف هم پيگردبايدداشته باشد. خلاصه وقتي مطالب يك مولف به نام يك نامولف – هركسي وهراسمي كه مي خواهدداشته باشد- به چاپ مي رسد بايستي تحت تعقيب وپيگردقراربگيرد.

بهره سخن

انتظارنويسندگان چيزبيشتري نيست، اگرخواهان حفظ حرمت قلم هستنداين حداقل چيزي است كه مي توان به آنان ارزاني داشت . اكنون دربرخي مراكز، انتشارآثارمفاخرملي ،خارج ازقانون حمايت ازحقوق مولف موردبررسي قرارمي گيردتاازسودجويي برخي ناشران ازانتشاربه عنوان مثال «فرهنگ فارسي معين» جلوگيري به عمل آيد. اگرچنين نشودعرصه فرهنگ صورت هرج ومرج به خودخواهدگرفت .  كم اتفاق افتاده است كه نويسنده حاصل تلاش وكوشش خودرابه عنوان كالا  دردسترس قراردهد اما دسترنج سالها تلاش آنهابارها موردتجاوزقرارگرفته است . روانيست باجانبداري ازسودجويان ومنفعت طلبان خاطر اصحاب قلم رابه مخاطره افكند. البته به نظر مي رسدكه قصدديگري درقضاياي پيش آمده درميان نيست امانتايج بدي كه ازاين نگرشهاي غيرقابل قبول به دست مي آيد نه تنها دربهبود اوضاع واحوال موثرواقع نمي شود كه وضع رابدترازسال 1348مي كند. اگرپيشرفت هم نكرديم نبايد پسرفت داده باشيم.



تاريخ : شنبه هجدهم آبان 1387 | 6:36 | نویسنده : moharramfarzaneh |

هریس ؛ آوردگاه عزت وافتخار                                                                                                                                  

اشاره:

شهرستان هریس باارتفاع 1800  مترازسطح دریاووسعت2368/8    کیلومترمربع درشرق آذربایجانشرقی قراردارد. حدودغربی ازپنج کیلومتری شمال شرقی تبریزآغازوبه طول هشتادکیلومتربه سمت شرق کشیده می شود .این شهرستان ازشمال به اهر، ازشرق به مشگین شهر، ازغرب به تبریزوازجنوب به شهرستانهای سراب وبستان آبادمحدوداست. ازنظرتقسیمات کشوری دارای دوبخش مرکزی وخواجه ، پنج نقطه شهری (هریس ،خواجه،زرنق،بخشایش وکلوانق ) و97روستای مسکونی است.

وجه تسمیه

واژگانی مانند: ـ«هریز»،«اهریز» ، «اهریس »،« هی ریز» ،« اهرس »، «و  اریس» در وجه تسمیه هریس مورد بررسی قرار گرفته اند که در تطبیق  نامگذاری شهرستان با وضع موجود طبیعی  آن  عبارات هریز ، اهریز ، هی ریس ، و اهریس بسیار به علت نامگذاری  نزدیک هستند  چون : الف ) هریز یا اهریز کوهستانی رودخانه های چندی راداراست  ب ) (( اهریس )) گر چه  دارای وسعت 70 % جلگه ای است ولی آب وهوای کوهستانی راداراست  . ج) هی ریس شهری است که به  علت دارابودن خاک مرغوب ازپوشش گیاهی غنی برخورداربوده است.) اهریس هم پیداست که صادق است زیرا هریس حقیقتا  صاحب کوهستانی سرد است .

پیشینه تاریخی

در دو نقط از شهرستان هریس یعنی آیی قالاسی و قلعه روستای قلعه لر شیوه چیدن سنگها و آرایش آنها بسیار شبیه به نحوه کار اورارتوهاست . تصاویر برخی از سنگها ی تاریخی موجود در این  منطقه شبیه مجسمه های (( قوبول دره )) و (( سنت سرنن آیرون  )) فرانسه می باشد . گفتنی است این صنعت مربوط به عصر حجر و هزاره 2 یا 3 ق .م  است . سنگ قبور ( قبیر داشلاری )  ، میل سنگی ( میل داشلاری ) ،صندوق های سنگی ، مجسمه های قوچی ( داش هیکل لری )  ، شیر های سنگی ( داش آصلانلاری ) کتیبه ها ، طرحهای ترنج و سر ترنج، کادر بندیهای خطی ، اشکال بر جسته تیر و کمان ، شمشیر و خنجر ، نقوش هندسی ، گل و گیاهان خطایی و اسلیمی ، کتیبه های  خطوط کوفی و ثلث   حاوی آیات ، چه داستانهای ناگفته ای بودند که امروز در شهرستان هریس به علت یغمای آثار باستانی به ندرت از آنها می توان سراغ گرفت .

 

 

آثار باستای منطقه

بقعه شیخ اسحاق در روستای خانقاه ، گورستان مینق  و گورستان هیق ، قلعه روستای قلعه لر ، قلعه حووض لی ، آیی قلعه سی ، تپه باستانی (( دوزده باغیر )) زرنق ، برج

قدیمی و تونل طهماسب بیگ روستای نوجه ده ، گورستان تاریخی کلوانق ، قبرستان مهرام ، تپه قزلجه زرین ، روستا های خرابه در اطراف هریس ، اجاقهای روستاهای : هرزندیق ، شهرک بالا ، قراجه ، خرمالو ، دیبکلو ، جیغه ، کویچ ، افشرد ، شهرک پائین ، مقصودلو ، چمن زمین ، رباط شاه عباسی ، گویچه بئل و برج و باروهای اطراف برخی از شهرها و روستاهای  شهرستان ، سمبل های تاریخ و مدنیت مردمی هستند که ریشه در تاریخ دارند .

ویژ گیهای گردشگری

طبیعت چهار فصل ، تراکم جمعیتی پایین و بارش فراوان برف و باران برای شهرستان هریس هوایی سالم ، لطیف ، روح افزاوبدون آلودگی را به ارمغان آورده است . در این منطقه در هر دره ای آب جاری است و از هر قله ای چشمه ای سرازیر . یکی از جاذبه های طبیعی هریس که توجه هر گردشگری را به جلب می کند وجود کوههای بلند و آبشار های طبیعی مختلفی است که بویژه در فصل بهار روح نا آرام هر گردشگری را به خود جلب می کند وجود کوههای بلند،آبشار (( شیر – شیر )) روستای شیران و طبیعت  بکر اطراف آن ، آبشار (( میس دی قالاسی )) در میان صخره های تیز و کوههای مرتفع اسماعیل کندی ، دره و کوههای زیبا و آبشار (( گوروان در بندی ))

آبشار ساری بره باخزه و گیاهان آبزی و چشمه گوارای (( جاجیخ لی و قبله گوزلر و سوقالخان )) ،

گل بوته ها و دره ژرف و ترنم آبهای (( ساپلاغ )) و (( اوکوز داغی )) ، (( پیر داغی )) ، در بند خشکناب ، در بند و آبشار های متعدد تازه کند ، چاتلاق قیه  ، آغ بولاغ ، دورد بو لاغ ؛ یملیک لو ، دهنه دره سی چمن زمین ، باغات  قشلاق ها ، و دهکده توریستی و سیاحتی  هرزه ورز و سد ها یی همانند نهند ، آربطان ، پارام ، از قابلیتهای غنی و گسترده در زمینه های گردشگری اند .

مشاهیر و بزرگان

مشهور است که حضرت بابا حسن بابای هفتاد بابا بوده است . زادگاه او نهند و مزارش در سرخاب می باشد . شیخ محمود شبستری در کتاب سعادتنامه از حضرت

باباحسن حکایتی آورده است . سلطان پیره خواجه خان امرودی ، مرید حضرت شیخ مصطفی عزیز کندی و او مرید شیخ بابا مراغی و او یکی از خلفای حضرت شیخ زاهدابراهیم گیلانی است. مرقدفیض آثارخواجه محمدخوشنام درشهرخواجه است .مشهوراست که طریقه صوفیه ازخواجه وبه برکت خواجه محمدخوشنام درآذربایجان شهرت یافته است . شهیدشیخ سلیم ، میرزاحسین واعظ آرباتانی ، شوری بخشایشی ، آیت الله اعتمادی خواجه، توپچی هریسی، استادعبدالله واعظ، ودههاشخصیت برجسته دیگرستارگان درخشان علم ، معنویت وایثارومبارزه هستند.

فرش هریس

صنایع دستی جایگاه بالایی درهنرهریس دارد. هنرمندان گمنام ولی ماهروزبردست وطراحان سالخورده وصبوربرای مخلوق دست خویش ، نقش ونگارهایی پررمزورازتدارک می بینند وباگره زدن برنخ ، چنان منظره های فریب دهنده ای می آفرینندکه انسان ازتماشای آنهاسیرنمی شود. دستان معجزه گرزنان هریسی عموماومردان آن خصوصا، روزگاری درخدمت حلاجی، نمدبافی، جاجیم بافی، همیان بافی، زیلوبافی، وقالی بافی بوده است . قالی هریس علاوه برآنکه دارای شهرتی جهانی است حاوی هنرسحرآمیزی است که ازنظرظرافت ، نقشه واستحکام ازاستثنائات است.



تاريخ : چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 | 11:27 | نویسنده : moharramfarzaneh |